معنی بازخورد

feedback (ˈfēdˌbak)

مشاوره، انتقاد یا اطلاعات در مورد خوب یا مفید بودن کاری یا کار کسی

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

اطلاعات مربوط به یک فرآیند یا تعامل ارائه شده به سیستم یا عامل حاکم و مورد استفاده برای ایجاد تنظیماتی که مشکلات را برطرف می کند یا در غیر این صورت عملکرد را بهینه می کند. ممکن است بازخورد منفی را تثبیت کند یا بازخورد مثبت را تقویت کند.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

مشاوره، انتقاد یا اطلاعات در مورد خوب یا مفید بودن کاری یا کار کسی

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

-اطلاعات یا اظهار نظر در مورد چیزی، مانند یک محصول جدید، که می تواند موفقیت یا دوست داشتن آن را به شما بگوید
-واکنش به یک فرآیند یا فعالیت

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

بازخورد زمانی اتفاق می افتد که خروجی های سیستم به عنوان ورودی به عنوان بخشی از زنجیره علت و معلولی که مدار یا حلقه را تشکیل می دهد، مجدداً هدایت شوند. سپس می توان گفت که سیستم به خودی خود باز می گردد. هنگام استفاده در سیستم های بازخورد، مفهوم علت و معلول باید با دقت کنترل شود.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

-در مطالعات فرآیندهای حسی حرکتی اطلاعات مکسوبه از گزارش کینستتیک عضلات و مفاصل برای هدایت حرکات.
-در یادگیری، هرگونه اطلاعات در مورد صحت و تناسب یک پاسخ.

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات