تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

معنی اضطراب

anxiety (aNGˈzīədē)

اضطراب یک واکنش طبیعی در برابر استرس است و در برخی شرایط می تواند مفید باشد. چنانچه اضطراب بیش از حد باشد عملکرد فرد را مختل نموده و به صورت اختلال بروز می کند.

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

یک احساس است که با احساس تنش، افکار نگران کننده و تغییرات جسمی مانند افزایش فشار خون مشخص می شود. افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی معمولاً افکار یا نگرانی های مکرر دارند. آنها ممکن است از نگرانی از موقعیت های خاص جلوگیری کنند. آنها همچنین ممکن است علائم جسمی مانند تعریق ، لرزش ، سرگیجه یا ضربان قلب سریع داشته باشند.

فرهنگ روانشناسی آکسفورد(ODP)

اضطراب به پدیده های ذهنی و فیزیولوژیکی متعدد ، از جمله نگرانی هوشیارانه شخص در مورد یک اتفاق ناخواسته آینده یا ترس از یک وضعیت واقعی اشاره دارد.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

-احساس قوی از اینکه می خواهید کاری را انجام دهید یا اینکه می خواهید اتفاقی بیفتد -نگرانی یا ترس در مورد چیزی.

-یک مشکل بهداشت روانی که باعث نگرانی کسی می شود به طوری که تأثیر بسیار منفی بر زندگی روزمره او دارد.

-اضطراب (درمورد / بیش از چیزی) حالت احساس عصبی یا نگرانی از وقوع اتفاق بد.

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

-وضعیت پزشکی که در آن همیشه احساس ترس و نگرانی می کنید.

-احساس ناراحتی از نگرانی در مورد چیزی که اتفاق می افتد یا ممکن است اتفاق بیفتد.

انجمن روانپزشکی آمریکا

اضطراب یک واکنش طبیعی در برابر استرس است و در برخی شرایط می تواند مفید باشد. این می تواند ما را از خطرات آگاه کند و به ما در آماده سازی و توجه کمک کند. اختلالات اضطرابی با احساس عادی عصبی یا اضطراب متفاوت است و شامل ترس یا اضطراب بیش از حد است. اختلالات اضطرابی شایع ترین اختلالات روانی است و تقریباً 30 درصد بزرگسالان را در برخی از دوره های زندگی خود تحت تأثیر قرار می دهد. . اما اختلالات اضطرابی قابل درمان هستند و تعدادی از درمان های مثر در دسترس هستند. درمان به بیشتر افراد کمک می کند زندگی طبیعی و مثمر ثمر داشته باشند.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند، و اغلب مهم دل واپسی است که یک یا چند تا از احساس های جسمی همراه می گردد. مثل تنگی قفسه سینه، احساس خالی شدن سر دل، بی قراری و ....

فرهنگ دهخدا

اضطراب . [ اِ طِ ] (ع مص ) اضطراب چیزی ؛ تحرک و موج زدن و برخی از آن برخوردن یا زدن به برخی است. (از اقرب الموارد). تحرک و موج زدن . (از لسان العرب ). جنبیدن و حرکت نمودن . (منتهی الارب ). جنبیدن و حرکت کردن . (ناظم الاطباء). جنبیدن و لرزیدن و طپیدن...

واژه های مترادف در فارسی

آشوب، التهاب، اندوه، بیتابی، بیقراری، بیم، پریشانی، تپشدل، ترس، تشویش، توهم، خوف، دغدغه، دلواپسی، دلهره، رنج، سراسیمگی، قلق، ناراحتی، واهمه، هیجان

واژه های مترادف لاتین

Worry- concern -apprehension- apprehensiveness -consternation- uneasiness- unease-fearfulness-fear-disquiet-disquietude-perturbation -fretfulness -agitation -angst -nervousness -nerves-edginess- tension- tenseness- stress misgiving -trepidation

واژه های متضاد در فارسی

خون سردی، بی خیالی، بی تشویش، شجاع، راحتی، آرام، آسان

واژه های متضاد لاتین

Calmness- serenity- content- contentment- ease- easiness- peace- peacefulness- placidity- placidness- quiet- quietude- sereneness- serenity- tranquillity (or tranquility)- tranquilness- comfort- consolation- relief- solace

 

 

 

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات