ریموند کتل

ریموند کتل یک روانشناس مشهور است که علت این شهرت را می توان به موارد زیر دانست:

تدوین مدل شخصیت 16 عاملی

تحلیل عاملی در تحقیقات روان سنجی

ارایه تست هوش ناوابسته به فرهنگ 

Raymond Cattell

نظریه هوش

  • نظریه هوش از ادغام نظریه هوش سیال و هوش متبلور کتل و هورن با نظریه سه لایه کارول تشکیل شده است.
  • در نظریه کارول سه سطح دانش وجود دارد که عبارتند از؛ مهارت های خرد، مهارت های گسترده و مهارت های عمومی
  • بسیاری از آزمون های شناختی با استفاده از مدل کتل-هورن-کارول طبقه بندی شده اند.
  • این نظریه می تواند برای ارزیابی شناختی در مدرسه مورد استفاده قرار گیرد.

در این بخش می خواهیم در رابطه با نظریه هوش کتل صحبت کنیم. البته این دیدگاه صرفا متعلق به کتل نیست و تحت عنوان نظریه کتل-هورن-کارول شناخته می شود. این دیدگاه در رابطه با هوش تاثیر زیادی را بر مدل های ارزیابی این حوزه گذاشته است. در زیر فهرست مطالبی که در این بخش با هم مرور می کنیم را خواهیم آورد:

نظریه هوش کتل

نظریه هوش کتل که به نظریه کتل-هورن-کارول (که به اختصار CHC نامیده می شود) نظریه ای روانشناختی در مورد ساختار توانایی های شناختی انسان است. این تئوری بر اساس کار سه روانشناس ریموند بی. کتل، جان ال. هورن و جان بی. کارول، برای مطالعه هوش انسان طراحی شده است. مطابق تحقیقات انجام شده طولی طی 70 سال، این دیدگاه با استفاده از رویکرد روان سنجی، اندازه گیری عینی تفاوت های فردی در مهارت ها و استفاده از تجزیه و تحلیل عاملی ایجاد شد. رویکرد آماری که روابط بین متغیرها را بررسی می کند ساختار اساسی مفاهیمی مانند "هوش" را نشان می دهد (کیت و رینولدز ، 2010). رویکرد روان سنجی به طور مداوم به توسعه ابزار اندازه گیری قابل اعتماد و معتبر کمک می کند و در حوزه تحقیقات هوش بسیار کاربردی است (نیسر ، 1996).

نظریه کتل-هورن-کارول ادغام دو مدل نظری قبلی هوش است:

نظریه هوش سیال و هوش متبلور (کتل ، 1941 ؛ هورن 1965)

نظریه سه لایه کارول (1993)

به دلیل شباهت های قابل توجه بین این دو نظریه، آنها در نظریه کتل-هورن-کارول ادغام شده اند (ویلیس، 2011، ص 45). با این حال، برخی از محققان، از جمله جان کارول، نه تنها ضرورت، بلکه مبنای تجربی این نظریه را نیز زیر سوال می برند.

در اواخر دهه 1990، مدل CHC توسط مک گرو توسعه یافت و سپس با کمک فلانگان تجدید نظر گردید. تفاوت های فردی مختلف نسبتاً زیادی در توانایی های شناختی وجود دارد و تئوری CHC بیان می دارد که روابط بین آنها را می توان با طبقه بندی آنها در سه سطح مختلف به دست آورد:

سطح I ؛  مهارت های خرد

سطح II ؛ مهارت های گسترده

سطح III ؛ مهارت های عمومی

امروزه نظریه کاتل-هورن-کارول به عنوان گسترده ترین و معتبرترین نظریه مهارت های شناختی معرفی شده است که بر گستره ای از تحقیقات و توسعه آزمون های مبتنی بر ضریب هوشی تأثیر گذاشته است (کافمن، 2009).

توسعه مدل CHC

نظریه هوش کتل-هورن-کارول ترکیبی از مدل هوش سیال و متبلور و سلسله مراتب سه سطحی کارول است. آگاهی از شباهت های بین مهارت های مدل سازی پیشرفته یا Gt-Gc کتل و هورن و مهارتهای عرضی کارول (سطح II) در سال 1985 در جلسه بررسی ابزار روانی-اجتماعی وودکوک- جانسون برجسته شد (Woodcock & Johnson، 1989). در این جلسه، هورن تئوری Gf-Gc را به چندین متخصص برجسته در تست هوش، از جمله جان بی کارول، ارائه داد (مک گرو ، 2005). کارول قبلاً طرفدار نظریه کتل هورن بود و در سال 1993 اظهار داشت که مدل Gf-Gc "به نظر می رسد قوی ترین و معقول ترین رویکرد را به نظریه قابل قبول ساختار توانایی های شناختی ارائه می دهد" (کارول ، 1993 ، ص 62). این برخورد تصادفی نقطه آغازین برای وحدت دو نظریه بود.

ادغام دو نظریه ناشی از مجموعه ای از حوادث بود که طی دو دهه اتفاق افتاد. اگرچه شباهت های زیادی بین این دو مدل وجود دارد، هورن به طور غیرمستقیم با یک عامل کلی g مخالفت کرده است (مک گرو ، 2005 ، ص 174). چارلز اسپیرمن برای اولین بار در اوایل قرن 20 پس از یافتن همبستگی های مثبت بین عملکرد تحصیلی کودکان در موضوعات تحصیلی ظاهراً بی ارتباط، وجود فاکتور G (که به آن هوش عمومی نیز گفته می شود) را نشان داد (اسپیرمن ، 1904). برخلاف هورن، کارول استدلال می کرد که شواهد مربوط به یک توانایی "کلی" واحد قابل انکار نیست و اصرار داشت که g برای تئوری هوش انسان مهم است.

مدل GF-Gc هورن و کتل

ریموند بی کتل (20 مارس 1905 - 2 فوریه 1998) اولین کسی بود که تمایز بین "هوش سیال" (Gf) و "هوش متبلور" (Gc) را پیشنهاد داد. عوامل S چارلز اسپیرمن و همچنین نظریه هوش اولیه تورستون پیش از این ایده مطرح شده اند (اسپیرمن ، 1927). در سال 1991، هورن 8 یا 9 ویژگی اضافی به مدل GF-Gc اضافه کرد.

هوش سیال (Gf) به تفکر کمی، توانایی پردازش، توانایی سازگاری با شرایط جدید و حل مسئله ابتکاری اشاره دارد.

هوش متبلور (Gc) به انباشت دانش (عمومی، رویه ای و اعلامی) اشاره دارد. وظایف GC شامل حل مسئله با استفاده از مطالب آشنا و آزمونهای قابل قبول فرهنگی و دانش عمومی است.

Gf و Gc فاکتورهای g (هوش عمومی) هستند. بین این دو تعاملاتی وجود دارد به طوری که هوش سیال عامل مهمی در میزان تجمع دانش متبلور است (کتل، 1963). هوش متبلور با افزایش دانش، در طول زندگی افزایش می یابد. توانایی افزایش هوش در اواخر بلوغ به اوج خود می رسد و سپس به تدریج کاهش می یابد. تحقیقات اخیر نشان داده اشت که آموزش برای حافظه فعال می تواند هوش حرکتی را بهبود بخشد (جائگی ، 2008).

نظریه سلسله مراتب سه طبقه ای کارول

روان شناس آمریکایی جان بی کارول (5 ژوئن 1916 - 1 ژوئیه 2003) سهم بسزایی در روانشناسی، روان سنجی و زبانشناسی آموزش و پرورش داشت. در سال 1993، کارول توانایی شناختی انسان با مروری بر تحقیقات تحلیل عاملی را بررسی و تئوری توانایی شناختی یا نظریه سه لایه را ارائه داد. کارول مجموعه داده های 461 مطالعه را تجزیه و تحلیل عاملی نموده و نتایج را در بیش از 800 صفحه خلاصه کرد تا پایه محکمی برای تحقیقات آینده در مورد هوش انسانی ایجاد کند (کارول، 1993، ص 78-91).

نظریه سه طبقه ای کارول شامل سه سطح دانش است: مهارت های خرد (سطح I)، مهارت های گسترده (سطح II) و مهارت های عمومی (سطح III).

انواع مهارت های کارول

مهارت های گسترده: 

درک دانش (Gc): وسعت و عمق دانش کسب شده توسط شخص، توانایی انتقال دانش و توانایی به چالش کشیدن تجارب یا روش های قبلاً آموخته شده

استدلال انعطاف پذیر (Gf): شامل توانایی کامل استفاده از اطلاعات ناشناخته یا روش های جدید برای استدلال، شکل گیری مفهوم و حل مسئله

دانش کمی (Gq): توانایی درک مفاهیم و روابط کمی و دستکاری نمادهای عددی.

مهارت های خواندن و نوشتن (Grw): شامل مهارت های اساسی خواندن و نوشتن.

حافظه کوتاه مدت (Gsm): توانایی ضبط، ذخیره و استفاده فوری اطلاعات در عرض چند ثانیه.

ذخیره سازی و بازیابی طولانی مدت (Glr): توانایی ذخیره اطلاعات و بازیابی سریع آنها در مراحل بعدی.

پردازش بصری (Gv): توانایی درک، تجزیه و تحلیل، سنتز و تفکر با استفاده از مدل های تصویری، از جمله توانایی ذخیره و بازیابی نمایش های بصری.

پردازش شنوایی (Ga): توانایی تجزیه و تحلیل، سنتز و تشخیص محرک های شنوایی، از جمله توانایی پردازش و تمایز صداها از گفتار که ممکن است در محیط های تحریف شده ارائه شود.

سرعت پردازش (Gs): توانایی انجام وظایف شناختی خودکار، به ویژه هنگامی که تحت فشار اندازه گیری می شود تا توجه متمرکز را حفظ کند.

زمان تصمیم گیری/ واکنش/ سرعت (Gt): این مهارت بخشی از نظریه محسوب می شود اما در حال حاضر توسط هیچ آزمون بزرگ هوشی ارزیابی نمی شود، اگرچه می توان آن را با اقدامات اضافی مانند "آزمون مهارت مداوم" ارزیابی کرد. این ویژگی مهارت بی واسطه ای است که فرد می تواند به محرک یا وظیفه ای پاسخ دهد (معمولاً در ثانیه یا کسری از ثانیه اندازه گیری می شود. با G اشتباه گرفته نشود، که معمولاً در فواصل 2-3 دقیقه اندازه گیری می شود).

مک گرو تعدادی از الحاقات نظریه CHC را ارائه داده است. از این میان می توان به دانش خاص-دامنه (Gkn)، مهارت های روان-حرکتی (Gp)، سرعت روانی-حرکتی (GPS) اشاره نمود. علاوه بر این، مهارت های اضافی پردازش حسی، از جمله لمسی (Gh)، حرکتی (Gk) و بویایی (Go) نیز ارائه شده است.

مهارت های خرد

دانش کمی: دانش ریاضی، پیشرفت ریاضی

خواندن و نوشتن: رمزگشایی خواندن، درک مطلب، سرعت خواندن، توانایی هجی کردن، کاربرد انگلیسی، توانایی نوشتن، سرعت نوشتن، توانایی پر کردن جای خالی

درک دانش: اطلاعات شفاهی عمومی، رشد زبان، دانش لغوی، توانایی گوش دادن، توانایی مکاتبه، حساسیت گرامری، ساخت و سلاست بیان، استعداد زبان خارجی

استدلال انعطاف پذیر: استدلال استقرایی، استدلال قیاسی، استدلال پیاژه ای، استدلال کمی، سرعت استدلال

حافظه کوتاه مدت: فراخنای حافظه، ظرفیت حافظه کاری

ذخیره و بازیابی بلند مدت: حافظه تداعی، حافظه معنایی، حافظه یادآوری، روانی اندیشه، روانی تداعی، روانی بیانی، اصالت، سهولت نام گذاری، روان بودن کلمه، درک کنایه، انعطاف کنایه، توانایی یادگیری

پردازش بصری: تجسم، چرخش سریع، سرعت بسته شدن، انعطاف پذیری بسته شدن، حافظه بصری، اسکن فضایی، اسکن فضایی، یکپارچکی ادراک ترتیبی، برآورد طول، ادراک خیال، ادراک تناوب، تصویرسازی

پردازش شنیداری: کدگزاری آوایی، افتراق آوای گفتار، مقاومت در برابر تحریک محرک شنوایی، حافظه الگوهای صدایی، حفظ و درک ریتم ها، افتراق و درک موسیقی، محلی سازی صدا، ردیابی زمانی

سرعت پردازش: سرعت ادراکی، نرخ آزمودن دهی، سهولت درک اعداد،  سرعت در خواندن، سرعت در نوشتن

تست های مدل

بسیاری از آزمون های شناختی با استفاده از مدل CHC طبقه بندی شده اند و در کتابچه راهنمای آزمایش هوش (ITDR) شرح داده شده اند (مک گرو و فلاناگان ، 1998). نظریه CHC به ویژه برای روانشناسان مدرسه در ارزیابی روانشناختی به کار می رود. 5 مورد از 7 تست هوش اصلی برای استفاده از تئوری CHC به عنوان مبنایی برای شناسایی و بکارگیری مهارتها/ فرآیندهای شناختی اصلاح شده است. از آنجا که حتی همه ابزارهای مدرن آزمایش هوش نمی توانند به طور موثر 10 مهارت عمومی را اندازه گیری کنند، یک روش جایگزین، ارزیابی و تفسیر شناختی به نام ارزیابی متقاطع است. البته در رابطه با این مسئله هنوز یافته های پژوهشی قابل توجهی وجود ندارد و صحت آن نیاز به بررسی دارد.

جمع بندی ای سنج

بحث در رابطه با مدل های ارائه شده توسط کتل-هورن-کارول همچنان مسئله مهمی در ادبیات علمی و پژوهشی است. محققان معتقدند دیدگاه هایی که بر اساس مدل ریاضی می باشند نیازمند بررسی های بیشتری هستند. چرا که ممکن است این مدل ها مبتنی بر پدیده های واقعی نباشند. در واقع بررسی آماری و عددی ممکن است در شرایط مصنوعی ایجاد شده و پیچیدگی های دنیای واقعی را نداشته باشد. با این حال علی رغم محدودیت هایی که وجود دارد مقیاس هایی که توسط نظریه کتل تدوین شده است می توانند نتایج سودمندی به ما ارائه کنند. تست هوش کتل که برگرفته از این تئوری است کاربرد بسیاری داشته و در سطح بین المللی الگوی خوبی برای سنجش هوش منطقی ریاضی فراهم کرده است.

به نظر شما مدل هوش کتل-هورن-کارول چه نقاط قوت و ضعفی دارد؟ با کامنت های ارزشمند خود به هرچه بهتر شدن این محتوا کمک کنید.

نظریه هوش رابرت استرنبرگ

نظریه هوش گاردنر

 

جهت مطالعه تئوری های روانشناسی سایر نظریه پردازان کلیک کنید.

 

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید