تست استعدادیابی کلیفتون منتشر شد

تست استعدادیابی کلیفتون منتشر شد

چگونه با افزایش سن با مرگ کنار بیاییم؟ مدت مطالعه: 7 دقیقه
ای سنج 12 بهمن 1399 مدت مطالعه: 7 دقیقه

چگونه با افزایش سن با مرگ کنار بیاییم؟

در این مقاله در مورد مرگ و چگونگی کنار آمدن با آن صحبت خواهیم کرد. از آنجایی که مرگ، اتفاقی می باشد که همه افراد آن را تجربه خواهند کرد بنابراین خواندن این مطلب از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار می باشد نکته ایی که در این مقاله می خواهیم به آن اشاره کنیم این است که چگونه می توانیم با افزایش سن با این واقعه کنار بیاییم؟ در ادامه براساس فهرست مطالب زیر به این مبحث می پردازیم: 

واقعه مرگ

یکی از اتفاقات مهمی که در زندگی هر فردی از بالاترین قطعیت برخوردار است "واقعه مرگ" می باشد. در حقیقت می توان گفت که این واقعه برای تک تک افراد رخ خواهد داد. بنابراین فرار از مرگ برای همیشه اجتناب ناپذیر می باشد. از سوی دیگر افراد هر چقدر مسن تر می شوند از تعداد مرگ های بیشتری باخبر می شوند چرا که خیلی از دوستان و آشنایانی که ارتباط عاطفی با آن ها داشتند را به دلایل مختلف از جمله بیماری ها، تصادفات، کهولت سنی و حادثه های دیگر از دست می دهند.

 

نکته

در حالی که مرگ بخشی طبیعی از زندگی و نتیجه اجتناب ناپذیر پیری است، به این معنی نیست که تحت تأثیر عمیق آن قرار نخواهند گرفت. در حقیقت، قرار گرفتن مداوم در معرض مرگ یکی از دلایل شایع بودن افسردگی در بزرگسالان می باشد.

با این حال، با توجه به مطالب ارائه شده، از آنجا که مرگ در نهایت زندگی هر فردی را لمس می کند و هر فرد تجربه های مختلفی از مرگ اطرافیانشان را تجربه می کنند به همین خاطر باید برای طریقه کنارآمدن با روند مرگ و غم و اندوه آن دانش لازم را کسب کنید و در این یادگیری پیش قدم شوید. بنابراین در این یادگیری برای سلامت روان خود ارزش والایی برخوردار می شوید و اجازه نخواهید داد که روان تان به خاطر این حوادث دچار رخوت و افسردگی شود.

احساسات درباره مرگ

برخی از افراد به خاطر عوامل مختلف -که در ادامه به آن ها اشاره می شود-  ذاتاً با واقعه مرگ به روش بهتری برخورد می کنند. درواقع این دسته از افراد سلامت روان شان در حین برخورد با مفهوم مرگ دچار صدمه و آسیب نمی شود. یکی از عواملی که سبب می شود این افراد با مرگ به طور طبیعی و دوستانه برخورد کنند، شخصیت و تجربیات منحصر به فرد هر شخص می باشد این عامل بر احساس فرد درباره مرگ تاثیر گذار می باشد. همچنین عامل فرهنگ نیز در این میان تاثیر گذار می باشد یعنی فرهنگی که در آن پرورش یافته و در آن رشد و نمو پیدا کرده اند. از سوی دیگر باورها و برداشت های فرد از مرگ سبب تغییر احساسات وی به مرگ می شود. و در آخر نحوه درک و واکنش دیگران در زندگی فرد نسبت به غم و اندوه نیز بر احساسات تأثیرگذار می باشد.

جنبه های جسمی

این مساله که مرگ در بدن چگونه حس می شود و چگونه به نظر می رسد به علت اصلی مرگ بستگی دارد. مثلاً مرگی که با تصادف ناگهانی باشد و یا با بیماری مثل سرطان اتفاق بیوفتد می تواند خیلی متفاوت باشد.چراکه در مرگی مثل تصادف، روند جسمی مردن سریع و عملاً بدون درد است اما در سرطان، مرگ ممکن است یک فرآیند طولانی مدت باشد که نیاز به مراقبت مداوم برای کنترل درد دارد.

از سویی دیگر وقوع مرگ از یک نفر به فرد دیگر می تواند کاملاً متفاوت باشد، همچنین برای وقوع مرگ، سیستم های خاصی در بدن باید از کار بیفتند. مثلاً اگر فردی در یک تصادف مرگبار رانندگی دچار شود، ممکن است بلافاصله بر اثر صدمه به اعضای حیاتی، جان خود را از دست بدهد. به عنوان مثال، در صورت درگیر شدن ستون فقرات و جمجمه، آسیب به مغز می تواند باعث از هوش رفتن فرد، قطع جریان خون در بدن و قطع ارتباط بین مغز و اندام های حیاتی شود. و اما وقتی کسی در اثر بیماری در حال مرگ است، سیستم های اندام بدن با سرعت کمتری خاموش می شوند. 

توجه

سازمان بهداشت جهانی (WHO) اعلام کرده است که مرگ بالینی زمانی اتفاق می افتد که تمام عملکردهای حیاتی بدن (از جمله فعالیت مغز ، جریان خون و تنفس) متوقف شود.

مراقبت از فرد بیمار

از آنجایی که مرگ یک واقعه مهم در زندگی است بنابراین پرداختن به درد جسمی و ناراحتی از مرگ در اولویت خواهد بود. اگرچه صحبت کردن در مورد مراقبت های پایان زندگی ممکن است تا حدود خیلی زیادی سخت باشد، اما مهم این است که شما و عزیزانتان قبل از اینکه دیر شود درباره این حادثه و ویژگی های آن صحبت کنید. در هر صورت اگر از فردی که در حال مرگ است مراقبت می کنید، تجربه شما از قسمت فیزیکی این فرآیند احتمالاً به حواس شما بستگی دارد: چیزهایی که می بینید، می شنوید، بو می کنید و می توانید لمس کنید.

مثلاً زمانی که به آرامی صورت عزیزان خود را با آب مورد شستشو قرار می دهید، می توانید مشاهده کنید که آنها بسیار رنگ پریده به نظر می رسند و پوست آنها لزج و چرب شده است. و زمانی که می خواهید عزیزتان را برای تغییر ملافه های خود جا به جا کنید، ممکن است متوجه شوید که قسمت پایین بدن او تغییر رنگ داده است، و کبود شده است انگار که مقداری خون زیر پوست جمع شده است. در هر صورت فردی که در حال مرگ است، گاهی کنترل روده و سیستم ادراری خود را از دست می دهد، که می تواند باعث ایجاد مناظر، بو و صداهایی شود که احتمال زیاد روبرو شدن با آن ها خیلی سخت و دشوار می باشد. در هر صورت اگر برای اولین بار این اتفاقات را تجربه کردید باید بدانید که گرچه اینها بخشی طبیعی از روند مرگ هستند، اما احساس ترس، ناراحتی و حتی دافعه برای آنها نیز طبیعی است. حال اگر فرد بیمار هنگام وقوع این حوادث هوشیار باشد، احساسات جسمی برای او نیز ناخوشایند یا نگران کننده است.

نکته

اگر در ارائه مراقبت های جسمی به عزیزی که در حال مرگ است بیش از حد ناراحت هستید، می توانید یک پرستار دلسوز و آموزش دیده برای کمک به خانواده خود استخدام کنید.

جنبه های احساسی

احساسی که شما نسبت به مرگ دارید مختص شماست و با تجربیات و اعتقادات شما ارتباط دارد.اما در نهایت، برخی احساسات مشترک وجود دارد که مردم در روند مرگ تجربه می کنند. این مراحل گرچه برای همه به طور یکسان دنبال نمی شود اما معرفی آن می تواند به عنوان یک راهنما یا نقشه راه غیرخطی تصور شود. انکار و انزوا، عصبانیت، چانه زنی، افسردگی و پذیرش به طور کلی به عنوان اصلی ترین مولفه های عاطفی روند سوگواری پذیرفته شده اند. بعضی از افراد این احساسات را به ترتیب تجربه می كنند، اما همچنین این امکان برای افراد وجود دارد كه مراحل را دوباره مرور كنند یا در یک مرحله زمان بیشتری را از مرحله دیگر بگذرانند. 

انکار

اولین مرحله غم و اندوه، انکار محسوب می شود، جایی که فرد با درک یا فهم اینکه عزیزش در حال مرگ است مبارزه می کند یا امتناع می ورزد. وی ممکن است تمام تلاش خود را انجام دهد تا واقعیت اوضاع را نادیده بگیرد و یا حتی در مورد آن با عزیزانش یا پزشکان گفتگو کند. می توان گفت مرحله انکار غم و اندوه، اغلب واکنشی فوری است و فرد هنگامی که فرصت پردازش اطلاعات را می یابد، یواش یواش از آن عبور می کند و به مرحله بعدی حرکت می کند.

عصبانیت

هنگامی که فرد به مرحله عصبانیت می رسد، ممکن است این احساسات را در باطن یا ظاهر و یا هر دو تجربه و ابراز کند. آنها ممکن است عصبانی باشند زیرا احساس می کنند که آماده مرگ عزیزشان نیستند و شرایط آن را ندارند. ممکن است این احساسات عصبانی را در درون خود پردازش کنند و ترجیح دهند از تعامل با دیگران جلوگیری کنند. همچنین ممکن است فرد عصبانیت خود را نسبت به اطرافیان خود از جمله دوستان، خانواده و حتی پزشکان و پرستاران نشان دهد. 

چانه زدن

مرحله چانه زنی بعد از مرحله عصبانیت می باشد در این مرحله فرد ممکن است از قدرت بالاتر خود بخواهد تا زندگی خود و یا فرد بیمار را نجات دهد. در این مرحله این افراد مدام در پی التماس و دعا هستند تا همه چیز در امن و امان بماند.

افسردگی

بیشتر افراد در مرحله ای از روند مرگ و غم و اندوه افسردگی را تجربه می کنند، هرچند که ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد. هنگامی که کسی با مرگ یکی از عزیزان خود سر و کار دارد مدام احساس می کند که در حال از دست دادن استقلال و هویت خود می باشد و گاهاً بر این باور می شود که دیگر نمی تواند زندگی اش را بدون عزیزش ادامه دهد. به همین خاطر فرد در این مرحله به سمت افسردگی سوق پیدا می کند. که شدت و میزان این افسردگی می تواند زندگی وی را تحت تاثیر قرار دهد.  

پذیرش - پذیرفته شدن

آخرین مرحله غم و اندوه برای هر فردی مرحله پذیرش می تواند باشد. یعنی در نهایت فرد با تمام مشکلات و سختی های که یک مرگ می تواند داشته باشد، به مرحله پذیرش می رسد. پذیرفتن واقعه می تواند از تنش های روز افزون بکاهد به طوری که فردا بتواند زندگی اش را هر چند با سختی ادامه دهد. داشتن یک شبکه پشتیبانی از خانواده و دوستان در هر کدام از مراحلی که گفته شد می تواند باعث آرامش فرد شود. فردی که در تنهایی زندگی می کند واقعه مرگ می تواند خیلی برای او دشوار و اسفناک باشد بنابراین داشتن ارتباطات می تواند این واقعه را قابل تحمل تر کند.

توجه

رسیدن به مرحله ای از پذیرش ممکن است زمان زیادی طول بکشد و رسیدن به مرحله پذیرش به این معنی نیست که در صورت تغییر وضعیت فرد به مرحله قبلی باز نخواهد گشت. 

تغییرات اجتماعی

یکی دیگر از جنبه های احساسی مرگ، مفهوم "مرگ اجتماعی" است که می تواند مدت ها قبل از اینکه شخص علائم جسمی مرگ قریب الوقوع را تجربه کند، شروع شود. هنگامی که کسی می داند که احتمال دارد در یک بازه زمانی خاص از بین برود، مانند پس از دریافت یک تشخیص سرطان نهایی، این امر ناگزیر زندگی اجتماعی او را تحت تأثیر قرار می دهد. در چنین شرایطی بعضی از افراد مجبور می شوند کار و تحصیلات و حتی خانواده خود را رها کنند و در این فاصله سعی میکنند که با مرگ قریب الوقوع خود "سازگار شوند" و برای تأمل در زندگی خود وقت می گذارند. اینکه یک فرد شبکه گسترده تری از پشتیبانی جامعه را داشته باشد یا نه نیز تفاوت ایجاد می کند. افرادی که در مناطق روستایی یا دور از خانواده خود زندگی می کنند ممکن است از منابع اجتماعی زیادی برخوردار نباشند . به همین ترتیب ، افراد مسن که در مراکز مراقبت طولانی مدت و خانه های سالمندان زندگی می کنند و اگر به ندرت بازدید کننده داشته باشند ممکن است سالها "مرگ اجتماعی" را تجربه کنند .

مارک استیبیچ می گوید: یک احساس الهام بخش در مورد مرگ که من مرتباً به آن برمی گردم، داستانی در مورد پسر کوچکی است که درگذشت. مادرِ این پسر کوچک بعد از فوتش چنین دعایی کرد:  «سام عزیز، از این که این مدت مادرت بودم به خودم افتخار می کنم، متشکرم از تو، کلی بهمون خوش گذشت، دوستت دارم، لطفاً برای ما دعا کن.» من همیشه به این داستان برمی گردم زیرا از این طرز تفکر درباره مرگ قدردانی می کنم. امیدوارم که وقتی با مرگ یکی از عزیزانم روبرو شدم ، بتوانم به این سطح از آرامش و تفاهم برسم. 

جنبه های معنوی و وجودی

زمانی که از تفکر درباره زندگی در سطح بالاتر صحبت می کنیم، از آن به عنوان تفکر وجودی یا بعضاً بحران وجودی یاد می شود. هرگونه تغییر، از جمله بیماری جدی یا آسیب دیدگی، مرگ و سوگ، می تواند این افکار و احساسات را به وجود آورد. در رابطه با ارتباط بین مرگ و مسائل معنوی نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که نیازهای معنوی در طول فرایند مرگ اهمیت بسیاری پیدا می کنند به طوری که حتی کسی که در طول زندگی خود نسبت به دین و معنویت بیگانه بوده اند و با آن اصلاً سر و کار نداشته اند در حین مواجه با این واقعه، عمیقاً به جنبه های معنوی فکر می کنند.

توجه

جنبه های معنوی و وجودی فرایند مرگ و غم و اندوه از سویی طبیعی و از سوی دیگر می تواند شدیداً، طاقت فرسا و ناراحت کننده باشد. در واقع توجه به جنبه های وجودی و معنوی گاهی اوقات سبب می گردد که فرد از جنبه های زندگی واقعی خود عقب بماند به طوری که وی دچار ناامیدی گردد و نتواند طبق برنامه ریزی ها پیش برود و براین باور می شود که در نهایت دنیا به سوی نابودی و فنا پیش می رود.  

بسته به اعتقادات معنوی و مذهبی، فرد ممکن است تمایل داشته باشد که به قدرت بالاتری نزدیکتر شود و با او در ارتباط باشد. درواقع فرد در شرایط غم و اندوه ممکن است مایل باشد بیشتر اوقات در مراسم مذهبی شرکت کند یا به یک رهبر معنوی برای اخذ راهنمایی مراجعه کند.  لازم به ذکر است که اگر فرد در مورد مرگ خود یا اطرافیان با عصبانیت برخورد کند، ممکن است از مرکز معنوی خود فاصله بگیرد و تمایل نداشته باشد که با اعمال دینی خود درگیر شود. همچنین باید گفت اگر دین هر فرد برای مُردن، سنت هایی داشته باشد، فرد ممکن است تمایل داشته باشد که در آنها شرکت کند.

جنبه های عملی

افراد معمولاً بحث در مورد برنامه های پایان زندگی، وصیت نامه های شخصی و مراسم خاکسپاری را دشوار می دانند، به طوری که حتی حاضر نمی شوند که در مورد این مسائل فکر کنند چه برسد که بخواهند در موردش صحبتی داشته باشند و یا اقداماتی را انجام دهند. به هر حال نکته ای که به آن باید اشاره کرد این است که با افزایش سن فرد به سمت مرگ نزدیک تر می شود بنابراین باید با مفهوم و واقعه مرگ به شکل درستی برخورد کند. در نهایت فرد با مدیریت بحران می تواند از جوانب منفی این واقعه به دور بماند.

جمع بندی

در این مقاله در مورد واقعه مرگ و نحوه برخورد با آن صحبت کردیم. نکته ای که باید گفت این است که همه ما تجربه مرگ را خواهیم داشت، اما همه ما مرگ را به یک شکل تجربه نخواهیم کرد.از سوی دیگرگفته شد احساس ما نسبت به مرگ و نحوه اندوه ما هنگام از دست دادن شخصی که دوستش داریم تحت تأثیر باورها و تجربیات ما است. و در آخر باید گفت که شما همیشه نمی توانید شرایط زندگی را کنترل کنید و یا حتی مطمئن باشید که در یک شرایط چه عکس العملی نشان خواهید داد، جنبه هایی از روند مرگ وجود دارد که شما و خانواده تان می توانید برای آنها برنامه ریزی کنید. بحث درباره ترجیحات خود برای مراقبت از زندگی در پایان زندگی، گسترش ارتباطات و ارتباط با جامعه معنوی، همه روش هایی است که می توانید به خود قدرت دهید تا علناً ​​و صادقانه با مرگ روبرو شوید.

آیا شما از واقعه مرگ هراس دارید؟ چقدر در طول روز به آن فکر می کنید؟ به نظر شما چه راهکارهای برای کنترل ترس از مرگ وجود دارد؟

 

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید