تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید

تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید

تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید
پست وبلاگی
افسردگی پیامد درماندگی آموخته شده مدت مطالعه: 2 دقیقه
ای سنج 26 تیر 1398 مدت مطالعه: 2 دقیقه

افسردگی پیامد درماندگی آموخته شده

افسردگی همانطور که از نام آن بر می آید بیشتر از یک اختلال روانی یا احساس است، بنابراین اصطلاح بیماری عاطفی نیز برای آن استفاده می شود. افسردگی یک اختلال است که در آن انرژی ذهنی و روانی فرد کاهش می یابد و انسان ها در حالت ناراحتی قرار دارند. در چنین شرایطی، همه چیز ممکن است بی ارزش در نظر گرفته شود و جهان معنای خود را از دست می دهد و در فرد احساس ناراحتی، درماندگییا ناامیدی ایجاد می کند. به طور کلی علائم افسردگی عبارتند از:
علائم عاطفی – غم و اندوه برجسته ترین نشانه افسردگی است. به طور کلی، افراد افسرده در صبح احساس بدتری دارند و به نظر می رسد که خلق و خوی آنها پایین است. همراه با احساس غم و اندوه، احساس اضطراب نیز معمولا با افسردگی همراه است.
علائم شناختی – یک فرد افسرده در مورد خود باور منفی دارد. این افکار منفی نظرات خود را در مورد خود و آینده را تحت تأثیر قرار می دهند. یک فرد افسرده اغلب دارای عزت نفس اندک است.

افسردگی

افسردگی

علائم انگیزشی – افراد مبتلا به افسردگی انگیزه خود را از دست می دهند. در شرایط شدید، اراده آن ها به طور کامل فلج می شود. چنین بیماری حتی نمی تواند کاری انجام دهد که برای زندگی ضروری است. این عدم پاسخ نه تنها در رفتار حرکتی بلکه در وظایف شناختی نیز وجود داردو
علائم جسمی – معمولا افسردگی در ساده ترین سطح باعث تغییرات فیزیکی مانند اختلالات اشتها و مشکلات در الگوهای خواب می شوند. جالب است که در برخی از افراد به صورت پرخوری و برخی به صورت بیش اشتهایی نمود دارد. در برخی نیز خواب کاهش یافته و برخی نیز ممکن است خوابشان افزایش یابد.
یکی از مهمترین نظریه ها در رابطه با افسردگی درماندگی آموخته شده می باشد که نشان می دهد علت افسردگی را می توان به خاطر درماندگی های متعدد فرد دانست. سلیگمن درماندگی را به عنوان یک حالت روانشناختی در شرایط غیرقابل کنترل ایجاد می داند که آن نتیجه یک رویداد مستقل از پاسخ است. در توضیح مصون بودن در برابر درماندگی معتقد است اگر فرد قبل از اینکه در وضعیت درماندگی در حال کنترل باشد، اثرات درماندگی کاهش می یابد. برخی از پزوهشگران فرضیه بی کفایتی در انسان را در این حوزه مطرح نمودند. آنها تصریح کردند که شواهد عمومی، پایدار و داخلی در مورد علل وقایع منفی در تعمیم نا امیدی و ایجاد نقایص شناختی و عاطفی نقش دارد. آن ها معتقدند که فرضیه درماندگی میتواند اثرات ایمنی و درمان را در زمینه افسردگی توسعه دهد. به گفته سلیگمن چهار فرض را می توان در رابطه با افسردگی مطرح نمود:
۱٫ فرد انتظار دارد که پس از ماجراهای (یا وضعیت مورد نظر پیشرفت غیرممکن است) وضعیت آزار دهنده شدید رخ دهد.
۲٫ یک فرد در نظر دارد خود را در برابر این شرایط مزاحم محافظت کند.
۳٫ شخص سبک اسناد غیر انطباقی دارد، به طوری که حوادث منفی به دلایل داخلی، دائمی و عمومی و رویدادهای مثبت به دلایل خارجی، ناپایدار و دلایل خاص نسبت داده می شود.

افسردگی

افسردگی

۴٫ به میزانی که احتمال وقوع، مزاحم بودن و احساس غیر قابل کنترل بیشتر می شود شکست های شناختی و انگیزشی بیشتر می شود. به عبارت دیگر، اهمیت یک رویداد کنترل نشده برای یک فرد، همان قدر که شدت ناراحتی عاطفی و عزت نفس در فرد، بیشتر خواهد شد.
به دلایل مبهم، بیشتر تحقیقات بیشتر به فرضیه سوم متکی است، به این معنی که آنها اصرار دارند که یک سبک اسناد غیر انعطاف پذیر فرد را آماده پاسخ به افسردگی در مواجهه با وقوع حوادث مزاحم یا عدم وقوع حوادث مثبت می کند. برخی از پژوهشگران تئوری درماندگی آموخته شده را به یک شکل جدیدتر معرفی کردند که در آن، ناامیدی به جای درماندگی به عنوان علت اصلی افسردگی توضیح داده شده است. در نظریه ناامیدی افسردگی و علل آن، با توجه به روابط متوالی آنها، در ارتباط با شروع نشانه های بیماری از یکدیگر جدا می شوند. در نظریه ناامیدی به صراحت بر این تأکید دارد که افسردگی یک اختلال ناهمگونی است و علاوه بر ناامیدی، عوامل دیگر نیز عوامل کافی برای وقوع افسردگی هستند.

[kkstarratings]

 

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید