هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل
هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل

تحریک

stimulation (ˌstimyəˈlāSH(ə)n)

هر عامل، رویداد یا موقعیتی داخلی یا خارجی که باعث پاسخ ارگانیسم می شود.

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

-هر عامل، رویداد یا موقعیتی داخلی یا خارجی که باعث پاسخ ارگانیسم می شود.

-هرگونه تغییر در انرژی فیزیکی که گیرنده حسی را فعال می کند.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

عمل تشویق چیزی به گونه ای که توسعه یابد یا فعال تر شود.

-عملی که باعث می شود کسی با درگیر کردن ذهن یا حس جسمی اش در مورد چیزی علاقه مند و هیجان زده شود.

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

-اقدام یا چیزی که باعث فعال شدن یا اشتیاق بیشتر کسی یا چیزی یا توسعه یا فعالیت آن شود.

-احساسی که باعث می شود در مورد چیزی هیجان زده و علاقه مند شوید.

فرهنگ دهخدا

تحریک. [ت َ] (ع مص) جنبانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار). جنبانیدن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جنبانیدن و به حرکت درآوردن. (فرهنگ نظام). حرکت دادن. (غیاث اللغات) (آنندراج). ضد تسکین. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). جنبش و حرکت و هیجان و اضطراب. (ناظم الاطباء)

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

بطور کلی هر رویدادی که موجب برانگیختگی ارگانیسم، یا پیدایش برانگیختگی می گردد. بطور اخص، رویدادی خاص که وقتی بر گیرنده حسی یا سلول گیرنده وارد می شود موجب فعال شدن آن هم می گردد. توجه کنید که در مورد اول این اصطلاح هم برای رویداد و هم حالت برانگیختگی، و در مورد دوم فقط برای رویداد به کار برده می شود.

واژه های مترادف در فارسی

برانگیختگی، نشاط

واژه های مترادف لاتین

arouse, excite, incite, instigate

 

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات