ریموند کتل

ریموند کتل یک روانشناس مشهور است که علت این شهرت را می توان به موارد زیر دانست:

تدوین مدل شخصیت 16 عاملی

تحلیل عاملی در تحقیقات روان سنجی

ارایه تست هوش ناوابسته به فرهنگ 

Raymond Cattell

بیوگرافی

  • تولد: 20 مارس 1905 در هیل تاپ انگلیس
  • درگذشت: 2 فوریه 1998 در سن 92 سالگی
  • ملیت: انگلیسی- آمریکایی
  • محل تحصیل: دانشگاه کینگ لندن
  • علت مشهوریت: کشف 16 فاکتور شخصیتی، هوش سیال و متبلور، تست هوش ناوابسته به فرهنگ.
  • رشته تخصصی: روانشناسی
  • محل کار: دانشگاه ایلینویز

در این مقاله می خواهیم در رابطه با کتل و نظریه وی صحبت کنیم. کتل یکی از معروف ترین نظریه پردازان حوزه روانشناسی است. خدمات و آثار او تاثیر بسیاری زیادی بر روانشناسی گذاشته است. در این مقاله ابتدا با هم زندگی نامه وی را مرور خواهیم کرد و به طور مختصر پیرامون تئوری آن صحبت می کنیم. در بخش های بعدی می توانید نظریه های وی را به طور مفصل و مجزا مطالعه نمایید.

ریموند کتل کیست؟

ریموند کتل یک روانشناس مشهور بود که به دلیل مدل شخصیت 16 عاملی، توسعه مفهوم آگاهی در مقابل هوش متبلور و سیال، کار با تحلیل عاملی و به دلیل تحقیقات روان سنجی در مورد ساختار روانشناختی درون فردی و ارایه تست هوش ناوابسته به فرهنگ مشهور است.

زندگینامه ریموند کتل

ریموند کتل در 20 مارس 1905 در یک شهر کوچک در انگلیس متولد شد. او در اوایل زندگی به علم علاقه مند شد و در ادامه به اولین کسی از خانواده اش که در کالج تحصیل می کرد تبدیل شد و در حالی که فقط 19 سال داشت لیسانس شیمی خود را از دانشگاه لندن دریافت کرد. پس از دیدن ویرانی جنگ جهانی اول، کتل علاقه مند شد که از علم برای حل مشکلات بشر استفاده کند. او همچنین تحت تأثیر متفکران دیگر آن زمان از جمله جورج برنارد شاو، آلدوس هاکسلی و اچ.جی.ولز قرار گرفت. او در 2 فوریه 1998 درگذشت.

زندگی شغلی و تحصیلی ریموند کتل

وی دکترای خود را در رشته ی روانشناسی از دانشگاه لندن در سال 1929 بدست آورد. پس از چند سال تدریس در دانشگاه اکستر، کتل در سال 1937 برای تدریس در دانشگاه کلمبیا توسط روانشناس پیشگام ادوارد ثورندایک دعوت شد. در سال 1938، وی استاد دانشگاه کلارک شد و در سال 1941، پس از دعوت توسط گوردون آلپورت به هاروارد نقل مکان کرد و برخی از تحقیقات شخصیتی را آغاز کرد که می توانست پایه و اساس بسیاری از افراد شود. در سال 1945، کتل سمت خود را در دانشگاه ایلینویز به عهده گرفت و در آنجا یک بخش تحقیقاتی را تأسیس کرد. در آن زمان، آموزشگاه در حال توسعه یک کامپیوتر پیشگام بود که به کتل اجازه می داد تجزیه و تحلیل عاملی را در مقیاس بسیار بزرگتر از آنچه قبلاً امکان پذیر بود، انجام دهد. در طول جنگ جهانی دوم، کتل به عنوان مشاور غیرنظامی در دولت ایالات متحده تحقیق و توسعه آزمایش برای انتخاب افسران در نیروهای مسلح را انجام داد. کتل دوباره به تدریس در هاروارد بازگشت و با آلبرتا کارن شوتلر، دانشجوی دکترای ریاضیات کالج رادکلیف ازدواج کرد. در طول سالها، او با کتل در بسیاری از جنبه های تحقیق، نوشتن و توسعه آزمون کار کرد. آنها سه دختر و یک پسر داشتند و سرانجام سال 1980 طلاق گرفتند.

هربرت وودرو، استاد روانشناسی در دانشگاه ایلینویز در اوربانا-شامپاین، در جستجوی شخصی با سابقه روش های چند متغیره برای ایجاد یک آزمایشگاه تحقیقاتی بود. کتل برای به دست گرفتن این سمت در سال 1945 دعوت شد. با این استادی در تحقیق روانشناسی که اخیراً ایجاد شده بود، وی توانست حمایت کافی برای دو دکترای علمی را بدست آورد. یکی از دلایل انتقال کتل به دانشگاه ایلینوی این بود که اولین کامپیوتر الکترونیکی متعلق به موسسه آموزشی ایالات متحده بود - "Illinois Automatic Computer" – ساخته شده و در حال توسعه بود، که امکان انجام تجزیه و تحلیل عاملی در مقیاس بزرگ را برای او فراهم کرد. کتل آزمایشگاه ارزیابی شخصیت و رفتار گروهی را تأسیس کرد. سال 1949، او و همسرش موسسه آزمایش شخصیت و توانایی را با نام IPAT تأسیس کردند. کتل تا سال 1993 به عنوان مدیر IPAT خدمت می کرد. کتل در استادی تحقیقاتی ایلینویز باقی ماند تا اینکه در سال 1973 به سن بازنشستگی اجباری دانشگاه رسید.

چند سال پس از بازنشستگی از دانشگاه ایلینویز، وی خانه ای در بولدر کلرادو ساخت، جایی که نتایج پروژه های تحقیقاتی متنوعی را که در ایلینویز ناتمام مانده بودند نوشت و منتشر کرد. در سال 1977، کتل به دلیل علاقه اش به اقیانوس و قایقرانی به هاوایی نقل مکان کرد. وی کار خود را به عنوان استاد نیمه وقت و مشاور در دانشگاه هاوایی ادامه داد. او همچنین به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی حرفه ای هاوایی خدمت کرد. وی پس از استقرار در هاوایی با هدر بیرکت، روانشناس بالینی، ازدواج کرد که بعداً تحقیقات گسترده ای را با استفاده از 16PF و آزمایش های دیگر انجام داد. کتل و هدر بیرکت کتل در یک تالاب در گوشه جنوب شرقی اوهو زندگی می کردند و در آنجا یک قایق کوچک قایقرانی نگهداری می کردند. در حدود سال 1990 ، او مجبور شد حرفه قایقرانی خود را به دلیل چالش های ناوبری ناشی از کهولت سن ترک کند. وی در 2 فوریه 1998، در سن 92 سالگی در خانه در هونولولو درگذشت. وی در دره معابد در دامنه تپه مشرف به دریا به خاک سپرده شد. وصیت نامه وی بودجه باقیمانده خود را برای ساخت مدرسه ای برای کودکان مستضعف در کامبوج تأمین کرد.

نکته

کتل کمک های اساسی به درک ما از توانایی و ساختار شخصیت کرده است. به جرات می توان او را یکی از موثرترین و عملیاتی ترین پژوهشگران حوزه روانشناسی دانست.

دیدگاه کتل

کتل طرفدار اولیه استفاده از روش های تحلیلی عاملی بود به جای آنچه "نظریه پردازی کلامی ذهنی" خواند. یکی از نتایج استفاده از تجزیه و تحلیل عاملی توسط کتل کشف 16 عامل صفت اصلی جداگانه در حوزه شخصیت طبیعی بود (بر اساس واژگان صفت). وی این عوامل را "صفات منبع" خواند. این تئوری درباره عوامل شخصیتی و ابزار خودآگاهی برای اندازه گیری آنها به ترتیب به عنوان مدل 16 عامل شخصیت (15 بعد شخصیت و 1 بعد توانایی شناختی) شناخته می شوند و امروزه نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد.

پژوهش های ریموند کتل

علاوه بر تحقیقات وی در زمینه شخصیت، انگیزه و هوش، کار کتل با تجزیه و تحلیل چند عاملی اثری ماندگار در روانشناسی برجای گذاشت.

کتل همچنین مجموعه ای از مطالعات تجربی را در زمینه های بعدی سایر حوزه های روانشناختی انجام داد: هوش، انگیزه، ارزیابی شغلی و علایق شغلی.

کتل برای توضیح توانایی شناختی انسان، وجود هوش سیال و متبلور را نظریه پردازی کرد؛ تغییرات Gf و Gc را در طول عمر بررسی کرد  و آزمون هوش ناوابسته به فرهنگ را ساخت تا تعصب زبان نوشتاری و زمینه فرهنگی در هوش را به حداقل برساند.

در حالی که تحقیقات قبلی روانشناسی مطالعه متغیرهای تک عاملی را به طور جداگانه یافته بودند، کتل پیشگام استفاده از تجزیه و تحلیل چند عاملی بود که به محققان اجازه می داد افراد را به طور کلی مشاهده کنند و جنبه هایی از رفتار انسان را که نمی توان در محیط آزمایشگاهی مطالعه کرد، مطالعه کنند.

وی معتقد بود که ابعاد رفتاری بسیار پیچیده است. رویکرد تک متغیری کلاسیک مستلزم آوردن فرد به شرایط آزمایشگاهی مصنوعی و سنجش تأثیر یک متغیر خاص بر دیگری است، در حالی که رویکرد چند متغیره به روانشناسان اجازه می دهد تا کل فرد و ترکیب منحصر به فرد آنها را در یک زمینه طبیعی زیست محیطی بررسی کنند. طرح های تحقیق تجربی چند متغیره و تجزیه و تحلیل آماری چند متغیره برای مطالعه شرایط "زندگی واقعی" (به عنوان مثال افسردگی، طلاق، از دست دادن) که نمی تواند در یک محیط آزمایشگاهی مصنوعی دستکاری شود، بسیار مفید است.

تحلیل عاملی کتل چه بود؟

کتل روش های تحقیقاتی چند متغیره را در چندین حوزه روانشناختی درون فردی اعمال کرد: ساختار صفت (هر دو حالت هنجار و نابهنجار) شخصیت، ویژگی های انگیزشی یا پویایی، حالات احساسی و خلقی، و همچنین مجموعه متنوعی از توانایی های شناختی. در هر یک از این حوزه ها، وی در نظر داشت که باید تعداد محدودی از ابعاد اساسی و واحدی وجود داشته باشد که بتواند از نظر تجربی شناسایی شود. کتل مقایسه ای را بین این صفات اساسی، بنیادی (منبع) و ابعاد اساسی جهان فیزیکی انجام داد که برای مثال در جدول تناوبی عناصر شیمیایی کشف و ارائه شده است.

در دهه 1920، کتل با تلاش برای درک ابعاد اساسی و ساختار توانایی های انسانی، با چارلز اسپیرمن کار می کرد که در حال تکنیک جدید آماری تجزیه و تحلیل عاملی بود. کتل در حالی که در دانشگاه لندن با اسپیرمن در حال بررسی تعداد و ماهیت توانایی های انسانی بود، فرض کرد که تجزیه و تحلیل عامل را می توان برای سایر مناطق فراتر از دامنه توانایی ها اعمال کرد. به ویژه، کتل علاقه مند بود در ابعاد اساسی طبقه بندی و ساختار شخصیت انسان کاوش کند. وی معتقد بود اگر تجزیه و تحلیل عامل اکتشافی در طیف وسیعی از اقدامات عملکرد بین فردی اعمال شود، می توان ابعاد اساسی در حوزه رفتار اجتماعی را شناسایی کرد. بنابراین، از تحلیل عاملی می توان برای کشف ابعاد اساسی زیربنای تعداد زیادی از رفتارهای سطحی استفاده کرد، در نتیجه تحقیقات موثرتر را تسهیل می کند.

نظریه شخصیت کتل چه بود؟

به منظور استفاده از تحلیل عاملی بر شخصیت، کتل معتقد بود که لازم است از گسترده ترین دامنه متغیرها نمونه برداری شود. وی سه نوع داده را برای نمونه گیری جامعه، برای گرفتن طیف گسترده ای از ابعاد شخصیت، تعیین کرد:

داده های زندگی یا داده های L، که شامل جمع آوری داده ها از رفتارهای طبیعی و روزمره فرد، اندازه گیری الگوهای رفتاری مشخصه آنها در دنیای واقعی است. این می تواند از تعداد حوادث رانندگی یا تعداد مهمانی هایی که هر ماه در آن شرکت می کنند، تا معدل در مدرسه یا تعداد بیماری ها یا حتی طلاق باشد.

داده های آزمایشی یا داده ها T، که شامل واکنش به شرایط تجربی استاندارد شده در آزمایشگاهی است که می تواند رفتار یک فرد را به طور عینی مشاهده و اندازه گیری کند.
داده های پرسشنامه یا داده های Q، که شامل پاسخ های مبتنی بر درون بینی توسط فرد در مورد رفتار و احساسات خود است. وی دریافت که این نوع سوال مستقیم، غالباً حالات و دیدگاه های داخلی ظریف را اندازه گیری می کند که به سختی قابل مشاهده یا سنجش در رفتار بیرونی است.

با کمک بسیاری از همکاران، مطالعات تحلیلی فاکتور کتل طی چندین دهه ادامه یافت و سرانجام حداقل 16 عامل اصلی ویژگی اصلی شخصیت انسان (عامل A شامل 15 بعد شخصیت و یک بعد توانایی شناختی که عامل B است)، یافت شد. او تصمیم گرفت این صفات را با حروف (A ،B ،C ،D ،E، ...) نامگذاری کند تا از نامگذاری این ابعاد تازه کشف شده یا ایجاد سردرگمی با واژگان و مفاهیم موجود جلوگیری کند. مطالعات تحلیلی عاملی که توسط بسیاری از محققان در فرهنگ های مختلف در سراسر جهان انجام شده است، پشتیبانی قابل توجهی از اعتبار این 16 بعد صفت فراهم کرده است. برای اندازه گیری این سازه های صفاتی در دامنه های سنی مختلف، کتل ابزارهایی  ساخت که شامل شانزده پرسشنامه فاکتور شخصیت (16PF) برای بزرگسالان، پرسشنامه شخصیت دبیرستان (HSPQ) که اکنون به پرسشنامه شخصیت نوجوان (APQ)، و پرسشنامه شخصیت کودکان (CPQ) تقسیم شده است. کتل همچنین اندازه گیری 10 عامل بزرگ ویژگی خصوصیات شخصیتی را به صورت تحلیلی استخراج کرد و آزمون تجزیه و تحلیل انگیزه (MAT)، آزمون تجزیه و تحلیل انگیزه مدرسه (SMAT) و آزمون تجزیه و تحلیل انگیزه کودکان (CMAT) را ساخت.

به منظور اندازه گیری سازه های صفاتی در حوزه شخصیت نابهنجار، کتل پرسشنامه تجزیه و تحلیل بالینی (CAQ) را ایجاد کرد که قسمت اول CAQ عوامل 16PF را اندازه گیری می کند، در حالی که قسمت دوم 12 بعد نابهنجار (روانشناختی) ویژگی های شخصیتی را اندازه گیری می کند. CAQ بعداً به عنوان پرسشنامه شخصیت (PEPQ) بازنگری شد. همچنین در محدوده شخصیتی کاملاً مفهومی، کتل اقداماتی را از حالت های خلقی و حالات احساسی انتقالی، از جمله پرسشنامه هشت حالت (8SQ) ساخته است. علاوه بر این، کتل در ساخت کیت مركز ویژگی های دولتی در مقام اول بود.

سایر خدمات کتل

علاوه بر کشف 16 عامل شخصیت و روش تحلیل عاملی، وی همچنین ابعاد اساسی شخصیت و خلق و خو، دامنه توانایی های شناختی، ابعاد پویای انگیزه و احساسات، ابعاد بالینی شخصیت غیرطبیعی، الگوهای ترکیبی گروهی و رفتار اجتماعی، کاربردهای تحقیق شخصیت در روان درمانی و تئوری یادگیری، پیش بینی کننده های خلاقیت و موفقیت را کشف و بررسی کرد. کتل همچنین بر کار سایر روانشناسان تأثیر گذاشت.

افتخار آفرینی های کتل

کتل تقریباً 60 کتاب علمی، بیش از 500 مقاله پژوهشی و بیش از 30 تست روان سنجی استاندارد، پرسشنامه و مقیاس های رتبه بندی را تألیف و گردآوری کرده است.

در مروری بر روانشناسان برجسته، نوشته های تخصصی ریموند کتل به عنوان هفتمین مورد پرمخاطب در مجلات روانشناسی طی 100 سال گذشته قرار گرفت. و در رتبه بندی شخصیت های برجسته روانشناسی، کتل در رتبه شانزدهم قرار گرفت.

هنگامی که کتل در دهه 1920 وارد حوزه نوپای روانشناسی شد، احساس کرد که حوزه شخصیت تحت سلطه حدس و گمان است که عمدتاً شهودی بوده و مبانی تحقیق تجربی ندارد یا بسیار کم است. کتل موافق دیدگاه تجربه گرایانه ثورندایک مبنی بر اینکه "اگر چیزی در واقع وجود داشته باشد، مقداری وجود داشته و از این رو قابل اندازه گیری است" بود.

در سال 1960، کتل یک سمپوزیوم بین المللی را برای افزایش ارتباطات و همکاری بین محققانی که از آمار چند متغیره برای مطالعه رفتار انسان استفاده می کردند، ترتیب داد و برگزار کرد. این امر منجر به تاسیس انجمن روانشناسی تجربی چند متغیره (SMEP) و مجله برجسته آن، تحقیقات رفتاری چند متغیره شد. وی محققان زیادی را از اروپا، آسیا، آفریقا، استرالیا و آمریکای جنوبی آورد تا در آزمایشگاه خود در دانشگاه ایلینویز کار کنند. بسیاری از کتابهای وی که شامل تحقیقات آزمایشی چند متغیره است با همکاری همکاران برجسته ای تالیف شده است.

در حوزه توانایی های شناختی، کتل در مورد توانایی های وسیعی تحقیق کرده است، اما بیشتر به دلیل تمایز بین هوش سیال و متبلور شناخته شده است. وی بین توانایی های شناختی انتزاعی، سازگار، تحت تأثیر بیولوژیکی که او آن را "هوش سیال" نامید و توانایی کاربردی، مبتنی بر تجربه و تقویت یادگیری را که "هوش متبلور" نامید، تفاوت قائل شد. این دو نوع توانایی ممکن است مکمل یکدیگر باشند و برای رسیدن به یک هدف با هم کار کنند.

کتل دریافت که سازه هایی که توسط نظریه پردازان روانشناسی اولیه مورد استفاده قرار می گیرند، تا حدودی ذهنی بوده و به درستی تعریف نشده اند. به عنوان مثال، پس از بررسی بیش از 400 مقاله منتشر شده با موضوع "اضطراب" در سال 1965، كتل اظهار داشت: "مطالعات نشان داد كه بسیاری از معانی مختلف اساساً متفاوت برای اضطراب و روش های مختلف اندازه گیری آن وجود دارد، كه حتی مطالعات نمی توانند ادغام شوند. نظریه پردازان شخصیت اولیه تمایل داشتند که شواهد عینی یا مبانی تحقیقاتی کمی برای نظریه های خود ارائه دهند. کتل می خواست روانشناسی بیشتر به علوم دیگر شباهت داشته باشد، به موجب آن یک تئوری می تواند به روشی عینی مورد آزمایش قرار گیرد که توسط دیگران قابل درک و تکرار باشد.

در طول دو دهه آخر زندگی خود در هاوایی، کتل همچنان به انتشار انواع مقالات علمی و همچنین کتابهایی در زمینه انگیزه، استفاده علمی از تجزیه و تحلیل عاملی، دو جلد شخصیت و نظریه یادگیری و وراثت شخصیت ادامه داد. یک کتاب در مورد آزمایش روانشناختی عملکردی، و همچنین یک ویرایش کامل در کتاب روانشناسی تجربی چند متغیره بسیار مشهور را ویرایش کرد.

می توان آثار او را به عنوان بخشی از روانشناسی شناختی دسته بندی یا تعریف کرد چرا که برای اندازه گیری همه جنبه های روانشناختی به ویژه جنبه های شخصیتی بود.

 

جهت مطالعه تئوری های روانشناسی سایر نظریه پردازان کلیک کنید.

 

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید

مهدی کلهر
28 آبان 1399 09:52

خوب بود

28 آبان 1399 15:58

عااالی