هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل
هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل
پست وبلاگی
چگونه به ناهشیار خود راه پیدا کنیم مدت مطالعه: 5 دقیقه
تارا علی احمدی 06 خرداد 1399 مدت مطالعه: 5 دقیقه

چگونه به ناهشیار خود راه پیدا کنیم

در این مقاله می خواهیم در مورد ذهن صحبت کنیم .البته باید بدانیم وقتی توجه خود را به ذهن معطوف می کنیم معمولا آن را با مغز یکی در نظر میگیریم؛ اما شاید این تعبیر درستی نباشد. “مغز” یکی از اندام های جسمانی ما به شمار می رود و جزئی از بدن ما است در صورتی که “ذهن” یعنی همان نیروی تصمیم گیرنده ی درونتان، چیزی که ما را تبدیل به هویتی مجزا می کند. به طور کلی “ذهن” از دو بخش اساسی تشکیل شده است که عبارتند از “هشیار” و “ناهشیار“. به هر حال درادامه براساس فهرست زیر به موضوع مطرح شده می پردازیم:

 

مغز و ذهن

همان طور که از نامشان پیداست، سطح هشیار در آگاهی ما قرار دارد و وظیفه ی فکر کردن فعال را بر عهده گرفته است؛ این بخش بیشتر با منطق و دلایل سر و کار دارد و از آن به عنوان جایگاه کارکرد های شناختی (مثل یادگیری، حل مسئله، حافظه و …) یاد می شود.
بخش ناهشیار در واقع خانه ی عقاید، آرمان ها و الگوهای ما می باشد. مانند اعتقاداتی که در ما نهادینه شده اند و یا هنگامی که خود به خود لحن صحبتمان در بین دوستان مان متفاوت می باشد. این بخش بیشتر چارچوب ها و الگو های شخصیت ما را در خود جای داده است. گفتیم مغز جزیی از بدن و جسم ما است؛ در واقع این مغز مسئولیت تعاملات با دنیای خارج از خود را بر عهده دارد. همانطور که با دستانمان دنیا را لمس می کنیم، با پاهایمان جا به جا می شویم، با گوش هایمان می شنویم و با چشم هایمان می بینیم، همه و همه به مغز مرتبط هستند.
هیچ تعاملی در این جهان بدون پاسخ نمانده است. اما به راستی پاسخ تعاملات ما با دنیای اطرافمان به کجا می روند؟ بازخوردهایی که دنیای بیرونی به تعاملات جسم شما می دهد مستقیما در بخش هشیار ذهن تحلیل شده و باعث ایجاد احساسات و حالت های مختلفی می شود.

ذهن

استعاره کوه یخی

فروید اغلب از استعاره کوه یخی برای توصیف دو جنبه اصلی شخصیت انسان استفاده می کرد.  نوک کوه یخی که از بالای آب امتداد دارد نشان دهنده ذهن آگاه است. همچنین در زیر آب قسمت بسیار بزرگی از کوه یخ قرار دارد که نمایانگر ناخودآگاه است.
در حالی که خودآگاه و ناخودآگاه هر دو مهم هستند ، فروید معتقد بود که حیات آنها بسیار کمتر از ناخودآگاه است.ذهن آگاه شامل همه مواردی است که شما در حال حاضر از آنها آگاه هستید و به آنها فکر می کنید. تا حدودی شبیه حافظه کوتاه مدت است و از نظر ظرفیت محدود است. آگاهی شما از خود و دنیای اطراف شما بخشی از آگاهی شماست.

شما ممکن است در حال حاضر به چگونگی انجام تقسیم طولانی فکر نکنید ، اما وقتی با یک مسئله ریاضی روبرو هستید می توانید به اطلاعات دسترسی پیدا کرده و آنها را به آگاهی آگاهانه برسانید. ذهن ناخودآگاه بخشی از ذهن است که با حافظه معمولی مطابقت دارد. این خاطرات آگاهانه نیستند ، اما ما می توانیم آنها را در هر زمان به آگاهی آگاهانه بازیابی کنیم.


زیگموند فروید

چیزهایی که از آگاهی پنهان هستند ، بیشترین تأثیر را بر شخصیت و رفتارهای ما دارند.

چگونگی تاثیر ناهشیار

اعتقادات و الگو های ما با توجه به شیوه ی زندگی و تجاربمان شکل گرفته است. فرض کنید که الگو ی X را در رابطه با خود در ذهن دارید. برای خود مثالی بزنید؛ مثلا من تنبل هستم، یا عزت نفس ندارم. این الگو به جسم و بدن منتقل شده و رفتار ها و اعمالتان را شکل می دهد. پس یعنی بدنتان الگوی X را به تصویر کشیده است. در نتیجه ی این اعمال دنیای بیرونی به شما بازخوردی مطابق با همان الگو X می دهد. حال که بازخورد اعمالتان قابل لمس شده است، بخش هشیار شما قادر می شود تا الگوی X را درک و تفسیر کند. این تفسیر به احساسات شما نسبت به بازخورد های بیرونی منجر می شود.
به مثال ذهنی خود بیاندیشید؛ درباره بازخورد هایی که برای آن از دنیای بیرونی دریافت کرده اید چه احساسی داشته اید؟ به همان نسبتی که این احساساتِ مثبت و منفی در شما قوی باشد، ناهشیارتان آن ها را بیشتر جذب کرده و نهایتاً از همان الگوی X یک چرخه تشکیل می شود.
اگر الگوی X شما تنبلی است و این را درباره خود باور دارید، جسمتان متقابلاً همان تصویر تنبلی را در رفتار و اعمال و صحبت ها، و حتی نوع نگاهتان به دنیا، منعکس می کند. در نتیجه ی این تعاملات، دنیای بیرونی بازخوردهایی برایتان فراهم کرده و آن ها را به دستتان می رساند. این بازخورد ها می توانند سرکوفت دیگران، افتادن در دروس دانشگاهی، بی تحرکی و یا خیلی موارد دیگر باشند. بخش هشیار شما، با آگاهی کامل این بازخورد ها را می بیند و شروع به تفسیر آن ها می کند. احتمالاً این تفاسیر در شما احساساتی مانند ناامیدی و یا سرخوردگی پدید می آورند؛ این احساسات کم کم به ناهشیار شما باز می گردند و در صورت همسو بودن با الگوی X ، آن را تشدید می کنند و این چرخه همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.

ناهشیار
 

چگونه ناهشیارمان را از نو برنامه ریزی کنیم؟

ممکن است مدام به خود بگوییم که من باید Y باشم نه X ، اما احتمالا نتیجه خیلی مطلوبی را تجربه نخواهیم کرد و یا اینکه این نتیجه خیلی ماندگار نخواهد بود. دلیلش هم ساده است؛ چرا که ما سعی در درک Y بودن الگوی خود با تفکر شناختی یا همان بخش هشیارِ خود داریم، در صورتی که هنوز بخش ناهشیار در را به روی ما باز نکرده است. “اَن وِب” استراتژی جالبی را در این مورد پیشنهاد می کند؛ بیایید از در پشتی وارد شویم:

در ادامه برای برنامه ریزی مجدد بخش ناهشیاری از تجربیات دکتر لوئیس سی. آمیلدا استفاده می کنیم : برای برنامه ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه خود و برای رسیدن به اهداف تان ، این تمرینات زیر را برای مدت یک سال انجام دهید و به آنچه احساس می کنید توجه کنید. تمرینات زیر دقیقاً همان کاری است که من انجام دادم تا ترس خود را از شکست در دانشگاهیان تسخیر کنم که منجر به تکمیل دوره دکترا در سیستم های آموزشی از ده مدرسه بزرگ در سال 2008 می شود.

 فروتن باشید

تصور نکنید که همه چیز را می دانید.وقتی جوان بودم خیلی فروتن نبودم به همین خاطر اغلب اوقات  باورم این بود  که همه چیز را می دانم. من اصلا به ضمیر ناخودآگاهم  گوش نمی کردم و همین قضیه باعث شد مجبور شوم کشور را ترک کنم و به جایی برم که به آن تعلق دارم.

من با بازی گلف بزرگ شدم آن هم در داخل کشوری که در رشته ورزشی گلف هیچ سابقه تاریخی نداشته است همین قضیه سبب شد در این ورزش بسیار موفق باشم در نتیجه ی این موفقیت متواضع بودن به شدت برایم سخت شده بود چرا که مدام بر این باور بودم که همه پیچیدگی های بازی گلف را می دانم. اما از همان 16 سالگی ، ناخودآگاهم به من می گفت: "درسته، شما یک گلف باز عالی هستید اما باید بدانی که برزیل لیگ حرفه ای ندارد. آیا بهتر نیست که درس خواندن را جایگزین بازی گلف بکنی؟ "

خلاصه این که حق با  ناخودآگاه من بود. من خیلی طولانی آرزو کردم که چیزی غیرقابل دستیابی باشم زیرا "می دانستم" چه چیزی برای من بهترین است ، علی رغم اینکه شخص درونی من نسبت به چشم انداز من برای یک بازیکن گلف در برزیل بدبین بود. ضمناً ، بیشتر دوستان نزدیک من با ذهن ناخودآگاهم موافق بودند. اما من مقاومت کردم و بهای آن را پرداخت کردم.

وقتی در سال 1998 به می سی سی پی آمدم ، تصمیم گرفتم کار دیگری انجام دهم. برنامه ریزی کردم که روزی یک ساعت تنها بنشینم و به حرفهای ضمیر ناخودآگاهم گوش بدهم همین قضیه باعث شد فروتنی و تواضع بیشتری ازخودم نشان بدهم در نهایت من مخالفت ناخودآگاه خود را پذیرفتم وهمه چیز را تغییر دادم.

به ترس های خود گوش دهید و آن ها را برای خود معنی کنید

زمانی که دانشجوی مدیریت ورزشی در دانشگاه اسلیپری راک بودم ، می خواستم یک مدیر برنامه ورزشی باشم. اما برای کسب این کار نیاز به تحصیل کردن در دانشکده حقوق و کسب نمره بالا در آزمون ورودی دانشگاه بود. که این قضیه سبب شد در مورد تصمیمم تجدید نظر کنم.در واقع من از شکست می ترسیدم. به یاد دارم که برای مقابله با ترس هایم یک روز با یک دفترچه به محوطه دانشگاه در پیتزبورگ رفتم  تا با ترس‌هایم مواجه شوم و آن‌ها را شرح دهم.

 بیشتر که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که اگر من در یک دانشکده کوچکتر رشته ارتباطات ادامه تحصیل بدهم ایده بهتری می تواند باشد.درنهایت مدتی بعد تحصیلاتم را در مقاطع بالاتر با نمرات عالی به پایان رساندم. به هر حال در برنامه ریزی مجدد ضمیرناخودآگاه  به موفقیت دست پیدا کردم که درنهایت توانستم عاقلانه‌ترین راه را دنبال کنم.

 آنچه را که به ضمیر ناخودآگاه خود باور دارید تکرار کنید

در دوره کارشناسی همیشه بر این باور بودم که در همین دانشگاه به عنوان استاد تدریس خواهم کرد. گرچه خیلی از دوستانم صحبت های من را در آن زمان مورد سخره قرار می دادند ولی همیشه نسبت به این صحبت ها و سخره ها بی تفاوت بودم . چرا که از درون باور داشتم که روزی فرا خواهد رسید که در همین کلاس برای دانشجویان آینده نقش استاد را پیدا میکنم. در هر صورت طولی نکشید که در همان دانشگاه به عنوان استاد تدریس کردم.

جمع بندی ای سنج

در این مقاله در مورد ضمیر ناخودآگاه صحبت کردیم و فهمیدیم که این قسمت از ذهن چقدر میتواند سرنوشت آدم ها را تغییر بدهد. متاسفانه خیلی از افراد بر این باور هستند که ناخوادآگاه را نمی توان تغییر داد اما باید بدانید که برای موفقیت نیاز به برنامه ریزی مجدد در ضمیر ناخودآگاه داریم همچنان که که در این مقاله به آن اشاره شد سه راهکار برای برنامه ریزی مجدد وجود دارد فروتن بودن، تحلیل ترس های درونی و باور به ضمیر ناخودآگاه. به هر حال لازم به ذکر است که برخی از الگو ها خیلی زیاد در ما نهادینه شده اند به همین خاطر باید صبوری پیشه کنید و از خود انتظار معجزه نداشته باشید. و در صورت لزوم درباره مشکلات حاد خود حتما به مشاور مراجعه نمایید.

 و در آخر شما هم می توانید با کامنت ها و ثبت نظر خود درباره قدرت ضمیرناخودآگاهتان و تاثیراتش در زندگی شخصی تان را  با ما به اشتراک بگذارید. 

بیشتر بخوانید

 

در مقاله ای با عنوان «4 ویژگی افرادی که خودآگاهی بالایی دارند» به بررسی ویژگی های افراد با خودآگاهی بالا می پردازیم. 

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید