مقاله تخصصی
دارو درمانی برای بیماران مبتلا به اختلال وسواس مدت مطالعه: 3 دقیقه
ای سنج 15 دی 1399 مدت مطالعه: 3 دقیقه

دارو درمانی برای بیماران مبتلا به اختلال وسواس

اختلال وسواس فکری- عملی در بچه ها و بزرگسالان، اختلال شايعي است كه در صورت عدم درمان مزمن خواهد شد. درمان براي اختلال وسواس فکری- عملی غير قابل پيش بيني است، بسياري از بيماران پاسخ خيلي ناچيزي به درمان مي دهند. درمانهاي استاندارد کنوني دارو درماني و رفتاردرماني.

از جمله درمان های رایج برای اختلال وسواس می توان به دارو درمانی، درمان های شناختی  و درمان های رفتاری اشاره نمود. در این مقاله می خواهیم به بررسی درمان های دارویی بپردازیم:

دارو درماني و وسواس

اثر بخش بودن درمان دارويي براي اختلال وسواس فکری- عملی در چندين آزمايه باليني به اثبات رسيده است. تمام داروهايي را كه براي درمان اختلالات افسردگي يا ساير اختلالات رواني به كار مي برند، به مقدار مصرف معمولشان در درمان اختلال وسواس فکری- عملی هم مي توان به كار برد. اثرات اوليه داروها عموماً پس از چهار تا شش هفته درمان ديده مي شود اما براي كسب حداكثر نفع درماني؛ معمولاً هشت تا شانزده هفته وقت لازم است. درمان با داروهاي ضد افسردگي هنوز مورد مناقشه  است، اما بخش قابل توجهي از بيماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی كه به درمان با ضد افسردگي ها پاسخ مي دهند، به نظر مي رسد با قطع دارو دچار عود اختلال مي شوند. رهيافت استاندارد آن است كه نخست درمان را با يكي از مهار كننده هاي اختصاصي باز جذب سروتونين (مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین) يا با كلومي پرايمين شروع  كنيم، بعد اگر اين دارو موثر نبود به راهبرد دارويي ديگري بپردازيم. با پيدايش داروهاي سروتونرژيك درصد بيماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی كه احتمال دارد به درمان پاسخ دهند، افزايش يافته و به حدود 50 تا 70% رسيده است[1].

سروتونين

پژوهش های اخیر مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین براي درمان اختلال وسواس فکری- عملی تاييد كرده است[2]. اگرچه مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین  عوارض جانبي کمتري نسبت به ضد افسردگيهاي سه حلقه اي دارند،  برخي افراد ممكن است با شروع درمان عوارضي مثل آشفتگي خواب، تهوع، اسهال، سردرد، اضطراب و بي قراري را تجربه كنند، اما اين عوارض اغلب گذرا است. حدود 15 تا 20 درصد بيماراني که مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین مصرف مي کنند به اختلال بي خوابي مبتلا مي شوند. ازعوارض ديگر اين داروها بد عملکردي است.

هولاندر[3] و همکاران اودر پژوهشی دريافتند كه در 65  الي 70 % بيماران در مان شده با مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین نشانگان شان 30 تا 60% بهبودي را نشان مي دهد. مطالعات تصويربرداري عصبي زيادي تاييد کرده اند که 40 تا 60 درصد بيماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی با داروهاي مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین بهبود مي يابند. از بين مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین سرترالين عوارض و تداخل داروئي کمتري دارد و سالمتر مي باشد. مطالعات نشان داده اند که سرترالين در دوز 50 و 200 ميلي گرم کاملا موثر است. از فوايد ديگر سرترالين اين است که نيمه عمرش کوتاه است يعني سريع تر از بدن دفع مي شود.

 كلومي پرامين

 از ميان همه داروهاي سه حلقه اي  و چهار حلقه­اي، انتخابي ترين دارو از نظر تاثير بر باز جذب سروتونين در مقايسه با تاثير بر باز جذب نوراپي نفرين، كلومي پرامين است كه از اين نظر فقط مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین بر آن غلبه دارند[4]. قدرت كلومي پرامين از نظر اثر بر باز جذب سروتونين فقط از قدرت سرترالين و پاروكستين كمتر است.

كلومي پرامين اولين دارويي بود كه اداره مواد غذایی و داروئی براي درمان اختلال وسواس فکری- عملی تاييد كرد. مقدار آن را بايد در عرض 2 تا 3 هفته بالا برد تا عوارض گوارشي و افت وضعيتي فشار خون بر اثر آن ايجاد نشود. اين دارو نيز مثل ساير سه حلقه­اي­ ها اثرات رخوتزا و ضد كولينرژيك چشمگيري شامل خشكي دهان، تاري ديد، يبوست، عرق كردن، سرگيجه و انزال ديررس دارد.

در  مطالعه ديگر مشخص شد كه 89% بيماران درمان شده با كلومي پرامين (آنافرانيل) بعد از قطع دارو، بيماريشان عود مي کند. پژوهشگران از 25 مطالعه دارويي دريافتند كه موثرترين درمان دارويي اختلال وسواس فکری- عملی (كلومي پرامين) در مقياس يل براون اثر درماني اش به طور متوسط 10/64(با انحراف استاندارد بهبودي 1/33) مي باشد. در حالي كه در مطالعات فلوئوكستين اثر درماني با همان مقياس 5/4 بود. آنها بيان کردند كه هر چه مصرف داروي كلومي پرامين بيشتر ادامه يابد اثرات بهبودي كلومي پرامين كمتر مي شود. بيماران  مسن تر، بهبودي كمتري با كلومي پرامين داشتند[5].

ساير داروها

اگر درمان با كلومي پرامين با يكي از مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین توفيقي به همراه  نداشته باشد، خيلي از درمانگران با افزودن ليتيم، والپروات، يا كاربامازپين[6]  به تقويت همان دارو مي پردازند. داروهاي ديگري كه در درمان اختلال وسواس فکری- عملی مي توان  امتحان كرد، ونلافاكسين، پيندولول و مهار كننده هاي منو آمين اكسيداز به ويژه فنلزين است. داروهاي ديگري كه براي درمان بيماران غير پاسخده مطرح است عبارت است از بوسپيرون ، 5- هيدروكسي تريپتامين (5-HT)، ال– تريپتوفان، و كلونازپام.

هشدار

مواردی که در اینجا گفته شد بیشتر جنبه علمی و پژوهشی دارد و به هیچ عنوان برای درمان وسواس پیشنهاد نمی گردد. بنابراین اکیدا توصیه می کنیم که جهت استفاده از هرگونه دارو با پزشک متخصص خود مشورت بگیرید. 

جمع بندی ای سنج

موفقیت مهارکننده های انتخابی جذب مجدد سروتونین نسبت به داروهایی که سیستم انتقال دهنده عصبی غیر از سروتونین  را هدف قرار می دهند، نشان می دهد که این داروها ممکن است در اصلاح علائم OCD نقشی داشته باشند. با وجود اثربخشی مستند این روش های درمانی، تغییرات در نوروشیمی در داخل بدن همراه در بیماران OCD، از جمله تغییرات در سیستم سروتونرژیک، هنوز نامشخص است. به نظر می رسد کار بر روی دارو و شواهد تجربی بررسی ان نیاز به مطالعه بیشتر دارد.

نظر شما در رابطه با استفاده از دارو برای بمیاران مبتلا به وسواس چیست؟ کامنت های ارزشمند خود را با ما به اشتراک بگذارید.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید