تست شخصیت شناسی MBTI ⚡ رایگان

تست شخصیت شناسی MBTI ⚡ رایگان

تست شخصیت شناسی MBTI ⚡ رایگان تست شخصیت شناسی MBTI ⚡ رایگان
پست وبلاگی
علائم افسردگی مدت مطالعه: 16 دقیقه
ای سنج 06 مرداد 1398 مدت مطالعه: 16 دقیقه

علائم افسردگی

در این مقاله می خواهیم به طور جامع در مورد علائم افسردگی (depression Symptoms) صحبت کنیم. آن چیزی که در ابتدا باید به آن اشاره کرد این است که افسردگی، یک اختلال ساده نیست که بسیاری از ما حس کنیم گرفتار آن شده‌ایم یا آن را به عنوان یک برچسب، برای توصیف وضعیت اطرافیان خود به ‌کار ببریم. باید به خاطر داشته باشیم که افسردگی به شکلی که در گفتگوی روزمره به‌ کار می‌بریم، بیشتر به غم و اندوه مقطعی شبیه است. اما اگر منظورمان از افسردگی اشاره به بیماری افسردگی است، باید به خاطر داشته باشیم که این بیماری، نشانه‌ها و علائم بالینی مشخصی دارد و به سادگی، به زندگی هر انسانی راه پیدا نمی‌کند. به همین خاطر در ادامه می خواهیم براساس فهرست مطالب زیر به این موضوع به طور جامع بپردازیم:

فهرست مطالب

افسردگی چیست؟

فردی کـه دچار افسردگی می‌شود مـدام گـرفتار پاره‌ای‌ اوهام، افکار و اندیشه‌های غیر منطقی و مزاحم است، چنین فردی نمی‌تواند با محیط اجتماعی‌ اطراف‌ خویش، ارتباطی منطقی و مفید برقرار کند و از نوعی سردرگمی رنج می‌برد. او خود را جدا از محیط و فـضای اجتماعی‌ اش می داند و  روان خویش را به‌ انزوا می کشاند. در‌ نتیجه در معرض افکار مزاحم و اندیشه‌های پوچ و بی اساس و مخرب ذهنی قرار می‌گیرد. چنین فردی نه فقط از زندگی‌ خویش راضی نیست و لذت نمی‌برد بلکه  ظرفیت تحمل  شادی و خـوشبختی‌ دیـگران را ندارد و پیوسته وضع زندگیش را با دیگران مقایسه می‌کند، کاستی‌های زندگی خویش را می‌بیند و به حال‌ آن غبطه می‌خورد یا حسد می‌ورزد. چنین فردی در اعمال و رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی از قبیل کار و ورزش، تمرکز و آرامش ندارد و کارایی‌اش پایین می‌آید.

افسردگي در دورهای جواني، ميان سالي و سالمندی

پژوهندگان داده هايي را تهيه كرده اند كه احتمال افسردگي در بزرگسالان را با تجارب اوليه مربوط به از دست دادن مي سازد. افسردگي در بين ميانسالان آن طور كه سابقاً مقرر بوده، و متناسب با سن افراد، افزايش نمي يابد. می توان گفت افسردگي در سالمندان شايع تر از جمعيت كلي است.  دليل تشخيص كمتر افسردگي در سالمندان ممكن است به اين مشاهده مربوط باشد كه افسردگي در سالمندان بيشتر با علائم جسمي ابراز مي شود تا در گروه هاي سني جوان تر.

گزارش آماری

مطالعات مختلف ميزان  سطوح افسردگي را بين 25 تا 50 درصد گزارش كرده اند. تعدادي از مطالعات حاكي از آن که است افسردگي در سالمندان با وضعيت اجتماعي اقتصادي پايين، از دست دادن همسر، بيماري جنسي همزمان و كناره گيري اجتماعي رابطه دارد. چندين مطالعه حاكي است كه افسردگي در سالمندان كمتر از حد واقعي تشخيص داده شده يا درمان مي شود، به خصوص توسط پزشكان عمومي.

نظريه هاي افسردگي

نظريه هاي روانكاوي

نظريه هاي روانكاوي دربارة افسردگي بيشتر بر فقدان، وابستگي بيش از حد به تأييد  درون سازی خشم تمركز دارند.

فقدان

بنظر كارل آبراهام، «فقدان شئ ليبيدويي»، دوره هاي آشكار بيماري افسردگي را تسريع مي كند. اين فقدان، به فرآيندي قهقرايي مي انجامد كه در آن ايگو از حالت عملكرد پخته به حالتي كه در آن ضربة خردسالي مرحلة دهاني ـ ساديستي رشد ليبيدويي مسلط است. (به علت يك فرآيند تثبيت در اوايل كودكي) پناه مي برد. در تئوري ساختاري فرويد، درون فكني دوسوگرايانه شئ مفقود درايگو به علائم مشخص منجر مي گردد كه بازتاب كمبود انرژي قابل وصول براي ايگوست. وقتي ايگو بر سوپرايگو تسلط يافته يا با آن در مي آميزد،‌ انرژي وابسته به علائم افسردگي آزاد شده و در نتيجه افكار بصورت يك حالت درماني با علائم مشخص فزوني انرژي ظاهر مي گردد. مردان و زنان بطور متفاوت در برابر فقدانها و ضايعه ها از خود عكس العمل نشان مي دهند. زنان عمدتاً به واسطه‌ قطع و گسيختگي ارتباط و پيوندشان با شخص ديگر افسرده مي شوند، در حاليكه مردان عمدتاً به  علت از دست دادن ايده آل و يا هدف بزرگ عيني، افسرده مي شوند. ساليان  متمادی، نظرية پايدار در خصوص اين تفاوت، حاكي از اين بود كه زنان بيش از اندازه به روابطشان وابسته بوده و توان فرديت يابي و استقلال فردي را ندارند . اين ديدگاه هنوز هم به قوت خويش باقي بوده و برخي از درمانگران از اين نظرگاه به افسردگي زنان نگاه مي كنند.

خشم معطوف به درون

خشم معطوف به درون از تفكرات روانكاوي اولية فرويد و كارل آبراهام مشتق شده ست. فرويد در مقالة كلاسيك خود «سوگ ملانكولي» رد پاي خشم را به طرد شدن از جانب يك فرد محبوب ، معمولاً مادر يا پدر در اوان كودكي مي رساند . فرد طرد شده، ناتوان از ابزار خشم به دليل احساس گناه، شخص طرد كننده را در وجود خود «جذب» كرده يا با آن همانند سازي مي كند و سپس خشم را متوجه خود مي سازد. طبق نظرية روانكاوي، اين خشم گرفتن نسبت به خود است كه موجب كاهش احترام به نفس مي گردد. اتهام به نقش آشكار و نياز ابراز شده براي تنبيه مشخصة افسردگي ملانوليك است. در زندگي آینده، هر گونه فقدان يا طرد موجب فعال شدن دوبارة خشم (همچنان معطوف به خود) و پديد آمدن واكنش افسردگي مي گردد. معمولاً مكانيسم های دفاعي در بيماران افسرده به شكل های زیر صورت می گیرد:
جابجائي (مثلاً بيمار از طنز مصنوعي براي پوشانيدن افسردگي خود بهره مي جويد).
تبديل (افسردگي ممكن است به نشانه ها و فشارهاي جسماني تبديل شوند).
انكار (انكار نشانه هاي افسردگي در خود).

رويكرد شناختي بك

آئرون بك (1921)، روانپزشكي است كه شناخت درماني را بعنوان درماني براي افراد افسرده مطرح نمود و امروزه اين روش بعنوان يكي از مؤثرترين درمانهاي موجود براي اين اختلال مورد توجه قرار گرفته است . بك در تحليل بيماران افسرده سه موضوع مشترك را شناسايي كرد:

تفسير منفي از وقايع بيروني

ديدگاه بدبينانه اي نسبت به آينده

بيزاري ازخود

بك علت هر سه ديدگاه تحريف شده را مجموعة مشتركي از خطاهاي منطقي فرض نمود. ديويد برنز (1980)، همانند بك، يك شناخت درمانگر مي باشد و مشابه او ده خطاي شناختي را كه منجر به حال بد مي شوند ، ذكر مي كند. اين ده خطاي شناختي به طور خلاصه عبارتند از :

تفكر هيچ يا با همه چيز: ‌همه چيز سفيد و در غير اينصورت سياه دیده می شود.

تعميم مبالغه آميز: هر حادثة منفي  شكستي تمام عيار و تمام نشدني تلقي می شود.

فيلتر ذهني: فرد تحت تأثير يك حادثة‌ منفي، همة واقعيتها را تار مي بيند و به جزئي از حادثة منفي توجه مي كند و بيقه را فراموش مي كند.

بي توجهي به امر مثبت: فرد با بي ارزش شمردن تجربه هاي مثبت ،‌اصرار بر مهم نبودن آنها دارد.

نتيجه گيري شتاب زده: فرد بي آنكه زمينة‌ محكمي وجود داشته باشد نتيجه گيري شتابزده مي كند.

بزرگ نمايي: اشتباهات خود را مبالغه آميز جلوه دادن و از سوي ديگر اهميت ندادن به جنبه هاي مثبت زندگي خود.

بايد ها:‌ فرد انتظار دارد كه اوضاع آنطور كه مي خواهد باشد.

برچسب زدن: فرد خود و ديگران را محكوم به آن صفت مي كند.

شخصي سازي و سرزنش: فرد خود را بي جهت مسئول حادثه اي قلمداد می كند.

استدلال حسي: احساسات منفي را انعكاس از واقعيتها مي داند. مثلاً اگر احساس غمگيني مي كند، استدلال مي كند كه حتماً آدم افسرده اي است.

نظريه هاي يادگيري

به طور كل پيش فرض نظريه هاي يادگيري آن است كه افسردگي با فقدان تقويت رابطه دارد. دلايل زيادي براي اين فقدان تقويت وجود دارد. پاسخ ها ممكن است بدين دليل مورد تشويق قرار گيرند كه هيچ تقويتي دريافت نداشته اند يا پاسخي ناخوشايند يا تنبيه كننده به دنبال داشته اند. بسياري از نظريه پردازانی كه به ديدگاه يادگيري معتقدند بصورت گسترده ای تحت تاثير كارهاي بي. اف. اسكيز( به صورت شرطي سازي عامل) بوده اند. انديشه هاي مربوط به كارهاي اسكيز از طريق تأکید بر  تأثیر متقابل اجتماعي، به ويژه اينكه چگونه رفتار ساير افراد به عنوان تقويت مي تواند عمل نمايد اصلاح گرديده است.

رويكرد تقويت

نظريه هاي يادگيري دربارة افسردگي،‌ بيشتر بر شيوه هاي زندگي فعلي فرد تمركز دارند تا تجارب گذشتة او. رويكرد تقويت بر اين اصل استوار است كه افراد به اين علت افسرده مي شوند كه محيط اجتماعي آنان، كوچكترين تقويت مثبتي فراهم نمي آورد. بسياري از رويدادهايي كه موجب بروز افسردگي مي شوند، (مانند مرگ يكي از عزيزان ، شكست در شغل و نداشتن سلامت) در عين حال امكان تقويت های معمولي را كاهش مي دهند. وقتي افراد، افسرده و نافعال مي شوند، همدردی  وتوجه نزديكان و دوستان بصورت منبع عمدة تقويت براي آنان در مي آيد.
مردم از مصاحبت با كسي كه پذيراي شادي نيستند، زود خسته مي شوند، به طور خلاصه از ديدگاه يادگيري يا رفتاري، تقويت نه تنها براي يادگيري پاسخها مهم است، بلكه براي تحكيم آنها نيز ضروري است. بنابراين يكي از نتايج احتمالي فقدان تقويت در محيط، افسردگي است. افسردگي در اين ديدگاه بيانگر كاهش رفتار و يا كمتر شدن ميزان پاسخ است. فرد افسرده به اين خاطر پاسخ نمي دهد كه تقويت مثبت در محيط او به چشم نمي خورد. بنابراين رفتار شخص افسرده نهايتاً باعث بيزاري حتي نزديك ترين اطرافیانش مي شود، و اين امر، نه تنها تقويت هاي دريافتي او را بيش از پيش كاهش مي دهد  بلکه بر انزواي اجتماعي و ناكامي او نیز مي افزايد .

درماندگي آموخته شده

سليگمن (1975) بين درماندگي و افسردگي روابطي مشاهده كرده است. بنظر او درمان افسردگي بايد با تجارب يادگيري باطل كنندة احساس درماندگي در مورد آنچه كه انجام مي دهد صورت بگيرد. توضيح سليمگن از پديدة درماندگي آموخته شده اين است كه حيوان يا انسان مي آموزد كه رويدادها از كنترل وي خارج است. سپس اين باور كه رويدادها از واكنش ارگانيزم، مستقل است ، پيامدهای عاطفي ،‌شناختي و هيجاني زير را به همراه خواهد داشت:

رويدادهاي غيرقابل كنترل، انگيزة ارگانيزم را براي بروز پاسخهايي كه ممكن است موقعيت را تحت كنترل درآورد تضعيف مي كند.

  موجود زنده بدليل غيرقابل كنترل بودن رويدادهاي قبلي به سختي ياد مي گيرد كه واكنش او مي تواند بر رويدادهاي ديگر تأثير داشته باشد.

تكرار تجاربي از نوع رويدادهاي غيرقابل كنترل، سرانجام به حالتي عاطفي منجر مي شود كه شبيه افسردگي در انسان است.

علل افسردگی

عوامل بسيار متعددي كه برخي جنبة عمومي و بعضي جنبة اختصاصي دارند ممكن است باعث افسردگي شوند. بنظر مي رسد عوامل ارثي خانوادگي و شرايط و خصوصيات رشد و تكامل فرد، ‌عوامل زير بنايي و سبب ساز اين بيماري باشند . پاره اي از عوامل دیگر عبارتند از: شكست،‌ بيماري، سوگواري، ‌كم خوني، ‌نارسائيهاي غدة تيروئيد،‌ تغيير فصل، غدة مغزي، بيماري پاركينسون، عفونتهاي حاد ويروسي، داروهاي ضد فشار خون و برخي داروهاي شيميايي ديگر.

عوامل بيولوژيك

سه رشته قراين، تأثير ژن هاي معيوب را حداقل در مستعد ساختن فرد نسبت به اختلالات خلقي نشان مي دهند:

خويشاوندان نسبي مبتلايان به اختلالات خلقي نسبت به جمعيت كلي،‌ ميزان بروز بالاتري از اين اختلال را نشان مي دهند.

ميزان تطابق، براي اختلالات خلقي در دو قلوهاي مشابه (يك تخمكي) بسيار بالاتر از ميزان آن در دوقلوهاي نامشابه (دو تخمكي) كه ژنهاي متفاوت دارند است.

مطالعه بر روي دوقلوهاي يك تخمكي كه جدا از هم بزرگ شده اند، ‌حصول اطمينان ازاين موضوع را كه در زمينة ژنتيك مشابه، عوامل محيطي احتمالاً نا مشابه باشند، امكان پذير مي سازد. در دوقلوهاي يك تخمكي ميزان تطابق براي اختلال خلقي حتي اگر محيط رشد آنها متفاوت باشد بالاتر است.

عوامل بيوشيميايي

تحقيقاتي كه بر آثار داروهاي ازدارنده اكسيدازهاي تك آميني و داروهاي ضافسردگي سه حلقوي و همچنين ليتيوم، بر انتقال دهنده هاي عصبي سروتونين و نوارپي نفرين تأکید داشته اند مؤيد اين مطلب هستند كه افسردگي با كمبود، و شيدايي با ازدياد يكي از اين دو انتقال دهنده هاي عصبي در ابتلا به  مرتبط هستند. كاهش در تعداد مكانهاي جذب مجدد سروتونين و افزايش غلظت سروتونين در اتوپسي مغز افرادی که خودكشي کرده اند، مشاهده شده است . قرايني هم وجود دارد كه فعاليت دوپاميني ممكن است در افسردگي كاهش و در شیدایی افزايش يابد. براي بي نظمي استيل كولين نيز در اختلالات خلقي قرايني در دست است.

عوامل عصبي ـ غددي

غدد درون ريز مايعاتي ترشح مي كنند و تأثير اين عوامل هورموني، كانون پژوهش هاي زيادي بوده است. محور هيپوتالاميك ـ هيپوفيزي ـ آدرنال كم كار (موسم به LHPA) در افراد افسرده به افزايش ترشح كورتيزول منجر مي شود. همچنين در افسردگي كندي آزاد شدن TSH (هورمون محركة تيروئيد) ،‌كاهش هورمون رشد (GH) كاهش هورمون محركة فوليكول (FSH) ،‌كاهش هورمون لوتئنابزينك (LH)، ‌كاهش ترشح شبانة ملاتونيل و كاهش تستسترون در مردها وجود دارد. همچنين مشاهده شده است كه اختلالات عصبي هسته هاي قاعده اي و سيستم لیمبيك،‌ احتمالاً با علائم افسردگي تظاهر مي كنند. سيستم لیمبيك و هسته هاي قاعده اي رابطة نزديكي با هم دارند. سیستم لیمبیک در ايجاد هيجانات نقش عمده ای دارد. اختلال عمل هيپپوتالاموس، تغييرات خواب،‌ اشتها و رفتار جنسي و نيز تغييرات بيولوژيك در غدد درون ريز، ايمني و بيولوژيك مطرح مي سازد. قامت خميده، ‌كندي حركتي و اختلالات شناختي كه در افسردگي ديده مي شود شباهت زيادي به اختلالات هسته هاي قاعده اي نظير بيماري پاركينسون و ساير دمانسهاي تحت قشري دارند.

علائم افسردگی

به طور کلی افسردگي بر خلق، تفكر، جسم و رفتار اثر مي گذارد:

خلق خو يا «روحيه»

خلق در افسردگي توام با حزن، اندوه، دل تنگي و نگراني است، شخص علاقه خود را به فعاليت ها، حتي آن فعاليت هايي كه بر ايشان لذت بخش بوده از دست مي دهند.  شخص افسرده ممكن است بخش مهمي از زندگي خود را در اندوه به سر برد يا مدام گريه كند. افراد افسرده ممكن است از خستگي يا فقدان انگيزه شكايت كنند، بخصوص براي شروع كارهاي تازه كه براي فرد دشوار است . اين بي علاقگي در صبح ها بيشتر است.  به طور كلي، خلق پایین، ويژگي اصلي افسردگي است و عموماً آثاري چون غم، رنج و تنهايي را به همراه دارد و فعاليتهايي كه قبلاً موجب خشنودي و خوشحالي مي شدند، كسالت آور و يكنواخت احساس مي شوند.

 تفکر

تفکر بيماران افسرده معمولاً نگاهي منفي به خود و دنيا پيدا مي كنند. متون ذهني آن ها معمولاً شامل اشتغال ذهني غير هذیانی در مورد فقدان، احساس گناه، خودكشي و مرگ است. حدود 10% تمام بيماران افسرده عوارض بارز اختلال تفكر را دارند. كه به معمولاً به صورت انسداد فكر يا فقر محتواي فكر است. در شرايط افسردگي گاه اشخاصي كه معمولاً در برخورد با نقطه نظرهاي مختلف شكيبايي به خرج مي دهند عيب جو مي شوند. فرد افسرده با سماجت در مخالفت با پيشنهادات و دستورات و يا راهنمايي هاي ديگران مقاومت مي كند. افراد افسرده گاه در مقام تحقير خويش بر مي آيند و گاه گناهی را كه به آنها بي ارتباط است به گردن مي گيرند، اين افراد مصراً به امور بدبين هستند و گاه از خود كشي حرف مي زنند و حتي به اين كار اقدام مي كنند. در شرايط افسردگي تمركز كردن و رسيدگي به يك امر خاص دشوار است و نهايتاً می توان ذکر کرد که تصميم گيري براي افراد افسرده دشوار است.

عملكرد جسماني

اغلب از دست دادن اشتها و كاهش وزن در افسردگي خفيف و شديد را شامل مي شود. اختلالهاي خواب، مخصوصاً بي خوابي معمولاً روي مي دهند، اختلالهاي خواب و كاهش وزن به خستگي و ضعف منجر مي شوند كه به احساسهاي افسردگي افزوده مي شوند. افراد افسرده ممكن است ميل و پاسخ دهي جنسي را نيز از دست بدهند. در افسردگي خفيف، هنگامي كه فرد به صورت بي اختيار غذا مي خورد، گاهي افزايش وزن روي مي دهد.  به طور كلي كم اشتهايي و همراه آن كاهش وزن يكي از نشانه هاي متعارف افسردگي است. اما در برخي از انواع افسردگي اشتها و وزن افزايش مي يابد. اغلب افسرده ها از خواب راحت محرومند، اما در مواردي نيز خواب بسيار سنگين و بيدار شدن از آن دشوار مي شود.  

تغييرات رفتاري

فرد افسرده رفتارهايي همراه با گريه، ابراز اندوه و حالت بدني خموده، بي قراري و به هم فشردن دست ها را از خود نشان مي دهند. گروهي كه داراي افسردگي شديد هستند ممكن است از عهده كارهاي روزمره خود مثل پوشيدن لباس و شستشو بر نيايند. اغلب بيماران افسرده نسبت به انجام فعاليتهايي كه زماني از آن لذت مي بردند بي علاقه مي شوند و احتمالاً از ميزان مشاركتها و فعاليتهاي اجتماعي خود مي كاهند و بعضاً حتي نسبت به سرو وضع خود بي تفاوت مي شوند و يا از انجام تكاليف آموزشي، شغلي يا كارهاي منزل سرباز مي زنند. افرادي كه خلق پائين دارند و يا به عبارتي افسرده هستند با كاهش انرژي و علاقه و اشكال در تمركز مواجه هستند. اين اختلال عملاً هميشه منجر به اختلال در عملكرد شغلي، روابط اجتماعي و بين فرد مي گردد. متخصصين معتقدند كه يكي از عوامل اجتماعي خطر ساز و ايجاد كننده افسردگي بيكاري است، افراد بيكار سه بار بيشتر از افراد شاغل احتمال تجربه دوره هاي افسردگي را دارند. در DSM-V-TR يكي از علائم افسردگي خفيف، تخريب جزئي در عملكرد شغلي يا فعاليت اجتماعي و روابط با ديگران ذكر شده ولي اين علائم با شدت يافتن افسردگي افزايش يافته و به طور قابل ملاحظه در عملكرد شغلي يا فعاليت معمول اجتماعي و روابط با ديگران اختلال ايجاد مي كند. تقريباً همه بيماران افسرده (97% ) از كاهش انرژي كه منجر به بروز اشكال در تكميل تكاليف، اختلال در كار تحصيلي و حرفه اي و كاهش انگيزه براي انجام طرح هاي تازه مي گردد رنج مي برند.

ملاک های تشخیصی در DSM-5 

ملاک های DSM5 برای اختلال افسردگی اساسی

حداقل پنج تا از علایم زیر همزمان در یک دوره دو هفته ‏ای وجود داشته باشد:

نکته

علایمی را که به وضوح از بیماری طبی عمومی ناشی شده است و نیز هذیان‏ها و توهم‏های ناهماهنگ با خلق را منظور نکنید.

خلق افسرده در اکثر اوقات روز و تقریباً همه روزها، چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش (مثلاً احساس کند غمگین است، یا احساس پوچی کند)، چه طبق مشاهده دیگران (مثلاً بگویند گریان به نظر می‏رسد). نکته: در اطفال و نوجوانان می‏تواند به صورت خلق تحریک‏پذیر باشد.

کاهش واضح علاقه ‏مندی یا لذت بردن از همه یا تقریباً همه فعالیت‏ها، اکثر اوقات روز و تقریباً همه روزها (چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش، چه بنا بر مشاهده دیگران.

کاهش چشمگیر وزن بدون اجرای برنامه (رژیم) خاصی برای لاغری، یا افزایش وزن (مثلاً تغییر وزن بدن بیش از پنج درصد در عرض یک ماه)، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریباً همه روزها. نکته: در کودکان نرسیدن به وزن قابل انتظار را باید در نظر گرفت.

کم ‏خوابی یا پرخوابی.

سرآسیمگی یا کندی روانی ـ حرکتی (برای دیگران مشهود باشد، نه اینکه فقط خود بیمار احساس ذهنی بی‏قراری یا کند شدن را گزارش کند.

احساس خستگی یا از دست دادن انرژی .

احساس بی ‏ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نامتناسب (که حتی ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (صرف ملامت نفس یا احساس گناه به خاطر بیمار بودن کافی نیست.

کاهش قدرت تفکر یا تمرکز، یا احساس بلاتصمیمی، تقریباً هر روز (چه طبق گزارش بیمار از احساس ذهنی خود، چه بنا بر مشاهده دیگران.

افکار عود کننده‏ای درباره مرگ (نه فقط ترس از مردن)، فکر مکرر خودکشی بدون هیچ نقشه خاصی، اقدام به خودکشی، یا داشتن نقشه‏ای معین برای انجام خودکشی.

علایم مذکور واجد ملاک ‏های دوره مختلط نباشد.

علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری برای بیمار ایجاد کرده باشد و یا کارکردهای او را در حوزه‏های اجتماعی، شغلی، یا سایر حوزه‏های مهم زندگی مختل کرده باشد.

علایم ربطی به اثرات جسمی مستقیم یک ماده (مثلاً ماده‏ای که مورد سوءمصرف قرار می‏گیرد، یا یک دارو) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل کمکاری تیرویید) نداشته باشد.

داغ‏ دیدگی، توجیه بهتری برای علایم نباشد، یعنی به دنبال از دست رفتن فرد محبوب، علایم بیش از دو ماه طول کشیده باشد، یا مختل شدن واضح کارکردها، اشتغال ذهنی شدید با احساس بی‏ارزشی، فکر خودکشی، علایم روانپریشی، یا کندی روانی ـ حرکتی به شکلی مشخص وجود داشته باشد.

ملاک های DSM5 برای اختلال افسردگی مداوم

این اختلال بیانگر اختلال افسردگی مداوم و اختلال افسرده خویی است که در DSM4 توصیف شده است.

خلق افسرده در اکثر اوقات روز و در اکثر روزها به مدت حداقل دو سال، که نشانه‏اش گزارش خود فرد از حالت درونیش باشد، یا مشاهده دیگران.

وجود حداقل دو تا از موارد زیر همزمان با افسردگی:

کم‏اشتهایی یا پرخوری

بی‏خوابی یا پرخوابی

کمبود انرژی یا خستگی

کاهش اعتماد به نفس

ضعف در تمرکز یا دشواری در گرفتن تصمیم

احساس نومیدی

طی این دوره دو ساله اختلال (یک ساله در مورد کودکان و نوجوانان) فرد هرگز بیش از دو ماه فارغ از علایم ذکر شده در ملاک‏های بالا نبوده باشد.

طی اولین دوره دو ساله اختلال (یک ساله در مورد کودکان و نوجوانان) هرگز دوره افسردگی اساسی‏ ای رخ نداده باشد، یعنی علایم را نتوان با اختلال افسردگی اساسی مزمن یا اختلال افسردگی اساسی در حالت فروکش نسبی، بهتر توجیه کرد.

نکته

پیش از پیدایش اختلال دیس‏تایمی، دوره افسردگی اساسی‏ای بوده باشد، منتها باید در فروکش کامل باشد (یعنی به مدت دو ماه هیچ نشانه یا علامت چشمگیری وجود نداشته باشد). وانگهی پس از دو سال اول اختلال دیس‏تایمی (یک سال در کودکان و نوجوانان) همچنین می ‏شود که دوره‏هایی از اختلال افسردگی اساسی سوار شوند، که در این صورت اگر ملاک‏های دوره افسردگی اساسی وجود داشته باشد، هر دو تشخیص را می‏توان مطرح کرد.

هرگز نباید دوره‏ای از نوع مانیا، مختلط، یا هیپومانیا وجود داشته باشد و ملاک‏های مربوط به اختلال سیکلوتایمی را نیز فرد هرگز نباید داشته باشد.

علایم مزبور نباید صرفاً در سیر یک اختلال روانپریشی مزمن نظیر اسکیزوفرنی یا اختلال هذیانی رخ داده باشد.

علایم مزبور نباید ناشی از اثرات جسمی مستقیم یکی از مواد (مثل داروهای مورد سوء مصرف، یا داروهای طبی) یا یکی از بیماری‏های طبی عمومی (نظیر کم‏کاری تیروئید) باشد.

علایم مزبور به لحاظ بالینی ایجاد رنج و عذاب چشمگیر کرده باشد، یا کارکردهای اجتماعی، شغلی، یا سایر کارکردهای مهم فرد را به نحو قابل توجهی مختل ساخته باشد.

درمان افسردگی

دارو درماني

دو گروه عمده از داروها كه براي درمان افسردگي مورد استفاده واقع مي شوند، سه حلقه اي ها و بازدارنده ها هستند. كه هر دو گروه ميزان نوراپي نفرين را افزايش مي دهند. ولي اثرات آنها تا حدودي متفاوت است منع بازدارنده های مونوآمين اكسيد از تجزيه نوراپي نفرين را عقب مي اندازد، به طوري كه مدتي طولاني تر فعال باقي مي ماند. داروهاي سه حلقه ای، از طريق نورون انتقال دهنده، جذب مجدد نوراپي نفرين را كُند، ساخته بدين ترتيب ميزان آن را در سيناپس بالا مي برد. 

بیشتر بدانید

معمولاً داروهاي سه حلقه ای برتري دارند زيرا بازدارنده های MAO خطرات جانبي بالقوه بيشتري دارند، مخصوصاً اگر با غذاهايي مصرف بشوند كه داراي موادي به نام تيرآمين (مانند، پنير، شوكولات، بستني و شراب) هستند كه موجب مسموميت و بالا رفتن فشار خون تا بدان حد مي شود كه براي زندگي تهديد كننده است. براي درمان با دارو به چندين هفته وقت نياز است. اولين سه حلقه ای، ايمي پرامين است كه احساس افسردگي را كاهش مي دهد و اولين منع كننده MAOايپرونايزيد است كه معلوم گرديده كه در افراد مبتلا به بيماري هاي ريوي، ايجاد شادي مي كند. برخي از سه حلقه ای ها شامل ايمي پرامين،  اِمی ترپتيلين و اونتيل می باشد كه تأثير آنها كند است و ممكن است درمان تا سه هفته طول بكشد. بازدارنده های MAO نیز شاملايزوكاربوكينريد، پارنيت فلزين است. اختلالات دوقطبي (ماني- افسردگي) اغلب بالتيوم درمان مي شود.

ورزش‌درمانی

نرمش‌های هوازی گاه‌ به تنهایی در کاهش افسردگی مؤثرند و گاه نیز بـه  مـثابه تقویت‌کنندهءتأثیر دارودرمانی عمل‌ می‌کنند‌ و طول‌ دورهء بهبود را نیز طولانی‌تر‌ می‌کنند. ورزش، ابزار درمانی‌ مناسبی برای‌ مقابله با اضطراب و تـنش اسـت. ورزش‌ سطح بـرخی ناقل‌های عصبی(مانند اندورفین‌ها) را در بدن افزایش می‌دهد و در نتیجه به بهبودی خلق‌وخوی فرد کمک‌ می‌کند. مفروض‌ است‌ که‌ افزایش مـقدار فنیتیلامین‌ در بدن، در کاستن‌ از افسردگی‌ مؤثر است. از سویی، پژوهش‌ها نشان می‌دهند کـه در نتیجهء ورزش(به‌ویژه دویدن)، سطح اسید فنیل اسـتیک در ادرار افـزایش می‌یابد. بنابراین، می‌توان چنین استنباط کرد که‌ ورزش با‌ بالا‌ بردن‌ سطح فنیتیلامین‌ در بدن از تنش و افسردگی می‌کاهد. 

گزارش آماری

پژوهش‌های انجام شده نشان‌ می‌دهد که ورزش روزانه و مستمر در کاهش افسردگی تـأثیر قابل‌ملاحظه‌ای‌ دارد.بیمارانی که در کنار دارودرمانی، نرمش نیز می‌کنند، چنانچه‌ پس‌ از اتمام‌ دورهء دارودرمانی همچنان بـه‌ ورزش‌درمانی‌ (انجام نـرمش‌های‌ هوازی) ادامه دهـند،احتمال عود علایم‌ افسردگی در آنان بسیار کاهش می‌یابد.

درمان شناختی رفتاری

مطالعات نشان داده اند که شناخت درمانی در درمان اختلالات افسردگی مؤثر است؛ در اکثر این مطالعات معلوم شده است که اثربخشی شناخت درمانی با دارودرمانی مساوی است؛ عوارض آن کمتراز دارودرمانی است و در پیگیری هم نتایجی بهتر از دارودرمانی داشته است. در مجموع شناخت درمانی نقشی پیشگام در اعتباریابی تجربی درمان روان شناختی ساختاریافته برای افسردگی داشته است. درمان شناختی- رفتاری افسردگی، آنگونه که توسط بک و همکارانش  (1979) مطرح شده است، امروزه بیش از همه، مورد استقبال قرار گرفته است و به گسترده ترین وجه مورد ارزیابی واقع شده و اثربخش بوده است. 

نوروفیدبک

در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی نوروفیدبک در اغلب موارد بهبود دهنده بوده است. در نقشه مغزی افراد افسرده نشانه‌های مختلفی دیده می‌شود که بعضی از آن‌ها عبارتند از: افزایش یا کاهش فوق‌العاده در فعالیت امواج بتا و آلفا در سراسر یا بخشی از مغز؛ کاهش یا افزایش موج دلتا؛ کاهش یا افزایش غیرطبیعی کوهرنس. استفاده از نوروفیدبک منجر به انجام اصلاحات در الگوی امواج مغزی افراد افسرده می‌گردد. تغییر در میزان سروتونین و نوراپینفرین که دو انتقال‌دهنده عصبی هستند از علل بروز افسردگی است. نقل و انتقالات انتقال‌دهنده‌ها از مباحث مربوط به شیمی مغز است. 

نکته

نکته در اینجاست که تغییر در شیمی مغز به تغییر در امواج، و تغییر در امواج به تغییر در شیمی مغز می‌انجامد. لذا استفاده از نوروفیدبک و اصلاح الگوی امواج مغزی سبب ایجاد تعادل در نقل و انتقالات مواد شیمیایی مغز می‌گردد. نوروفیدبك ساز و كار اصلی كه مغز به آن وسیله برانگیختگی فیزیولوژیك را كنترل می‌كند تحت كنترل درآورده و مكانیزم برانگیختگی را طبیعی می‌سازد. این روش صرفنظر از علت افسردگی اثربخش است. 

شوک درمانی

به‌طور معمول از شوک درمانی‌ برای‌ درمان‌ افراد مبتلا به‌ افسردگی شدید و گاه نـیز درمـان افـراد مـبتلا به مـانیا استفاده می‌گردد. هرگاه‌ دارودرمانی و روانـ‌درمانی،برای‌ بـهبود علایم‌ افسردگی سرعت کافی نداشته‌ باشد،از شوک‌درمانی‌ نیز‌ کمک‌ می‌گیرند. این شیوه مؤثر، ایمن و بدون درد است. روش‌های به کارگیری‌ شوک ‌درمانی طی سال‌های اخیر بـهبود چشم‌گیری یـافته است. 

بیشتر بدانید

در شیوه شک درمانی پس از دادن بیهوشی‌ مختصر و داروهای شل‌کنندهء عضلات، الکترودهایی به نـقاط‌ خـاصی‌ روی سـر بیمار وصـل مـی‌شود‌ و تـحریک‌های‌ الکتریکی خفیفی (حدود 30 ثانیه) به‌ مغز داده می‌شود که در نتیجه تشنج‌های‌ مختصری به‌وجود می‌آورد؛ البته بیمار این تحریک‌های الکتریکی و تشنج‌ها را احساس نمی‌کند. دورهء شوک‌درمانی معمولا بین 6 تا 12 جلسه و طی 3 تا 4 هفته‌ طول‌ می‌کشد.پس از پایان این دوره، از داروهای ضدافسردگی و روانـ‌درمانی‌ برای ادامه درمان کمک گرفته می‌شود و در مواردی نیز به منظور حفظ سطح بهبود بیمار،جلسات شوک ‌درمانی را با مقدار تحریک الکتریکی کمتری ادامه‌ می‌دهند. گرچه پس از‌ شوک ‌درمانی،برخی‌ عوارض‌ جانبی مانند‌ ضعف حافظه‌ مشاهده می‌شود، اغلب بیماران‌ علی‌رغم این عوارض،آن را بر رهایی از رنجی کـه در نـتیجه افسردگی شدید در درازمدت متحمل‌ می‌شوند، کاملا ترجیح می‌دهند. این نکته به‌ویژه‌ در مورد بیمارانی که تمایل به خودکشی‌ دارند،صادق‌ است؛زیرا‌ چه‌بسا‌ اگر قرار باشد آن‌قدر منتظر بمانند تا داروها اثر درمانی خود را نشان دهند، تمایل خـود را بـه خودکشی عملی سازند. 

 رابطه علائم افسردگی و جنسیت

مهم ترین علائم افسردگی در مردان

لازم به ذکر است که مردان در مقایسه با زنان خیلی کمتر دچار افسردگی می شوند. یعنی به طور معمول نتایج تست افسردگی در پژوهش ها حاکی از آن که مردان نسبت به زنان از افسردگی کمتری برخوردار هستند. ولی به هر حال این بیماری در مردان علائمی دارد که در ادامه به تفکیک گزارش می گردد:

حالت ناراحتی

حالت ناراحتی مردان با زنان متفاوت است و آن ها در زمان ناراحتی کمتر گریه می کنند و کمتر در رختخواب خود دراز می کشند آنان در زمان ناراحتی بیشتر تمایل دارند که دارو استفاده کنند همچنین لازم به ذکر است که ناراحتی و علائم افسردگی در مردان یک روزه برطرف نمی شود.

ناامیدی

مردانی که دچار افسردگی شده اند به راحتی با کوچکترین چیز ساده در زندگی روزمره دچار ناامیدی و سرخوردگی می شوند.

پرخوری

اغلب مردانی که دچار افسردگی می شوند تمایل زیادی به خوردن غذا پیدا می کنند و همین سبب اضافه وزن و چاق شدن آن ها می شود.

تمرکز بر مسائل کوچک و ناتوانی در لذت بردن

مطالعات نشان داده است که اغلب مردان افسرده بر مسائل کوچک و بی ارزش تمرکز کرده اند، این مساله تا حدی باعث می شود که آنان  نتوانند از مسائلی که مورد لذت مردم عادی هستند لذت ببرند.

افزایش بی قراری

مردان افسرده اغلب آنچنان دچار بی قراری می کنند که مدام از فعالیتی به فعالیت دیگر می روند و ثبات ندارند. گویی که می خواهند چند فعالیت را همزمان شروع کنند.

درد

مردان افسرده اغلب دچار دردهایی از قبیل درد کمر و معده درد می شوند. لازم به ذکر است که علت این درد ها ناشی از استرس های مزمن می باشد. مردان به ندرت رابطه افسردگی را با علائم اختلالات هاضمه (یبوست، اسهال) و درد مزمن (سردرد، درد کمر) تشخیص می دهند.

از دست دادن میل جنسی

افسردگی سبب می شود که مردان تمایل جنسی خود را از دست بدهند. به این دلیل که تمایل جنسی از مغز نشات می گیرد و توسط متابولیت های عصبی تحریک می شود که در سیگنال دهی بین سلول های مغز و تحریک گردش خون در اندام های جنسی نقش دارند. با این حال، وقتی مردان دچار افسردگی می شوند، این مواد دچار عدم تعادل می شوند.

اختلالات در خواب

یکی از نشانه های رایج در افسردگی مردان بی خوابی و یا پر خوابی در مردان می باشد.

مشکلات تمرکزی

مردان افسرده اغلب در پردازش اطلاعات و تمرکز بر مطالب ضعیف هستند. شدیداً دچار حواس پرتی می شوند به طوری که  نمی توانند روی هیچ فعالیتی تمرکز داشته باشند.

مشکل در تصمیم گیری

مردانی که افسردگی دارند در تصمیم گیری دچار مشکل می شوند. آن ها توانایی مردم عادی در تصمیم گیری یا انتخاب چیز جدیدی را ندارند. افسردگی باعث می شود پردازش اطلاعات مغز دچار مشکل شود و توانایی تصمیم گیری را کاهش دهد.

استرس

در واقع استرس های طولانی هم می تواند سبب افسردگی شود و هم می تواند یکی از نشانه های افسردگی باشد.

سو مصرف مواد

تحقیقات نشان داده است که افراد الکلی نسبت به افراد غیر الکلی ریسک بالاتری درابتلا به افسردگی دارند .

افکار خودکشی

مردان افسرده اکثر اوقات به این فکر می کنند چطور می توانند با اقدام به خودکشی به افسردگی خود پایان دهند. لازم به ذکر است که زنان نیز به خودکشی فکر میکنند اما طبق مطالعات انجام شده، مردان بیش از ۴ برابر این اقدام را انجام می دهند.

از دست دادن انرژی و هیجان

افسردگی یکی از دلایلی است که ممکن است انرژی و هیجان مردان را از بین ببرد. از دست دادن هیجان یا کناره گیری از فعالیت های روزانه مثل سرگرمی ها، ورزش، تعاملات اجتماعی و یا بیرون رفتن با دوستان از نشانه های افسردگی اصلی هستند .

مشکلاتی در روابط

زمانی که مردان دچار افسردگی می شوند و از آن رنج می برند طبیعتاً اعتماد به نفس، انرژی و تلاش شان را از دست می دهند. که این سبب رنجش و عصبانیت اطرافیان فرد می گردد در نتیجه مشکلات عدیده ای در روابط فرد بوجود می آید.

علائم افسردگی در مردان

مهم ترین علائم افسردگی در زنان

زنان اغلب به دلیل آشفتگی هورمون های زنانه نسبت به مردان بیشتر دچار افسردگی می شوند. به هر حال روان شناسان پس از مطالعه و بررسی نتایج تست افسردگی زنان، علائم افسردگی آنان را به شرح زیر اعلام کرده اند:

از دست دادن دلبستگی 

زنان افسرده اغلب اوقات احساس شادی نمی کنند و این به این معنی می باشد که دلبستگی و علاقه ی آن ها به همه امور و فعالیت های روزانه به طور کامل از بین رفته است.

احساس نا امیدی

زنان مبتلا به افسردگی براین باور هستند که اوضاع روز به روز در حال بدتر شدن می باشد و هیچ روزنه ی امیدی همچون پیشرفت تحصیلی، موفقیت شغلی، خانواده سالم برای خود درست نمی کنند .

احساس تنهایی

احساس تنهایی یک احساس واقعا دردآوری است. زنان افسرده اغلب به پزشک  مراجعه نمی کنند چرا که بر این باورند که پزشک نمی تواند به آن ها کمک کند.

دست کم گرفتن خود

زنان افسرده اغلب فکر می کنند که استعداد ندارند و خود را دست کم میگیرند و فکر می کنند که هیچ کاری نمی توانند انجام دهند بنابراین احساس بی فایده بودن می کنند.

از دست دادن انرژی

زنان مبتلا به افسردگی اغلب درای انرژی خیلی پایینی هستند

ماندن در شکست ها و اشتباهات گذشته

مدام در اشتباهات گذشته غوطه ورند که این ویژگی در زنان افسرده سبب میگردد که خودرا  بخاطر اشتباهات گذشته مورد سرزنش قرار دهند

گریه کردن بدون هیچ دلیلی یا گریه بیش از حد

زنان افسرده ممکن است به خاطر هیچ دلیلی گریه کنند. گریه کردن اغلب به دلیل نامعلومی رخ می دهد و این حالت ممکن است چند ساعت یا حتی چند روز در برخی موارد شدید ادامه پیدا کند.

داشتن درد

یکی از نشانه ها و علائم افسردگی در زنان سردرد و میگرن، کمردرد، درد قفسه سینه و مشکلات دستگاه گوارش می باشد .

 عدم تمایل جنسی

عدم تمایل جنسی نیز به عنوان یکی از نشانه های افسردگی در زنانی در نظر گرفته می شود که علاقه مند به داشتن رابطه جنسی با همسرشان نیستند و از رابطه شان لذت نمی برد.

قاعدگی نامنظم

قاعدگی نامنظم یکی از نشانه های واضح و علائم افسردگی در زنان است. افسردگی ممکن است بر الگوی شدید هورمونی تاثیر بگذارد که شامل چرخه طبیعی ۲۸ روزه برای زنان در سال های باروری می شود.

سختی در حفظ و نگهداری ظاهر

توجه به ظاهر یکی از دغدغه های اصلی افراد می باشد و تا حدودی این دغدغه در زنان خیلی بیتشر و حساستر می باشد . اما زمانی که زنان افسرده می شوند به سختی به ظاهر خود می رشند و اغلب اوقات پریشان چهره می باشند.

علائم افسردگی

جمع بندی ای سنج

در این مقاله به طور جامع در مورد علائم افسردگی صحبت کردیم. گرچه علاوه بر علائم افسردگی مباحث دیگه ای پیرامون موضوع افسردگی را مورد بحث قرار دادیم. همچنان که اذعان شد به طور کلی افسردگي بر خلق، تفكر، جسم و رفتار اثر مي گذارد و در ادامه آن ملاک های تشخیصی در DSM-5 معرفی شدند. همچنین در آخر قبل از این که تفاوت علائم افسردگی در بین زنان و مردان مورد بررسی قرار گیرد به شیوه های مختلف درمان افسردگی (دارو درمانی، ورزش درمانی، درمان شناختی رفتاری، نورفیدبک و شوک درمانی) پرداخته شد.
تا به حال کدام یک از علائم افسردگی را تجربه کرده اید؟ برای کاهش این علائم از کدام شیوه های درمانی استفاده کرده اید؟ لطفا دیدگاه و نظرات خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید