پست وبلاگی
هوش معنوی مدت مطالعه: 2 دقیقه
ای سنج 19 تیر 1398 مدت مطالعه: 2 دقیقه

هوش معنوی

هنگامی که روانشناسان روش ها و ابزارهایی برای اندازه گیری هوشمندی ایجاد کردند، تعریف ارسطو از انسان ها، مانند متفکر حیوانات، علاقه مندی به هوش شناختی ایجاد کرد. بعدا ابزار اندازه گیری، به نام آزمون های هوشمند، برای اندازه گیری توانایی های ذهنی افراد طراحی شده و تلاش برای کشف ارتباط هوش با مسائلی مانند موفقیت تحصیلی و موفقیت در زندگی حرفه ای و شخصی است. در ابتدا انتظار می رفت که IQ پیشگویی قوی در موفقیت کسب و کار و تحصیلات باشد، اما در حقیقت، IQ در پیش بینی همه چیز موفق نشدند و فرض بر این بود که به نظر می رسد که IQ برای ورود به چنین حوزه ها حداقل باید استاندارد باشد و معلوم می شود زمانی که افراد در دستیابی به پیشرفت تحصیلی و زندگی موفق می شوند، آنها فرایندهای پیچیده را به اتمام می رسانند. پس از شناسایی اثرات IQ در مورد جنبه های ممکن و غیرمنطقی از دستاوردهای فرد در حوزه های مختلف زندگی، برخی نگرش ها اساسا متفاوت از دیدگاه روان سنجی و طراحی انواع مختلف آزمون های هوش بود. از جمله این نگرش ها، توجه به جنبه های هیجانی هوش، هوش چندگانه و هوش معنوی است. در دهه ۱۹۸۰، در تجزیه و تحلیل ماهیت اطلاعات، شکاف وجود داشت. به عنوان مثال، استرنبرگ سعی کرد تا توجه محققان را به جنبه های هوش معنوی و هوشمندانه جلب کند. در اواسط دهه ۱۹۹۰، گولمن توجه خود را به تحقیق در مورد هوش هیجانی و علاقه های احساسی پرداخت و اشاره کرد که علاقه عاطفی یکی از ضروریات اساسی برای استفاده از هوش است. توجه به هیجان ها و کاربرد مناسب آنها در روابط انسانی، ادراک آنها از خود و دیگران، کنترل خود و تسلط به خواسته های فوری، همدلی با دیگران و استفاده مثبت از هیجان در تفکر و درک هوش هیجانی اهمیت بافت.

هوش معنوی

هوش معنوی

در آخرین سال از دهه بیست، شواهد روانشناسی، عصب شناسی، انسان شناسی، و علوم شناختی نشان داد که هوش سومی به نام هوش معنوی وجود دارد. اصطلاح “هوش معنوی” برای اولین بار توسط زهر و مارسال استادان دانشگاه آکسفورد ایجاد شد. آن ها با ترکیبی از روانشناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب، که در نتیجه یک سری از مطالعات انجام شده در حوزه روانشناسی، مغز و اعصاب ، انسان شناسی، و علم شناخت می باشد این مفهوم را ارائه دادند. هوش معنوی ساختارهای معنویت و هوش را به یک ساختار جدید ترکیب می کند، در حالی که معنویت شامل جستجو و تجربه عناصر مختلف آگاهی و تعالی است. هوش معنوی مستلزم توانایی استفاده از چنین موضوعات معنوی برای انطباق و کارآمد بودن آن و تولید محصولات و اثرات ارزشمندی است. هوش روحانی یا هوش معنوی در پاسخ به اسن سوالات می تواند حائز اهمیت باشد؛ چرا ما اینجا هستیم؟ رابطه ما با دیگران، جامعه و جهان چیست؟ با ظهور این پارادایم جدید، چالش ها در برابر تعریف و توضیح هوش معنوی ظهور کرده اند. هوش معنوی چیست؟ ویژگی های شما چیست؟ و آیا ممکن است یاد گرفته شوند و بهبود یابند؟ این مسائل موجب توجه زیادی به این موضوع می شود که چرا ما می خواهیم بدانیم چرا هوش معنوی استفاده می شود؟ و آیا این مزیت ویژه ای برای کاربران دارد؟ نویسندگان از تمام این بحث ها سخن نگفته اند و تنها برخی از دیدگاه های آنها را به شکل هوش معنوی ارائه می دهند. چالش های متعددی در گزاره های مختلف و متنوع نویسندگان معنوی وجود دارد.

هوش معنوی ساختارهای معنویت و هوش را به یک ساختار جدید ترکیب می کند. در حالی که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مقدس همراه است، هوشیاری، تعالی و معنا، هوش معنوی نیاز به توانایی استفاده از چنین موضوعات معنوی برای انطباق و کارکردن موثر و تولید محصولات و اثرات ارزشمندی دارد. به طور کلی، ظهور ساختار هوش معنوی می تواند به عنوان کاربرد ظرفیت ها و منابع معنوی در زمینه شرایط علمی مورد توجه قرار گیرد. معلوم می شود که هر بحث درباره هوش معنوی بدون دانستن طیف وسیعی از تجربیات معنوی ناقص است. هوش معنوی، در مقایسه با هوش عقلانی که کامپیوترها نیز آن را دارند و بر خلاف هوش هیجانی که در پستانداران عالی وجود دارد، منحصر به انسان است، که اساسی ترین و اساسی ترین نوع هوش به شمار می رود.

[kkstarratings]

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید