تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

معنی مهارت

skill (skil)

توانایی یا تبحر حاصل از آموزش و تمرین

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

توانایی یا تبحر حاصل از آموزش و تمرین. مهارت های حرکتی با توانایی انجام یک حرکت پیچیده یا سریع، روان و دقیق مشخص می شود. مهارت در سایر کارهای آموخته شده شامل مهارتهای اساسی، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای اجتماعی است.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

-توانایی انجام کاری خوب

-توانایی یا نوع خاصی از توانایی

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

-توانایی انجام فعالیت یا کاری به خوبی

-توانایی ویژه برای انجام کاری

فرهنگ دهخدا

مهارت. [م َ / م ِ رَ ] (ع اِمص ) زیرکی و رسایی در کار و استادی و زبردستی. (ناظم الاطباء). استادی. (غیاث اللغات ). حذاقت. حاذقی. (از اقرب الموارد). ماهری

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

مهارت، توانایی انجام کار عملی با نتایج مطلوب است. مهارت ها را اغلب می توان به مهارت های عمومی و خاص تقسیم کرد. به عنوان مثال، در حوزه کار، برخی از مهارت های عمومی شامل مدیریت زمان، کار گروهی و رهبری، انگیزه شخصی و سایر مهارت ها می شود، در حالی که مهارت های خاص فقط برای یک کار خاص استفاده می شود. مهارت معمولاً برای ارزیابی سطح مهارت ها، به محرکها و موقعیتهای خاص محیطی نیاز است.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

توانایی انجام هموار و سازگارانه الگوهای رفتاری پیچیده و ساخت یافته تا رسیدن به انتها یا هدف. هر چند در ابتدا این اصطلاح در رابطه با فعالیت حرکتی بکار می رفت، امروزه در مورد مهارت های کلامی و احتماعی هم بکار برده می شود.

واژه های مترادف در فارسی

توانایی، قدرت، استعداد، استادی، تکنیک

واژه های مترادف لاتین

adeptness, ability, artifice, attainment, competence, craft, deftness, dexterity, expertise, expertness, facility, finesse, hand, industry, knack, manship, mastery, neatness, professionalism, proficiency, prowess, skill, technique

واژه های متضاد در فارسی

بی مهارتی، ناتوان، نابلدی، نا آگاهی، بی هنر

واژه های متضاد لاتین

incompetent, unskillful, ignorance, unawareness, unfamiliarity, inexperience

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات