تست هوش IQ ریون - رایگان

تست هوش IQ ریون - رایگان

تست هوش IQ ریون - رایگان تست هوش IQ ریون - رایگان
پست وبلاگی
چرا باید مغز تجاری خود را رشد دهیم؟ مدت مطالعه: 4 دقیقه
ای سنج 26 آبان 1399 مدت مطالعه: 4 دقیقه

چرا باید مغز تجاری خود را رشد دهیم؟

بزرگترین دشمن تاجر ترس است. کسی که می ترسد ضرر می کند. این مهمترین نکته در کتاب روانشناسی تجارت نوشته نورمن ولز آلمانی است.  بسیاری از خوانندگان و منتقدین این کتاب را بهترین و مفیدترین کتاب در حوزه معاملات و تجارت می دانند. در این مقاله سعی داریم با تمرکز بر دیدگاه ولز بخشی از اهمیت تغییر مغز در دیدگاه ولز را بررسی نماییم.

روانشناسی تجارت از دیدگاه ولز

نویسنده کتاب، روانشناس و روزنامه نگاری است که علاقه زیادی به بازار سهام و روانشناسی مرتبط با ان دارد. تخصص وی روانشناسی تجارت است، موضوعی که در آن نه تنها تجربه زیادی دارد، بلکه توانایی های منحصر به فردی نیز دارد. از جمله، او به بازرگانان می آموزد که مغز خود را در مسیر درست توسعه دهند.

ولز تأکید می کند آنچه که کار وی و کتابش را از ادبیات گسترده در این زمینه جدا می کند، تأکید بر روانشناسی کاربردی تجارت است. معمولاً لازم است که معامله گران به نظم و انضباط نیاز داشته باشند، اما پذیرش این ایده برای تجارت مناسب سرمایه گذاران کافی نیست.

نکات اساسی ولز

نورمن ولز ، معتقد است: "برای اینکه شما یک معامله گر موفق باشید، به یک طرز فکر صحیح نیاز دارید."

ولز برای پرداختن به روانشناسی تجارت، از طریق ضمیر ناخودآگاه و هیپنوتیزم بر روی مغز تاجر کار می کند.

ولز می گوید؛ تجارت موثر شامل تغییر مغز و شخصیت است. مغز جایی است که اکثر افراد در آن فقط روی نمودارها و روندها تمركز می كنند. اما فراموش می کنند که در آنجا احساسات بی شماری نهفته است.

آیا واقعا همه چیز در ذهن است؟

اصل مشکل این است که اکثر مردم امنیت را در همه اشکال آن دوست دارند و می خواهند، اما " تجارت ناامن ترین کاری است که می توانید انجام دهید". به اعتقاد ولز هیچ حرفه دیگری اینقدر احساسات شدید را بر نمی انگیزد و شخصیت های ما را منعکس نمی کند. وی حتی تا آنجا پیش می رود که ادعا می کند فعالیت بورس اوراق بهادار شخصیت دادن به پول است: ولز می گوید: "ما فقط دارایی و پول را معامله نمی کنیم ، بلکه پول هم می شویم."

داشتن یک ذهنیت مناسب برای تجارت موثر مهم است. با این حال، هیچ چیز دشوارتر از جدا شدن از عوامل زیادی نیست که برای اولین بار تفکر ما را شکل داده و نحوه کار مغز ما را تعیین می کند(منظور همان طرحواره هاست). ما تحت تأثیر والدین، ​​خانواده، دوستان، محیط، جامعه، رسانه ها، کتاب ها و موارد دیگر هستیم. با شروع معاملات، همه این تأثیرات در فرایند معاملات ما وارد شده و ممکن است همیشه مفید نباشند. تلاش برای تغییر این الگوها دشوار و سخت است.

چرا بازرگانان از روانشناسی غافل می شوند؟

برای درک رویکرد ولز، درک نقش همه جانبه روانشناسی و مغز ضروری است. گرچه این تصور که روانشناسی برای بازار سهام حیاتی است چیز جدیدی نیست، ولز معتقد است که معاملات به معنای واقعی کلمه 100٪ روانشناسی است. بدون روان ما، هرگز نمی توانیم ریسک مالی را ارزیابی کنیم یا روندها را تشخیص دهیم. ولز می گوید: "بدون مغز، هیچ معامله در بازار سهام رخ نمی دهد". بنابراین ، قدرت ذهنی برای موفقیت در تجارت کاملاً ضروری است. بعلاوه ، حدود 95٪ اقدامات ما ناخودآگاه است و ما تمایل داریم رفتار خود را بارها و بارها تکرار کنیم. خیلی اوقات، چنین روندی به معنای تکرار اقدامات غلط یا حتی مضر است.

برای تأیید این ادعا، ولز به مطالعه ای استناد می کند که در آن 120 فروشنده، سیستمی را دریافت کرده اند که ارزش ذاتی را از 19 سال قبل تا 20 سال گذشته نشان می داد. پس از یک سال آزمایش، مشخص شد که 119 نفر از این بازرگانان در این سیستم شکست خورده اند زیرا تمایلات ذهنی آنها را به بیراهه کشانده است. بجز یک تاجر، سایرین فرآیندهای ذهنی غیرطبیعی داشتند. ولز می گوید: "موفقیت از ذهن ناشی می شود." این سیستم خوب بود، اما نگرش و روانشناسی معامله گران با استفاده از این سیستم چندان مناسب نبود.

بیشتر معامله گران افرادی هستند که فکر می کنند روانشناسی مهمترین چیز نیست. بلکه فکر می کنند نمایش ساده انگارانه عقلانیت، آگاهی و تجربه مهم است. با این حال، ولز می گوید اگر مغز به درستی برنامه ریزی و تنظیم نشده باشد، عقلانیت، اطلاعات و تجربه به درد نمی خورد. بنابراین، چه کاری می توانیم انجام دهیم تا ذهن و ضمیر ناخودآگاهمان به درستی کار کند؟

رویکرد ولز به روانشناسی تجارت چیست؟

رویکرد ولز از طریق ناخودآگاهی و هیپنوتیزم بر مغز تاجر تأثیر می گذارد. به اعتقاد او افراد روحیه مطمئنی پیدا می کنند و صلاحیت های لازم در مناطق ناخودآگاه مغز پیدا می کنند. اگر این روند کمی عجیب به نظر می رسد، به این فکر کنید:

در طول سال ها، ولز به مردم کمک کرده است تا بر ترس و مشکلات خود غلبه کنند و به آنها اجازه می دهد تا در مسابقات قهرمانی ورزشی به پیروزی برسند و حتی یک پیروزی المپیک را نیز به دست آورند. علاوه بر این، با فعال کردن انرژی ذهنی مناسب، انگیزه و در نتیجه رفتار، به بازرگانان کمک می کند تا درآمد کسب کنند. وی تأکید می کند که هر فرد دارای پل ها و موانع ذهنی منحصر به فردی است که برای موفقیت باید از بین برود یا از آنها عبور شود.

"انضباط تجاری" ناشی از تغییر رفتار فرد در جهت مورد نظر و غلبه بر مقاومت روانی و ترس است که معمولاً مانع آن می شود. به ویژه، در زمینه تجارت، ولز معتقد است که "ارتش های مقاومت وجود دارند". در واقع، تجارت شامل ادغام سرمایه گذاری مناسب و دانش بازار با مغز مناسب است. اینگونه نیست که مهارتها مهم نیستند، بلکه فقط الگوهای رفتاری و ذهنی نادرست آنها را نادیده می گیرند.

بنابراین، تجارت موثر شامل تغییر شخصیت است. ولز می گوید: "افرادی که نمی خواهند این کار را امتحان کنند حتی لازم نیست نگران مذاکره باشند." کسانی که فقط بر جنبه های به اصطلاح منطقی نمودارها و روندها تمرکز دارند، از جمله همه این الگوها مانند "پرچم ها ، مثلث ها و کانال ها یا توقف ها و دامنه های معاملاتی"، سرانجام در مقابل احساسات بی شماری که دارند گرفتار شده، بازی می خورند و شکست را تجربه می کنند.

ولز توضیح می دهد که این "نسخه بسیار کوتاه" نظریه او است، اما در واقع هسته اصلی ماجرا است. علاوه بر این، او معتقد است که هرکسی می تواند تاجر شود و بر ترس خود غلبه کند. تا زمانی که افراد از نظر بالینی بیمار نباشند، اگر واقعاً بخواهند روی خودشان کار کنند، می توانند از این نگرانی های اساسی خلاص شوند. آنها برای موفقیت به یک حس خوب واقعیت و یک بررسی واقعیت نیاز دارند. البته دانش و مهارت مالی، اطلاعات و تحقیقات همچنان نقشی اساسی دارند.

با این حال، رسیدن به آنجا کار ساده ای نیست. ولز معتقد است که مردم نباید فکر کنند که می توانند "با یک حساب کوچک شروع کنند و در مدت شش ماه به عنوان یک تاجر حرفه ای سود بسیار بدست آورند". این مسئله به زمان و تمرین زیاد نیاز دارد. ولز معتقد است که اگر اینگونه نبود، جاده ها پر از فراری و پورشه بود.

جمع بندی ای سنج

نقش اساسی روانشناسی معامله گران غالباً دست کم گرفته می شود و بیش از حد به جنبه فنی موضوع توجه می شود. گرچه هر دو مهم هستند، اما شاید ذهنیت درستی باشد که تجار موفق را از افراد ناموفق متمایز کند. با این حال، یادگیری جنبه های فنی تجارت آسان تر از تغییر شخصیت است. تغییر شخصیت نیازمند کار فشرده بر روی خصوصیات و از بین بردن الگوهای رفتاری ریشه دار است. بنابراین یک فرایند چالش برانگیز است که نیاز به ریاضت، وقت و اغلب کمک یک مربی باتجربه دارد.

نظر شما در رابطه با لزوم تغییر شخصیت برای افزایش کارایی در تجارت چیست؟ تجربه و ایده های خود را با ما به اشتراک بگذارید.

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید