تست شخصیت شناسی نئو | رایگان مدت محدود

تست شخصیت شناسی نئو | رایگان مدت محدود

تست شخصیت شناسی نئو | رایگان مدت محدود تست شخصیت شناسی نئو | رایگان مدت محدود

معنی ذخیره

save (sāv)

برای ساختن یا حفظ کسی یا چیزی در امان ماندن از خطر یا آسیب، یا بازگرداندن چیزی به شرایط رضایت بخش.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

برای محافظت از کسی/ چیزی از مرگ، آسیب، از دست دادن و غیره -برای جلوگیری از هدر رفتن چیزی یا استفاده بیش از حد لازم -نگه داشتن چیزی برای استفاده یا لذت بردن از آن در آینده یا استفاده شخص دیگر

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

برای جلوگیری از کشته شدن، زخمی شدن، یا تخریب کسی یا چیزی

-برای نگه داشتن چیزی، به ویژه پول، برای استفاده در آینده
-برای جلوگیری از هدر رفتن یا صرف وقت، پول یا تلاش
-برای ساختن یا حفظ کسی یا چیزی در امان ماندن از خطر یا آسیب، یا بازگرداندن چیزی به شرایط رضایت بخش

فرهنگ دهخدا

ذخیره. [ذَ رَ] (ع اِ) الفغده. چیز الفنجیده. پستا. نهاده. برنهاده. یخنی. بئرة. بؤرة. بئیرة. پس انداز. پس اوکند. پس افت. پس افکند. ذُخر. پس انداز. اندوخته. پستائی. چیز نهان کرده. آنچه نگاهداشته شود برای روزی. آن چیز که نگاهداشته شود که وقتی بکار آید. یخنی نهان کرده. (دهار).

واژه های مترادف در فارسی

انباشتن، اندوختن، ذخیره

واژه های مترادف لاتین

backup, supply, reserved, reserves, reservoir, standby, stockpile, store

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات