مقایسه فاصله اجتماعی در جوامع غربی و شرقی هنگام شیوع کرونا مدت مطالعه: 3 دقیقه
ای سنج 22 تیر 1399 مدت مطالعه: 3 دقیقه

مقایسه فاصله اجتماعی در جوامع غربی و شرقی هنگام شیوع کرونا

تاثیر روانی نامطلوبی که این روز ها فاصله اجتماعی بر روان مردم ایالات متحده ی آمریکا گذاشته است، مسئله ی بسیار نگران کننده ای برای روانشناسان می باشد. پروفسور یل در این باره هشدار می دهد که روابط انسانی از اصلی ترین عوامل تکامل بشر تا به امروز بوده اند و در چنین زمانی لازم است تمهیدات لازم جهت به حداقل رساندن صدمات ناشی از این عدم تعامل افراد با یکدیگر صورت گیرد. همچنین گرگ میلر، روزنامه نگار آمریکایی، 

طی مصاحبه ها و مستندات علمی توضیح می دهد که فاصله اجتماعی در آینده باعث افزایش بیماری های قلبی، افسردگی، زوال عقل و حتی مرگ خواهد شد.

نکته ی حیرت انگیز آن است که چنین نگرانی هایی تنها در جوامع غربی به چشم می خورد؛ هنگامی جستجو در رسانه های اجتماعی چینی، تقریباً هیچ پستی در این زمینه مشاهده نمی کنیم. نگرانی عمده ی چینی ها پیرامون فاصله اجتماعی مربوط به مسائلی از قبیل امنیت خود و اعضای خانواده شان، تغییر سبک زندگی و مشکلات مربوط به سازگار شدن آن ها با شرایط، قرنطینه ی خانگی و کسالت ناشی از آن، دور کاری و انجام همزمان فعالیت های شغلی، کار های منزل و نگهداری از کودکان است. حتی در بررسی مقالات دانشگاهی چین نیز هیچ مقاله ای درباره ی آمار نگران کننده ناشی از آسیب روانی فاصله اجتماعی و کاهش تعاملات بین فردی هنگام همه گیری به چشم نمی خورد.

این طور به نظر می رسد که چنین مشاهده ای با پیش فرض های قبلی ما درباره ی ویژگی های جوامع غربی و شرقی متناقض است. آیا چین به واسطه ی فرهنگ جمع گرای خود نباید این روز ها اضطراب اجتماعی بیشتری را نسبت به ایالات متحده که کشوری با فرهنگ فردگرا است، تجربه کند؟

ابتدا اجازه دهید اطلاعاتی را پیرامون ویژگی های جوامع شرقی و  غربی با یکدیگر مرور کنیم؛

اصولاً افراد هر دو جامعه ی شرق و غرب دارای نیاز هایی هستند که روش برآورده ساختن آن ها متفاوت است. فرهنگ جوامع غربی فرد گرایانه است. در این حالت اگرچه آن ها به خانواده ی خود علاقمند هستند اما به شدت به دوستی ها و ارتباطاتی که خود با افراد دیگر ایجاد کرده اند، تکیه می کنند. از نظر آن ها چنین روابطی منعکس کننده ی خود واقعی آن ها بوده و تاثیر فراوانی در رشد شخصی شان داشته است. در حالت کلی چنین تعاملاتی نیازمند ارتباطات مستمر و طولانی هستند که متاسفانه این روزها به دلیل فاصله اجتماعی با مشکل مواجه شده اند.

فاصله اجتماعی

محققان کورنل، دوین نگوین و سوزان فوسل طی بررسی های خود مشخص کردند که افراد آمریکایی بیشتر از چینی ها به نشانه رفتار های غیر کلامی مانند چرخش سر، حرکات صورت و تماس چشمی توجه داشته و به واسطه ی آن ها روابط عمیق و صمیمانه تری را تجربه می کنند.  از آن جایی که آمریکایی ها برای معاشرت با یکدیگر این روز ها وابسته به اپلیکیشن هایی مثل FaceTime و Zoom  هستند و این برنامه ها قادر به بیان کامل احساسات و ابراز های غیر کلامی افراد نیست، در این زمان افراد ارتباط سخت و دشواری را با یکدیگر تجربه می کنند.

در مقابل افراد در جوامع شرقی مانند چین، که دارای فرهنگ جمع گرایانه تری هستند، بیشتر تمایل دارند که نیازهای اجتماعی خود را با روابط خونی و خانوادگی خود برآورده سازند.

گرچه در این گونه فرهنگ ها روابط منحصر به فرد و تبادلات تک به تک کم تری صورت می گیرد اما طبق تحقیقی که چین وانگ، دانشمند چینی، اخیراً انجام داد دریافت که آسیایی ها می توانند از انواع تبادلات اجتماعی احساس نزدیکی کنند؛ حتی اگر این تعامل در حد یک گفتگوی کوتاه درباره ی آب و هوا باشد. بنابر این تعاملی که آن ها به آن نیاز دارند این روز ها تا حد زیادی به سادگی رفع شده است. توجه داشته باشید که چنین ادعایی اصلاً به معنای این نیست که بیماری های همه گیر، چینی ها و سایر کشور های شرقی را نگران نمی کند؛ اتفاقاً چنین دغدغه هایی چه در مدت کوتاه و در طولانی مدت همیشه وجود داشته است؛ برای مثال مطالعه ای که بر روی بازماندگان شیوع ویروس سارس در  سال 2003  در هنگ کنگ انجام شد، مشخص کرد که بازماندگان این ویروس حتی پس از یک سال بازهم سطح بالایی از افسردگی، اضطراب و علائم پس از سانحه را تجربه می کردند. تحقیقاتی که بر روی فاصله اجتماعی که در سال 2003 انجام شد، نشان داد که نگرانی چندانی پیرامون کاهش معاشرت های افراد با یکدیگر وجود نداشته است؛ همچنین تحقیقات آینده به طور شگفت انگیزی حفظ پیوستگی اجتماعی را مشخص کرد.

کرونا

پدیده های فردگرایی و جمع گرایی بسیار پیچیده و پویا هستند و هیچ کس نمی تواند با قطعیت درباره ی آن ها صحبت کرده و پیرامون آن ها پیش بینی هایی را انجام دهد. تنها مسئله ی واضح آن است که فاصله اجتماعی شوک بزرگی را بر جوامع ایجاد کرده است. تعطیلی کالج ها و مداراس  در آمریکا باعث شد تا بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان نزد خانواده های خود بازگردند و روابط خود با خانواده هایشان را به گونه ای تغییر دهند که در آینده به صورت مداوم با آن ها تعامل داشته باشند. به احتمال زیاد در سال های بعد آن ها توجه بیشتری به روابط خونی و خانوادگی خود خواهند داشت.

تاثیرات اقتصادی شدید این پاندمی احتمالاً سبب بی کاری بسیاری از افراد می شود؛ در چنین حالتی برخی از آن ها تمرکز خود را بیش از قبل معطوف به تربیت فرزندان خود خواهند کرد.

جالب است که به نظر می رسد این پاندمی اثرات معکوسی در جوامع شرقی و غربی گذاشته است. برای مثال آمار طلاق در چین به حد زیادی افزایش یافته است؛ احتمالاً فاصله اجتماعی باعث افزایش تفکرات فرد گرایانه در ذهن برخی از افراد این جامعه شده است.

با توجه به اتفاقاتی که این روز ها شاهد آن هستیم، می توانیم نتیجه گیری کنیم که شیوع ویروس کرونا نه تنها باعث نزدیکی وضعیت جسمانی افراد کشور های گوناگون شد، بلکه آن ها را از لحاظ روانی نیز تا حد زیادی شبیه به یکدیگر ساخت.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید