هدر تبلیغاتی برخی از مشکلات نگارشی و ساختاری مجله به دلیل بروز رسانی می باشد. از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
هدر تبلیغاتی برخی از مشکلات نگارشی و ساختاری مجله به دلیل بروز رسانی می باشد. از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
مقاله مروری
پارادوکس چیست؟ درمان پارادوکسی به چه معنا است؟! مدت مطالعه: 10 دقیقه
عبدالصمد نیکان 25 اسفند 1398 مدت مطالعه: 10 دقیقه

پارادوکس چیست؟ درمان پارادوکسی به چه معنا است؟!

متناقض نما یا پارادوکس (Paradox) برگرفته از Paradoxum در لاتین است که منشا واژه یونانی Paradoxon است، مرکب از Para به معنی مقابل یا متناقض با و doxa به معنی عقیده و نظر. بهترین توصیفی که برای تناقض (پارادوکس) ارائه شده این است: نتیجه‌گیریهای غیرقابل قبولی که به دنبال استدلالی به ظاهر قابل قبول از مقدماتی به ظاهر قابل قبول حاصل شده‌اند. پارادوکسها هم جنبۀ مثبت و هم جنبۀ منفی دارند. جنبۀ مثبت این است که ممکن است از دیدگاهی متفاوت، صحیح باشند. و جنبۀ منفی هم این است که پوچ و نامعقول و یا مغایرند. منظور از «تناقض» یک ابهامِ تشدید شده است، و چیزی که «متناقض» باشد، همانند یک تنگنا یا کوچۀ بن‌بست است – به وضوح غیرممکن بوده و روبرو شدن با آن مستلزم شهامت است. پارادوکسها می‌توانند یک نیروی پیش‌برنده در روند رشد و تکامل انسان باشند، چرا که مغایرتهایی که در آنها نهفته است مطلق نیستند – پارادوکسها نه مطلقاً اشتباهند و نه مطلقاً غیرقابل درک. در این مقاله سعی بر آن است تا در رابطه با درمان پاردوکسی صحبت شود. در زیر فهرست کلی مطالب را ملاحظه می کنید:

درمان پارادوکسی به چه معناست؟

درمان پارادوکسی، تاکتیکهای روان درمانی است که به نظر می رسد با اهدافی که برای رسیدن به آنها طراحی شده اند مغایرت دارد. به عنوان مثال، یک درمانگر ممکن است به مراجعان عمداً علامت اصلی بیماریشان را که از آن اجتناب می کنند را به آن ها تجویز نماید. در تعریف کلاسیک یک درمان دوگانه یا پارادوکس درمانی، یک دستورالعمل ساختار یافته است که شامل موارد زیر می شود:

 یک رفتاری را که بیمار انتظار دارد تغییر کند را تقویت می کند.

 دو دلالت بر این دارد که این تقویت کننده وسیله تغییر است.

 سه به بیمار گفته می شود با انجام عین رفتار بیمارگون، تغییر كند [1].

ادبیات تجربی و مفهومی در مورد استفاده از مداخلات پارادوکسیک در روان درمانی در دهه گذشته به طور قابل توجهی توسعه یافته است. مداخله های پارادوکسیک به این دلیل نامگذاری شده اند که درمانگر به مراجع کمک می کند تا برای تغییر رفتار به راه هایی دست بزند که به نظر می رسد با اصول درمان های مورد انتظار تناقض دارد. یک نمونه کلاسیک شامل درمان بیماری است که از نوعی بی خوابی به دلیل نشخوار فکری ناشی از وسواس تمیز کردن رنج می برده می باشد. به بیمار نشانه هایی که باعث بیخوابی مش وند تجویز شده و هالی (۱۹۸۴) گزارش می دهد که در این در مورد خاص، بی خوابی بیمار پس از گذشت چند هفته به بهبودی رسید. در روان درمانی، قصد پارادوکسی، تمرین عمدی عادت یا تفکری است که برای شناسایی و حذف علامن و نشانه ها از آن استفاده می شود.

تاریخچه پارادوکس درمانی

 تشویق یا تشدید علائم بیمار و یا حتی تلاش برای جلوگیری یا محدود کردن تلاش مراجع برای کاهش علائم خود ابتدا به عنوان یک استراتژی برای ارتقای عملکرد روانی افزایش یافت. این روش مفهومی برای تکنیک های پارادوکسیک بر اساس ملاحظات نظری و عملی است. منابع مربوط به حل مشکلات با مداخلات پاردوکسی به اوایل قرن هجدهم بر می گردد. در قرن بیستم، دانلاپ تکنیک تمرین منفی را برای مشکلاتی از قبیل لکنت زبان و شب ادراری به کار برد. روزن از طریق روانکاوی مستقیم، بیماران روانی را ترغیب کرد تا برای جلوگیری از عود بیماری درگیر جنبه های روانپزشکی خود شوند. فرانکل از قصد پارادوکسیکال برای کمک به بیماران خود در تجدید نظر در مورد علائم خود استفاده کرد. نویسندگان دیگر نیز خلاصه ای از توسعه تاریخی و طبقه بندی مداخلات پارادوکسیک ارائه کرده اند. یکی از اولین مراحل درمان پارادوکسیک توسط ا.کانیل در سال ۱۹۸۳ توصیف شده است. وی یک پزشک انگلیس بوده که استراتژی مبتنی بر روش پاردوکسی را برای اهداف درمانی گزارش داد.

البته در اوایل این قرن نیز گزارش هایی در رابطه با مداخلات پارادوکسیک توسط نظریه پردازان به کار رفته است. امروز، بسیاری از درمانگران مداخلات پارادوکسیک را به نظریه های جامع تغییر رفتار انسان بسط داده اند. این رویکرد درمان در نوشته های مفهومی و ادبیات از دهه ۱۹۶۰ گسترش نسبی داشته است. همچنین بررسی کمی تجربی بیش از یک دهه در رابطه با آن در اوج خود قرار گرفته و پژوهش های مشخصی را به خود اختصاص داد. بیشترین ادبیات مؤثر در مورد پارادوکس درمانی، از پروژه ارتباطات بیتسون در سال 1952-1962 ناشی می شود. بیتسون و همکاران به بررسی نقش ارتباطات دو طرفه متناقض در حل و همچنین ایجاد مشکلات پرداختند. تحت تأثیر ایده های سیستمیک / سایبرنتیک و با تلاش استاد هیپنوتیزم میلتون اریکسون در دهه 1970 توسعه مدل های خانواده درمانی با پارادوکس افزایش یافت. تقریباً در همین زمان، تکنیک قصد پارادوکسیکال فرانکل توسط رفتار درمانی مورد استفاده قرار گرفت. این تکنیک روش سودمندی برای برخی از بیماری ها مانند بی خوابی، اضطراب، احتباس ادرار و وسواس بود.

مثال عملی مثال عملی

مداخلات متناقض شامل تجویز علائمی است که مشتری می خواهد آن را برطرف کند. این یک مفهوم پیچیده است که اغلب با روانشناسی معکوس برابر است. مراجع از شکست می ترسد، بنابراین درمانگر از اومی خواهد در کاری شکست بخورد. مردی با به تعویق انداختن مشکل دارد، بنابراین درمانگر از او می خواهد یک ساعت در روز برای به تعویق انداختن وقت بگذارد. زنی که نمی تواند با شوهرش رابطه جنسی برقرار کند ، توصیه می شود که یک ماه این کار را انجام ندهد

تفاوت درمان پارادوکسی در نظریه های مختلف

اگرچه مداخلات متناقض از لحاظ تاریخی با چارچوبهای نظری خاص همراه بوده است، اما ادبیات فعلی نشان می دهد که آنها به عنوان تکنیکی جدا از مدلهایی که در آنها ایجاد شده اند، مورد استفاده قرار می گیرند. در حقیقت، مداخلات پارادوكسی مرزهای نظری را در بر می گیرد و عناصر پارادوكسیك تقریباً در همه مكاتب روان درمانی یافت می شود [2]. با این وجود، تفاوت های قابل توجهی در نحوه استفاده روانشناسان از جهت های مختلف نظری از مداخلات پارادوکسیکال وجود دارد. در مقایسه رویکردهای شناختی-رفتاری و استراتژیک-سیستمیک - دو چارچوب که بیشتر شبیه به پارادوکس درمانی است – تفاوت هایی دیده می شود.

رفتار درمانی از قصد پارادوکسیکال برای قطع چرخه های تشدید درون فرد استفاده می کند.در حالی که درمانگران سیستمهای استراتژیک طیف گسترده تری از مداخلات پارادوکسیکال را برای تعامل بین فردی (خانواده) به کار می برند. تفاوت دیگر این است که رفتار درمانگران دلیل منطقی خود را صریح می دانند و درمانگران سیستمی معمولاً اینگونه نیستند. بنابراین، یک درمانگر با هدف کاهش اضطراب عملکرد با اتخاذ یک نگرش پارادوکسیکال، به طور معمول توضیح می دهد که قصد مراجع برای اجبار خواب، در واقع تشدید کننده مشکل است و یک قصد متناقض برای بیدار ماندن ممکن است خواب را راحت تر کند. قصد در این مثال به مراجع مربوط است، نه درمانگر، و انتظار می رود مراجع آنچه به او گفته می شود (یا حداقل سعی کند انجام دهد) را انجام دهد. با این حال، در برنامه های سیستمی، درمانگر گاهی انتظار دارد که یک بیمار یا خانواده بر خلاف آنچه پیشنهاد شده است عمل کند، و از این نظر، هدف درمانگر متناقض است.

کاربرد روش های پارادوکسی

از روش قصد متناقض به عنوان یک روش مشاوره ای استفاده می شود که در آن مشاور، به تقویت حالت احساسی مراجع کمک نموده تا بتواند غیر منطقی بودن واکنش های عاطفی را درک کند. قصد متناقض یعنی این که فرد توجه بیش از اندازه برای رسیدن به بعضی از خواسته هایش داشته باشد. استفاده از این روش برای درمان کوتاه مدت بیماران مبتلا به انواع فوبیا و وسواس فکری توصیه می شود. قصد متضاد بر اضطراب انتظاری فرد تأکید کرده و عکس العمل بیماران به حوادثی که وقوع مجددشان برایشان ترسناک است را درمان می کند. این موقعیت های ترسناک باعث توجه بیش از حد فرد می شود و در نتیجه فرصت انجام کارهای روزمره را از بیمار می گیرد. از بیماران در قصد متضاد خواسته می شود آنچه را برایشان ترسناک است به درستی و دقیق توضیح دهند.

کاربرد عملی

گزارشات بالینی کاربردهای موفقیت آمیز مداخله پارادوکسیک را با طیف گسترده ای از مشکلات از جمله اضطراب، افسردگی، فوبیا، بی خوابی، اختلال وسواس، سردرد، آسم، انسداد مجاری، شب ادراری، سرخ شدن، تاپیک ها، علائم روانی، تعویق، اختلالات خوردن، مشکلات رفتاری، مشکلات زناشویی و خانوادگی نشان می دهد. به نظر می رسد استراتژی های پارادوکسی در شرایط بحرانی، مانند واکنش های سوگ، خشونت خانگی، اقدام به خودکشی یا از دست دادن شغل کاربرد کمتری دارند.

اگرچه برخی از پژوهشگران دیدگاه متفاوتی نسبت به رویکردهای پارادوکس برای موقعیتهای مختلف دارند اما مشخص شده است، استراتژی های متناقض بسیار متنوع هستند و به سادگی برای برخی از علائم می توانند اولویت مداخله باشند. به عنوان مثال ، تجویز علائم پارادوكسیكی به طور معقول می تواند اولین رویكرد برای علائم غیر ارادی مانند بی خوابی باشد.

مکانیسم اثر درمان پارادوکسی

در سطح فردی، یک تبیین رفتاری درباره اینکه چرا تجویز علائم به مشکلات غیر ارادی مانند بی خوابی، اضطراب، و تفکر وسواس انگیز کمک می کند این است که، با تلاش برای ایجاد مشکل، بیماران نمی توانند راه های معمول خود را برای پیشگیری از این بیماری ادامه دهند. در نتیجه تجویز علائم غیرقابل کنترل ترس از ترس (یا اضطراب بازگشتی) را کاهش می دهد، و به روشی اساسی، معنای علائم را تغییر می دهد.

در چارچوب خانوادگی نیز فرض بر این است که برخی از مداخلات پارادوکسیکال چرخه تعامل حفظ کننده مشکل را بین افراد قطع می کنند [3] و برخی نیز مانند مفهوم مثبت ، احتمالاً با وارد کردن اطلاعات جدید به سیستم یا با تغییر معنی علائم فعالیت می کنند [4]. توضیحات حرکتی تغییر در سطح سیستم ها نشان می دهد که مداخلات پارادوکسیکال با فعال کردن دینامیک رابطه مانند فشرده سازی و خنثی سازی کار می کنند [5] یا با ایجاد عدم تعادل در بین نیروهای سیستمی که در برابر تغییر هماهنگ هستند [6].

شواهد تجربی از درمان پارادوکسیکال

مطالعات تجربی کنترل شده از مداخلات پارادوکسیکال با مراجعین مختلف نتایج متفاوتی به همراه داشته است. دو بررسی فراتحلیل مستقل [7] نشان می دهد که مداخلات پارادوکسیکال در مقایسه با شرایط کنترل بدون درمان، مطلوب است، اما دز مقایسه با درمان های غیر پارادوکسیک دو برابر بوده است. در حالی که فراتحلیل هیل پارادوکس را برتر می داند، برخی نیز نشان دادند که اثر کلی مداخلات پارادوکسیک بیشتر از سایر روان درمانی ها نیست. از نظر کاربردی بودن در مورد مشکلات خاص، به نظر می رسد بهترین شواهد برای اثربخشی شامل اقدامات قصد پارادوکسیکال برای بی خوابی است [8]. تحقیقات همچنین نشان می دهد که برخی از انواع مداخلات پارادوکسیکال ممکن است از سایرین مؤثر باشد. در فراتحلی شوهام -سالومون [9]، اندازه اثرات دو نوع تجویز علائم مثبت به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از سایر درمان های غیرپادوکسیکال یا تجویز علائم عادی(بدون جنبه های مثبت) است.

در مطالعه ای كه مستقیماً بر اهمیت مفهوم مثبت تأكید دارد، آكیلاس و افران [10] دریافتند كه مردان مضطرب از لحاظ اجتماعی وقتی بهبود می یابند كه نسخه ای برای اضطراب با یك چارچوب مثبت (دلیل) ارائه شود بهتر از زمانی است که این جنبه های مثبت وجود ندارد. نتایج گفته شده این دیدگاه را پشتیبانی می کند که تجویز علائم در صورت تغییر هدف معنایی که مراجع نسبت به علائم نشان می دهد بهتر عمل می کند. تحقیقات در مورد مداخلات متناقض بدون محدودیت نیست. به عنوان مثال، نتایج فراتحلیل باید با احتیاط تفسیر شود زیرا معیارهای ورود به مطالعه دقیق ممکن است اعتبار بالینی یا اکولوژیکی نتیجه گیری را به خطر اندازد. علاوه بر این، همانطور که قبلاً اشاره شد، تحقیقات در این زمینه تقریباً منحصراً روی تجویز علائم با افراد متمرکز شده است. تعداد کمی از موارد کنترل شده پارادوکس درمانی چارچوب سیستمی و خانواده را بررسی نموده اند.

بیشتر بخوانید

ما قصد داریم تا در قسمت بعد درباره ی انواع روش های درمانی پارادوکسی صحبت کنیم.

 

[1] Watzlawick, P., Beavin, J., & Jackson, D. D. (1967). Pragmaticsof humancommunication. New York: Norton

[2] Seltzer, L. F. (1986). Paradoxical strategies in psychotherapy: Acomprehensive over view and guidebook. NewYork: John Wiley &Sons

[3] Fisch,R.,Weakland, J.H.,& Segal, L.(1982).Thetacticsofchange. San Francisco: Jossey-Bass. Hill, K. A. (1987). Meta analysis of paradoxical interventions. Psychotherapy, 24, 266–270.

[4] Selvini-Palazzoli, M., Cecchin, G., Prata, G., & Boscolo, l. (1978). Paradoxandcounterparadox. New York: Aronson

[5] Stanton, M. D. (1984). Fusion, compression, diversion, and the workings of paradox: A theory of therapeutic/systemicchange. FamilyProcess, 23, 135–167

[6] Hoffman,L.(1990). Constructingrealities:Anartoflenses. Family Process, 29, 1–12

[7] Hill, K. A. (1987). Meta analysis of paradoxical interventions. Psychotherapy, 24, 266–270.

[8] Morin, C. M., Hauri, P. J., Espie, C., Spielman, A., Buuysse, D. J., & Bootzin, R. R. (1999). Nonpharmacologic treatment of chronic insomnia. Sleep, 22, 1–25

[9] Shoham-Salomon, V., Avner, R., & Neeman, R. (1989). You are changed if you do and changed if you don’t: Mechanisms underlying paradoxical interventions. JournalofConsultingand ClinicalPsychology, 57, 590–598.

[10] Akillas, E., & Efran, J. S. (1995). Symptom prescription and reframing: Should they be combined? Cognitive

سوالات متداول

  • آیا روش پارادوکسی یک درمان مستقل است؟

    • درمان پارادوکسی می تواند در درون روش ها و درمان های دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. اما اخیرا درمان برنامه زمانی پارادوکسی توسط دکتر بشارت تنظیم شده است که به طور مستقل می تواند به کار رود.
  • به طور خلاصه پارادوکس درمانی چه کاری انجام می دهد؟

    • پارادوکس درمانی همانطور که از نامش پیدا است از بیمار می خواهد تا به جای مقاومت در برابر علائم خود آن ها را انجام دهد.
  • می توانید یک مثال برای استفاده از پارادوکس در درمان بزنید؟

    • مثلا فردی وسواس شستشو دارد. به جای اینکه از او بخواهیم از شستن مکرر دست هایش خودداری کند، از او می خواهیم زمانی را به شستن دست هایش اختصاص دهد. البته این درمان روش ها و منطق خاص خود را دارد و درمانگر باید از جوانب و جنبه های ان آگاه باشد.
  • چگونه می توانم از این درمان آگاهی بیشتری پیدا کنم؟

    • برای آگاهی از این درمان به صورت مستقل می توانید به کتاب "پارادوکس + برنامه‌زمانی = درمان" نوشته دکتر بشارت مراجعه نمایید.
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید

30 شهریور 1399 23:51

ممنونم از مطالب مفیدتون، در مورد این روش جای دیگه کم دیده بودم👍👍👍

28 مهر 1399 15:38

عالی بود دستتون درد نکنه