مقاله تخصصی
اختلالات شخصيت در زندانيان مدت مطالعه: 7 دقیقه
ای سنج 18 آبان 1399 مدت مطالعه: 7 دقیقه

اختلالات شخصيت در زندانيان

اختلال شخصیت الگویی فراگیر، با دوام و غیر قابل انعطاف از تجارب درونی و رفتار بیرونی است که به گونه ای مشخص با انتظارات فرهنگی فرد متفاوت است و به درماندگی و عملکرد بد منجر می شود. تجارب محدود و نحوه پاسخ های مبتلایان به این اختلالات اغلب مشکلات روانشناختی، اجتماعی و شغلی را برایشان به همراه دارد. آنچه در ادامه خواهید خواند بر اساس فهرست مطالب به شرح زیر است:

شیوع اختلال شخصیت در زندانیان

نگاهي به مطالعات نشان مي دهد 9 میليون نفر در جهان زنداني هستند که نزديکي به نيمي از آن ها به اختلالات شخصيت مبتلا مي باشند [1]. برودسکي بر اساس جمع بندي نتايج 9 پژوهش آمريکايي که بين سالهاي 1918 تا 1970 انجام شده بود، ميزان اختلال هاي رواني در متهمان و مجرمان را بين 16 تا 95 درصد برآورد کردند که بيشتري فراواني به اختلال شخصيت اختصاص داشته است.

در همين راستا ريس، گروبين و ميوکس [2] نشان داده اند در گروهي از جامعه ستيزان قانوني، اختلال شخصيت هايي نظير اختلال شخصيت مرزي، پارانوئيد، اسکيزوئيد، اسکيزوتايپال و خود شيفته به چشم مي خورد. هم سو با اين يافته ها کويد [3] نيز پيش از اين نشان داده بود که  در بسياري از جامعه ستيزان و زندانيان دامنه گسترده اي از اختلالات شخصيت مشاهده مي شود. در گروه مورد مطالعه آن ها براي اکثر بيماران زن اختلال شخصيت مرزي و براي بيشتر مردها اختلال شخصيت ضد اجتماعي، خود شيفته، پارانوئيد، منفعل پرخاشگر و نمايشي قابل تشخيص است

در ايران نيز مطالعات زيادي در زمينه شيوع اختلالات شخصيت صورت گرفته است. در يکي از همين مطالعات اشکاني، ده بزرگي، شجاع [4] به بررسي ميزان شيوع اختلال هاي رواني در زندان عادل آباد شهرستان شيراز پرداختند.  نتايج به دست آمده از مطالعات آن ها حاکي از آن بود که 2/32 درصد افراد مبتلا به اختلال شخصيت مرزي هستند. از ميان اختلال شخصيت  ضد اجتماعي با 55/18 و اختلال شخصيت پارانوئيد با 48/10 درصد،  شيوع بالايي داشتند.

در مطالعه ديگري پالاهنگ، وکيل زاده، دريس [5] فراواني اختلال هاي شخصيت در مجرمين مرد زنداني در زندان شهر کرد را مورد بررسي قرار دادند. نتايج اين مطالعه حاکي از آن بود که فراواني اختلال هاي شخصيت 2/55% است. اختلال شخصيت ضداجتماعي با 2/18% شايع ترين اختلال و اختلال شخصيت اسکيزوئيد و وابسته با 4/8%، اختلال شخصيت مرزي با 4/7%، اختلال شخصيت مخلوط با 4/3%، اختلال شخصيت وسواسي و هيستريونيک هر کدام با 3%، اختلال شخصيت پارانوئيد با 5/2% و ساير اختلال هاي شخصيت با 9/0 درصد در رده هاي بعدي قرار داشتند.

بنابراين همان طور که مشاهده مي شود اختلال شخصيت در بين زندانيان در ايران نيز از شيوع بالايي برخوردار است. اوج ميزان اين شيوع را مي توان در پژوهش شاکري و همکارانشان ديد. شاکري و همکارانشان [6] شيوع بالايي از انواع اختلال شخصيت را در زندان کرمانشاه گزارش کرده اند.

در تمامي ان مطالعات درصد شيوع اختلالات شخصيت در زندانيان بسيار بالا است، تا جايي که اين ميزان به 85% درصد نيز مي رسد. به همين دليل نيز مي توان انتظار داشت که روي آوردن به جرم و جنايت به دليل ابتلاي اين فرد به اختلال شخصيت باشد.

در تاييد اين گفته مطالعات زيادي نيز انجام شده است. به عنوان مثال تینون و هاکولا[7] در کشور فنلاند نشان داده اند که اختلال شخصيت ضد اجتماعي ارتکاب به قتل را در مردان ده برابر و در زنان پنج برابر افزايش مي دهد. همچنين نوريک و گرانفلد [8] در بررسي 2533 نفر زنداني متهم به تخلفات جنايي در يک دوره سيزده ساله در نروژ نشان دادند که از سال 1980 تا 1993 افزايش چشکگيري در زمينه خلاف هاي جنايي به وجود آمده است. 50 تا 60 درصد زندانيان مورد بررسي در زمان ارتکاب جرم اختلال شخصيت داشتند.

بنابراين با توجه  به وجود رابطه اختلال شخصيت و جرم جنايت، ضرورت توجه خاص به مشکلات روانشناختي اين افراد بر پايه اصول و شواهد علمي، در جهت پيشگيري و کاهش جرم و آمار زندانيان کاملا ضروري به نظر مي رسد.

درمان مجرمان مبتلا به اختلال شخصيت

مجرماني که به اختلال شخصيت مبتلا هستند، مشروط بر اينکه عقيده داشته باشند که درمان مي شوند حتما به سمت درمان سوق داده مي شوند. در حال حاضر منابعي وجود دارد که براي مجرمان، حتي آن هايي که اختلل شخصيت دارند درمان موثر فراهم مي کند.

به اعتقاد بلك بورن [9] با توجه به اينکه اختلالات شخصيت، به نسبت آسيب رساننده است، از اين رو اعمال انحرافي افراد مجرم داراي اختلال رواني قابل توجيه است و كاهش اختلال، ملاك ضروري پيامدهاي مداخله است، ولي ارتكاب مجدد جرم كاهش يافته از نشانه هاي اساسي تر نتايج موفقيت آميز در مورد مداخله ها در اختلال شخصيت بايد درنظر گرفته شود.

بنابراين هرچند ارتكاب مجدد جرم كاهش يافته ملاكي لازم براي ارزيابي نتايج مداخله است، ولي كافي نيست. نياز اوليه، شناسايي و هدف قرار دادن واسطه هاي رفتارهاي ضداجتماعي و ايجاد درمان هايي است كه اين واسطه ها را تحت تأثير قرار دهد.

 دارو درمانی

نقش دارو درماني، براي اختلال هاي شخصيت، محدوديت بيشتري نسبت به ملاحظات روان شناختي دارد، با وجود اين، مهم در نظر گرفته مي شود. دارودرماني بايد نشانه هاي خاص اختلال شخصيت را كه توسط آسيب شناسي انتقال دهنده ها ايجاد شده اند، مورد هدف قرار دهد.

بررسي دارودرماني، به ما اجازه مي دهد كه علامتهاي عصبانيت و تكانش گري را كه منجر به خشونت و پرخاشگري مي شوند، به طور موفقيت آميزي به واسطة چندين روش درمان كنيم. ضد افسردگي ها را براي افراد افسرده و تندخو (برانگيخته و تكانشي) ليتيوم را براي كساني كه نوسان خلق دارند و همچنين تكانشي اند، مقدار كم ضدروا نپريش ها را براي عصبانيت و تكانش گري مرتبط با علامت هاي شناختي/ ادراكي، بازدارنده هاي جذب مجدد سروتونين را براي افرادي كه بيش از حد مضطرب و تكانشي اند [10].

اختلال شخصیت

دارودرماني كه تأثيرات متوسط ، باليني را نشان مي دهد، بايد براي دوره هاي محدود استفاده شود و نبايد به عنوان درماني براي اختلال شخصيت منظور شود، درحالي كه آنها مي توانند عملكرد را بهينه و ناتواني را حداقل كنند. در ضمن، توانايي شخص را براي بهره گيري از مداخل ههاي رواني اجتماعي افزايش مي دهند.

 درمان شناختی رفتاری

در مجموع فراتحليلي از "آنچه بر روي افراد مجرم مؤثر است"، نشان داده كه رويكردهاي ساختاريافته و شناختي- رفتاري، كه بيشتر به نيازهاي جرم زايي توجه دارند، در كاهش ارتكاب مجدد جرم موفق تر بوده اند [11].

اختلال شخصیت

پژوهشگران معتقدند كه همان عوامل خطر رفتار انحرافي كه ارتكاب مجدد به جرم را در مجرمان داراي اختلال كاهش مي دهد، با عوامل ارتكاب به جرم در مجرمان بدون اختلال مشابه است، بنابراين درمان اين دو هم مي تواند يكسان باشد. بسياري از رويكردهاي درماني اختلال هاي شخصيت به طور وسيعي بر سبك هاي روابط بين فردي، شناخت ها، نگرش ها، باورها و كنترل هيجان توجه دارند. 

درمان روان پویشی

تركيبي از درمان روان پويشي و CBT انفرادي و گروهي در مورد بيماران مرد بستري در بيمارستان انجام شد [13]. مقايسة بيماراني كه اين برنامة درماني را داشتند و گروه همتا نشان داد كه بعد از آزادي، تعداد مساوي در هر گروه يك جرم جدي مرتكب شدند، ولي نسبت بالايي از آنهايي كه درمان شدند، پيامد مثبت اجتماعي بيشتري را نشان دادند.

يکي از درمان هاي ديگري که براي اختلالات شخصيت به ويژه در زندانيان مي توان به ان اشاره کرد درمان انسان گرايانه-وجودي مي باشد. در پژوهشی ميزان اثربخشي مداخله انسانگرايانه ـ وجودي فردي و گروهي در کاهش نشانگان روانشناختي زندانيان مبتلا به اختلال شخصيت مرزي انجام شد. در اين مطالعه تعداد 48 زنداني به طور تصادفي در سه گروه (هر گروه 16 نفر) درمان انسانگرايانه ـ وجودي گروهي و فردي(درمان همزمان)، جلسات درمان انسانگرايانه ـ وجودي انفرادي و ليست انتظار(گروه کنترل) قرار گرفتند. نتايج نشان دادند که اگرچه هردو رويکرد «درمان همزمان» و «درمان فردي» بر کاهش نشانگان روانشناختي زندانيان مرد تأثير دارد، اما اثربخشي درمان همزمان بيشتر از درمان فرديست[14].

اختلال شخصیت

در مطالعه ­اي ديگر اثر بخشي گروه ­درماني انسانگرايانه ـ وجودي و گروه­ درماني شناختي ـ رفتاري را بر کاهش علائم اختلال شخصيت مرزي زندانيان ندامتگاه کار و حرفه آموزي چناران مورد مقايسه قرار داد. نتايج تحقيق وي نشان دادند که هردو روش مداخله بر کاهش علائم اختلال شخصيت مرزي زندانيان به يک ميزان مؤثر بود. اما در پي­گيري 4 ماهه اثر بخشي گروه­ درماني انسانگرايانه ـ وجودي بيش­تر از گروه ­درماني شناختي ـ رفتاري بود[15]

در مطالعه ­اي دیگر اثر بخشي درمان شناختي ـ رفتاري و درمان انسانگرايانه ـ وجودي را بر علائم اضطراب و تکانشگري مردان مبتلا به اختلال شخصيت مرزي بر روي 40 مرد مبتلا، در قالب 4 گروه و 16 جلسه 90 دقيقه ­اي مورد مقايسه قرار دادند. يافته ها نشان دادند که در عامل تکانشگري درمان ترکيبي و درمان انسانگرايانه ـ وجودي بهبود بيشتري را نسبت به گروه ­هاي درمان شناختي - رفتاري و گروه کنترل ايجاد کرده­ اند.اما مقايسه نمرات عامل اضطراب نمايان کرد که درمان شناختي ـ رفتاري از هر سه گروه ديگر مؤثرتر بوده است [16].

رفتار درمانی دیالکتیکی

یکي از درمان هايي که در مقايسه باساير درمانهايي که درحال گسترش اند بيشتر به صورت نظامدار ارزشيابي شده است رفتار درماني ديالکتيکي است [17]. رفتاردرماني ديالكتيكي(DBT) برنامة گستردة رفتاري – شناختي است كه به وجود آمده تا به طور ويژه به كساني كه داراي اختلال شخصيت مرزي هستند، ياد بدهد چگونه هيجان هايشان را تنظيم كنند.

اختلال شخصیت

اين درمان، مبتني بر اين فرض است كه اختلال شخصيت مرزي ناكامي در كنترل هيجان ها و پيامد آسيب پذيري هيجاني زيست شناختي است كه در تعامل با محيط غيرارزشي، به وجود مي آيد، يعني جايي كه تجربيات شخصي كودكان توسط افراد مهم زندگي، انكار، نفي يا تنبيه شده است. در مقايسه با شيوه هاي درماني رايج، زناني که تحت تاثير DBT قرار گرفتند، عدهاي از آن ها به صورت چشمگير در فرايند درمان و برخي ديگر بعد از شش ماه بهبود يافتند.

طرحواره درمانی

رويکرد ديگري که به دنبال چالش هايي که شناخت درماني با آن روبه رو بود يعني ارائه راهکارهاي مناسب براي بيماران مبتلابه اختلال شخصيت، طرمان طرحواره محور است. به منظور مفهوم سازي و درمان کامل تر بيماران مبتلا به اختلال شخصيت يانگ [18] پنج سازه نظري را بر مدل کلاسيک شناخت درماني کوتاه مدت بک [19] اضافه کرده است.

طرحواره ناسازگار اوليه
حوزه هاي طرحواره
تداوم طرحواره
اجتناب طرحواره
جبران طرحواره

اختلال شخصیت

به اعتقاد يانگ اين نظريه بيمار و درمانگر را قادر مي سازد که در سطح پديده هاي عميق تر با يکديگر ارتباط برقرار کنند که اين کار تا به حال به وسيله درمان هاي رفتاري شناختي کوتاه مدت صورت نگرفته است. 

جمع بندی ای سنج

 در این مقاله در مورد اختلالات شخصيت در زندانيان صحبت کردیم. همانطور که اشاره شد شیوع اختلالات شخصیت در زندانیان بسیار بالاست. اینکه حضور در زندان و شرایط آن باعث بروز این اختلالات شده است یا وجود اختلال در این افراد کار ان ها را به زندان کشانده است، بحث بسیار مهمی است. صرف نظر از تاثیراتی که زندان می تواند بگذارد می توان گفت اختلال شخصیت احتمال بروز جرم را بسیار افزایش می دهد. به نظر می رسد استفاده از روان درمانی در زندان می تواند فرصت مناسبی برای کاهش علائم این افراد باشد.

 به نظر شما چه مشکلات روانی دیگری در زندانیان شیوع بالایی دارد؟ چه عواملی  می توانند در کنار اختلالات شخصیت، میزان احتمال جرم را در افراد افزایش دهد؟ با کامنت های ارزشمند خود به ما و خوانندگان این پست در غنی شدن مطالب کمک کنید.

 

[1] Fazel, S., & Danesh, J. (2002). Serious mental disorder in 23 000 prisoners: a systematic review of 62 surveys. The lancet, 359(9306), 545-550.

[2] Reiss, D., Grubin, D., & Meux, C. (1996). Young ‘psychopaths’ in special hospital: treatment and outcome. The British Journal of Psychiatry, 168(1), 99-104.

[3] Coid, J. W. (1992). DSM‐III diagnosis in criminal psychopaths: a way forward. Criminal Behaviour and Mental Health, 2(2), 78-94.

[4] Ashkani H, Dehbozorghi G R, Shoja A. (2002). Epidemiology of Mental Disorders among Male Prisoners in Adel Abad Prison of Shiraz. IJPCP. 8 (2) :4-9

[5] Palahang H, Vakilzadeh B, Deris F. (2003). The Prevalence of Personality Disorders in Male Prisoners of Shahr-e-Kord Prison. IJPCP. 8 (3) :57-64

[6]  Shakeri, J., Hosseini, M., Sadeghi, K., Rashidi, A., Mehdinia, A., & Ahannavard, M. (2007). Epidemiology of Personality Disorders in opioid substance-traffic-prisoners in Kermanshah Central Prison (2004). Iranian Journal of Forensic Medicine, 13(3), 158-162.

[7] Tiihonen, J., & Hakola, P. (1994). Psychiatric disorders and homicide recidivism. The American journal of psychiatry.

[8] Noreik, K., & Grünfeld, B. (1996). Forensic psychiatry in Norway. A review of the period 1980-93. Tidsskrift for den Norske laegeforening: tidsskrift for praktisk medicin, ny raekke, 116(8), 983-987.

[9] Blackburn, R. (1998). Criminality and the interpersonal circle in mentally disordered offenders. Criminal Justice and Behavior, 25(2), 155-176.

[10] McMurran, M., & Hollin, C. (2001). Offenders with personality disorders.

[11] Andrews, D. A., Zinger, I., Hoge, R. D., Bonta, J., Gendreau, P., & Cullen, F. T. (1990). Does correctional treatment work? A clinically relevant and psychologically informed meta‐analysis. Criminology, 28(3), 369-404.

[12] Hughes, G., Hogue, T., Hollin, C., & Champion, H. (1997). First-stage evaluation of a treatment programme for personality disordered offenders. Journal of Forensic Psychiatry, 8(3), 515-527.

[13] Grounds, A. T., Quayle, M. T., France, J., Brett, T., Cox, M., & Hamilton, J. R. (1987). A unit for ‘psychopathic disorder’patients in Broadmoor Hospital. Medicine, Science and the Law, 27(1), 21-31.

[14] Khodayari Fard, M .; Abedini, Y; Akbari, S.; Dust, b; Sohrabi, F and Younesi, J. (2007). Comparison of the effectiveness of individualistic and group humanistic-existential intervention in reducing prisoners' psychological symptoms. Journal of Behavioral Sciences, 2, 4, 290-283.

[15]  Behroozifar, J. (2008). The effectiveness of humanistic-existential group therapy and cognitive-behavioral group therapy on reducing the symptoms of borderline personality disorder in Chenaran penitentiary. Master Thesis, Ferdowsi University of Mashhad.

[16] Akbari, J .; Agham Mohammadian, H. and Ghanbari Hashemabadi, b. (2008). The effectiveness of cognitive-behavioral therapy and humanistic-existential therapy on the symptoms of anxiety and impulsivity in men with borderline personality disorder. Journal of Principles of Mental Health, 10, 4, 323-317.

[17] Linehan, M. M. (1993). Skills training manual for treating borderline personality disor-der. New York, Guilford.

[18] Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2006). Schema therapy: A practitioner's guide. Guilford Press.

[19] Beck, A. T. (1967). Depression: Clinical, experimental, and theoretical aspects. Hoeber Medical Division, Harper & Row.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید