مدت مطالعه: 4 دقیقه
ای سنج 31 شهریور 1400 مدت مطالعه: 4 دقیقه

اثر پیگمالیون چیست؟

قبل از این که در مورد اثر پیگمالیون (effect of pygmalion) در علم روان شناسی توضیحی مختصری بدهیم اشاره ای به تاریخچه این مفهوم می اندازیم:
در افسانه­‌های آتن آمده است که مجسمه ساز مشهوری به نام پیگمالیون به شدت از زنان و دختران اطرافش بیزار بود. ولی با وجود این تنفر یک روز تصمیم به ساخت یک مجسمه زن کرد وی گرچه تنفر شدیدی نسبت به این جنسیت داشت ولی تمام تلاش و هنرش را برای این مجسمه و تندیس زیبا گذاشت.

در حقیقت این تندیس اوج هنر وی شد و مدتی نگذشته بود که پیگمالیون، دلباخته این مجسمه منحصر به فرد خودش می شود. در نهایت این حس و عشق وی آنقدر عمیق بود که بر این مجسمه تاثیر می گذارد و آن را به یک زن واقعی تبدیل می کند و پیگمالیون با او ازدواج می کند.

افسانه فوق سبب شد که روان شناسی به نام رابرت رُزنتال از آن الهام بگیرد و در مورد یک حقیقت روان شناسی به نام اثر پیگمالیون مطالعه کند.

در حقیقت این مفهوم بیانگر این است که هر چی انتظارات بیشتر می شود عملکرد نیز بهتر می شود و باور و اعتقاد فرد به خودش روی عملکردش تاثیر می گذارد. با یک مثال توضیح اولیه را به اتمام می رسانیم:

مثلاً وقتی که یک معلم دانش آموزش را بسیار باهوش و زیرک ببیند، حتی اگر آن دانش آموز در واقعیت از هوش کمی برخودار باشد، ذهنیت معلم باعث می­‌شود که دانش آموز در راستای اثبات این باور حرکت کند و در نهایت فرق موفق و باهوشی شود.

برای شناخت بیشتر اثر پیگمالیون، لطفاً  کلیپ بالا را مشاهده کنید.


متن ویدئو:

ای سنجیای عزیز سلام! میدونید اثر پیگمالیون چیه؟

اثر پیگمالیون در واقع پدیده ایه که به موجب اون هرچی انتطارات بیشتر باشه، عملکرد هم بهتر میشه!

برای درک بهتر این موضوع، چرخه ای رو در نظر بگیرین که در اون باور های ما نسبت به یه شخص روی توانایی های اون شخص اثر میذاره و همین طور وقتی این باور ها روی توانایی های فرد تاثیرش رو بذاره رفتار و اعمال فرد در رابطه با خودش  و در رابطه با یه فرد دیگه هم تحت تاثیر قرار می گیره.

حالا این رفتار و اعمال به عقاید دیگران در مورد خودشون هم تاثیر داره و تازه! باور های ما در مورد خودمون بر رفتار دیگران نسبت به ما هم اثر می زاره و همین رفتار ها دوباره موجب تقویت باور های ما در مورد اون آدم میشه.

و این چرخه بارها و بارها تکرار میشه خوب بیاین با یه مثال شروع کنیم و بعدم به سراغ باور های شما بریم! خوب!

تصور کنین که شما یه مربی یه تیم بسکتبالین و تیمت رو برای بار اول می خوای ببینی، کریس و جو اعضای جدید تیمتن کریس تو رو یاده یه ورزشکاره معروفی میندازه و جویی تو رو یاد یه پسر بچه ای که تو رو تو دوران دبیرستانت اذیت می کرده میندازه نا خودآگاه تو باید تصمیم بگیری که از هر کدوم چه انتظاراتی داشته باشی.

اینجاس که باور های تو روی رفتارت تاثیر می ذاره!

وقتی کریس به تمرینات اضافه میشه تو از دیدن اون خوشحال میشی وقتی مشغول بازیه همه ی تلاشت رو میکنی که اونو هلش بدی سمت جلو تا  موفق تر باشه و سخت تر تمرین کنه حتی ممکنه یه ساعت اضافه تر بمونی تا باهاش تمرین کنی!

اگر اشتباهی کنه تو براش توضیح میدی تا اشتباهش رو بفهمه و اونو اصلاح کنه و دوباره پیشرفت کنه.

وقتی جویی به تیم ملحق میشه به سختی متوجه اون میشی و بهش توجه می کنی. تو از دیدن امتیازای بالای اون خوشحال میشی اما خیلی بهش بازخورد نمیدی و براش زمان زیادی رو برای تمرین کردن اضافی نمیذاری وقتی جویی اشتباه کنه تو عصبانی میشی و اخمات میره تو هم!

رفتار تو روی باور های اونا نسبت به خودشون تاثیر میذاره: کریس احساس می کنه که تو ازش راضی ای و بهش افتخار می کنی و در مقابل اون هم خوشحاله و به تو افتخار می کنه.

اون به موفقیت های خودش ایمان و باور داره!  اما جویی! اون احساس می کنه که صبر شما در برابر اون خیلی کمه و تو به عنوان یه مربی قدردان زحمات اون نیستی و البته که اون به موفقیت های خودش ایمان نداره و خودشو خیلی قبول نداره باور و اعتقاد اونا نسبت به خودشون رو رفتار تو هم تاثیر میذاره:

کریس تمرین کردن و تو تیم بودن رو دوست داره و ازش خیلی خیلی لذت می بره و همین باعث میشه حتی یه جلسه ی تمرینم از دست نده و در حین بازی همه ی تلاشش و می کنه و صد در صد حواسشو میذاره برای بازی کردن اما جویی، از بودن و تمرین با تیم لذت کمتری میبره همین هم باعث میشه که در حین بازیا همه ی تلاشش رو برای تیم نذاره.

ممکنه بعضی وقتا هم اصلا تو جلسات تمرینی شرکت نکنه و اونا رو از دست بده چیزی که باعث تقویت رفتار شما نسبت به اونا میشه اینه که شما میبینی که کریس چه جوری از بازی تو تیم لذت می بره و چی جوری سخت تمرین می کنه و از خودش یه عملکرد خوب رو تو مدت زمان کم نشون میده!

اما جویی به نظر میرسه که خیلی انگیزه نداره مهارت های اون نسبت به زمانی که تمرین رو شروع کرده خیلی رشد نکرده حتی افت هم داشته بلههه! درست فهمیدی.

خداروشکر حدست درست بود!

اثر پیگمالیون به عنوان آزمایش روزنتال هم شناخته می شه و این اسم رو از تحقیقات رابرت روزنتال تو دانشگاهه هاروارد گرفته! در مطالعه ی اولیه، اون افراد رو با مربی گری برای عبور دادن موش ها از ماز به چالش کشید. نصف افراد گروه گفتن که موش های اونا خیلی باهوش بودن و خوب تمرین کردن

نصف دیگه ی افراد گروه گفتن که  موش های اونا خیلی احمق بودن! اما در حقیقت همه ی موش ها شکل هم بودن و از نظر هوشی شبیه هم! در حین آزمایش موش هایی که گفته شده بود خیلی با هوشن عملکرد بهتری نسبت به اون موش هایی که گفته شده بود احمقن داشتن!

یک: این نشون دهنده ی اینه که انتظارات مربی  حتی روی عملکرد موش ها هم تاثیر داره! روزنتال همراه با لنور جیکوبسن در حین تحصیل بر روی مفهوم پیگمالیون کار کرد: در ابتدای سال تحصیلی جدید گروهی از معلمان مدرسه ابتدایی گفتن که بعضی از دانش  آموزان جدید اونا یه استعداد و پتانسیل خارق العاده ای دارن این اطلاعات کاملا از میانگین  دانش آموزان اون هم به صورت تصادفی از هر کلاس بدست اومده بود.

همه ی دانش آموزان تست هوش پیشرفته دادند.

در پایان سال تحصیلی اون دسته از دانش آموزانی که گفته شده بود خیلی با هوشن و یا استعدادن عملکردشون در تست هوشی نسبت به بقیه کلاس بهتر شده بود و در واقع افزایش پیدا کرده بود. رابرت روزنتال بیان کرد که: وقتی که ما  از دیگران انتطارات خاص و مشخصی داریم

اونا به روشی برخورد می کنن که این انتظارات رو عملی کنن و کاری کنن که این انتطارات اتفاق بیوفتن. شما در مورد این نظریه چی فکر می کنین؟

و آیا فکر میکنین راهی برای جلوگیری از شکل گرفتن آدم ها توسط عقاید و باور های دیگران وجود داره؟

لطفا نظراتتون رو در کامنت برای ما بنویسید ما همه ی نظرات رو می خونیم.

آیا اثر پیگمالیون برای شما هم جالب بود؟ لطفا دیدگاه و نظرات ارزشمند خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید