آلبرت الیس

آلبرت الیس یکی از بهترین روانشناسان به ویژه در حوزه روانشناسی رفتاری است. علت شهرت او را  می توان به دلیل زیر دانست:

 رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT)

Albert Ellis

بیوگرافی

  • تولد: ۲7 سپتامبر ۱۹۱۳ پیتسبورگ، ایالات متحده آمریکا
  • درگذشت: ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۷ نیویورک، ایالات متحده آمریکا (در 93 سالگی)
  • ملیت: آمریکایی
  • محل تحصیل: دانشگاه ویسکانسین-مدیسن انستیتو علوم رفتاری غربی
  • علت مشهوریت: رفتار درمانی شناختی، رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT)
  • رشته تخصصی: فلسفه، روانشناسی بالینی، روان درمانی

آلبرت الیس یکی از روانشناسان معروف در حوزه رفتار درمانی است. او رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT) را مطرح کرده است. در این بخش می خواهیم کارها و مسیر زندگی اش را برای شما شرح دهیم. شما می توانید سر فصل های این قسمت را از باکس زیر مشاهده نمایید.

آلبرت الیس کیست؟

آلبرت الیس یک روانشناس و روان درمانگر آمریکایی بود که رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT) را بنیان نهاد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی بالینی از دانشگاه کلمبیا است و توسط هیئت روانشناسی حرفه ای آمریکا (ABPP) تأیید صلاحیت شد. وی موسسه آلبرت الیس مستقر در نیویورک را تأسیس کرد و رئیس آن بود. آلبرت به طور گسترده ای به عنوان یکی از آغازگران تغییر الگوی شناختی انقلابی در روان درمانی و یکی از اولین مروجان و توسعه دهندگان درمان های شناختی رفتاری شناخته می شود.

زندگینامه کودکی آلبرت الیس

الیس در پیتسبورگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و در برانکس، نیویورک بزرگ شد. پدربزرگ و مادربزرگ پدری او مهاجر یهودی از امپراتوری روسیه بودند، در حالی که پدربزرگ مادری او از گالیسیا، لهستان بود. او بزرگترین فرزند از سه فرزند خانواده بود. هری، پدر الیس، شغلش طوری بود که مکررا در سفرهای کاری و از خانه دور بود و طبق گزارشات اعلام شده، کمترین علاقه را به فرزندان خود نشان می داد. در نوجوانی پدر و مادرش طلاق گرفتند و او فقط با مادرش زندگی می کرد.
الیس در زندگی نامه خود مادرش هتی را به عنوان زنی خودمحور و دارای اختلال دو قطبی توصیف کرد. به گفته الیس، او گاهی اوقات "او فردی می شد که فقط شلوغ می کرد و اصلا به حرف دیگری گوش نمیکرد". او نظرات قاطع خود را در مورد اکثر مسائل ارائه می داد، اما بندرت مبنای واقعی این دیدگاه ها را تحلیل می کرد. مادر الیس نیز مانند پدرش از نظر عاطفی از فرزندانش فاصله داشت. الیس گفت که او اغلب هنگام رفتن به مدرسه می خوابید و هنگام بازگشت معمولاً در خانه نبود اما الیس به جای احساس ناراحتی، مسئولیت مراقبت از خواهر و برادرهای خود را بر عهده گرفت. او با پول خودش ساعت کوکی خرید و از طریق آن ساعت از خواب بیدار می شد و خواهر و برادر کوچکترش را لباس می پوشاند. وقتی رکود بزرگ رخ داد، این سه کودک به دنبال کار برای تأمین هزینه خانواده بودند.

الیس از کودکی بیمار بود و در طول جوانی از مشکلات سلامتی زیادی رنج می برد. در سن پنج سالگی با بیماری کلیوی در بیمارستان بستری شد. او همچنین به دلیل التهاب لوزه در بیمارستان بستری شد، که منجر به عفونت شدید استرپتیکی شد که به جراحی فوری نیاز داشت. وی از هشت مورد بستری در بیمارستان بین پنج تا هفت سالگی اش خبر داد که یکی از آن ها تقریباً یک سال به طول انجامید. پدر و مادرش در این سالها حمایت عاطفی کمی از وی می کردند و بندرت او را ملاقات می کردند یا او را دلداری می دادند. الیس گفت که آموخت که با مشکلات روبرو شود زیرا "بی توجهی های خانواده اش او را رو به رشد کرد." بیماری، الیس را در تمام زندگی دنبال می کرد. در 40 سالگی به دیابت مبتلا شد.

الیس درباره ترسی که از سخنرانی در جمع داشت، گفته است و در سال های نوجوانی نیز نسبت به زنان بسیار خجالتی بود. در سن 19 سالگی، که به عنوان یک درمانگر شناختی رفتاری درشناخته شده بود، خود را مجبور کرد به مدت یک ماه با 100 زن در باغ گیاه شناسی برانکس صحبت کند. علی رغم عدم قرار ملاقات، وی گفت كه از ترس از طرد شدن توسط زنان، حساسیت زدایی كرده است.

بیشتر بدانیم

بر اساس نظرسنجی تخصصی روانشناسان آمریکایی و کانادایی در سال 1982، وی به عنوان دومین روان درمانگر تأثیرگذار در تاریخ شناخته شد (کارل راجرز در این نظرسنجی مقام اول را گرفت؛ زیگموند فروید سوم شد).

زندگینامه تحصیلی و شغلی آلبرت الیس

الیس پس از دریافت مدرک لیسانس هنر در تجارت از آنچه در آن زمان به عنوان کالج شهر نیویورک در مرکز شهر در سال 1934 شناخته می شد، وارد رشته روانشناسی بالینی شد. او کار کوتاهی را در تجارت آغاز کرد و سپس نویسندگی را دنبال کرد. این تلاش ها در زمان رکود بزرگ که از سال 1929 آغاز شد، الیس دریافت که تجارت ضعیف است و در انتشار داستان های خود موفقیتی ندارد. وقتی الیس دریافت که در نوشتن کتاب های غیر داستانی تبحر دارد، درباره جنسیت انسان تحقیق کرد و نوشت. مشاوره غیر روحانی وی در این زمینه او را متقاعد كرد كه در روانشناسی بالینی شغل جدیدی را دنبال كند.

در سال 1942، الیس تحصیل در مقطع دکترا در روانشناسی بالینی را در کالج معلمان دانشگاه کلمبیا آغاز کرد، جایی که روانشناسان اصولاً در زمینه روانکاوی آموزش دیدند. در ژوئن 1943، وی کارشناسی ارشد هنر خود را در روانشناسی بالینی از کالج معلمان به اتمام رساند و در حالی که هنوز در مقطع دکترا مشغول به کار بود، به صورت نیمه وقت دیدن مراجع را آغاز کرد. (احتمالاً به دلیل اینکه در آن زمان ایالت نیویورک نیازی به اعتبار رسمی روانشناسان نداشت). الیس حتی قبل از دریافت دکترای خود شروع به چاپ مقالات کرد. در سال 1946 او مرور و نقدی بر بسیاری از آزمون های شخصیت که به صورت مداد و کاغذی بودند، نوشت. وی نتیجه گرفت که فقط پرسشنامه شخصیت چند مرحله ای مینه سوتا از استانداردهای یک ابزار مبتنی بر تحقیق برخوردار است.

وی دکترای خود را در روانشناسی بالینی در کلمبیا در سال 1947 دریافت کرد، در آن زمان الیس به این باور رسیده بود که روانکاوی عمیق ترین و موثرترین روش درمانی است. وی مانند اکثر روانشناسان زمان خود به نظریه های زیگموند فروید علاقه مند بود. او به دنبال آموزش بیشتر در روانکاوی بود و سپس به تمرین روانکاوی کلاسیک پرداخت. اندکی پس از دریافت دکترای خود در سال 1947، الیس یک برنامه تجزیه و تحلیل و برنامه نظارت یونگی را با ریچارد هولبک، تحلیلگر ارشد در انستیتوی کارن هورنی (تحلیلگر خودش هرمان رورشاخ، که آزمون مرکب رورشاخ را توسعه داد) آغاز کرد. در این مدت وی در دانشگاه نیویورک، دانشگاه راتگرز و دانشگاه ایالتی پیتسبورگ تدریس کرد و چندین سمت برجسته را بر عهده داشت.

در آن زمان، اعتقاد الیس به روانکاوی به تدریج در حال سقوط بود. پس از فارغ التحصیلی، الیس ابتدا روانکاوی را آموزش داد و تمرین کرد، اما خیلی زود از ضعف های روش روانکاوی، انفعال و بی نتیجه بودن آن ناراضی شد. الیس تحت تأثیر کار افرادی مانند آلفرد آدلر، کارن هورنای و هری استک سالیوان، شروع به توسعه رویکرد خود در زمینه روان درمانی کرد. از اواخر دهه 1940 به بعد، الیس در رفتار درمانی عاطفی منطقی (REBT) کار کرد.

در سال 1954، الیس آموزش تکنیک های جدید خود را به سایر درمانگران آغاز کرد و در سال 1957، او با پیشنهاد این که درمانگران به مردم کمک می کنند تا تفکر و رفتار خود را به عنوان درمان مشکلات عاطفی و رفتاری تنظیم کنند، به طور رسمی اولین رفتار درمانی شناختی را ارائه داد. دو سال بعد،  الیس کتاب نحوه زندگی با یک نوروتیک را منتشر کرد، که در مورد روش جدید او توضیحاتی ارائه داد. در سال 1960، الیس مقاله ای در مورد رویکرد جدید خود در کنوانسیون انجمن روانشناسی آمریکا (APA) در شیکاگو ارائه داد. 

علی رغم اتخاذ رویكرد نسبتاً آهسته، الیس موسسه خود را تأسیس كرد. موسسه زندگی منطقی در سال 1959 به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی تاسیس شد. در سال 1968 توسط هیئت مدیره ایالت نیویورک به عنوان یک موسسه آموزشی و کلینیک بهداشت روان معتبر شناخته شد.

در دهه 1960، الیس به یکی از بنیانگذاران انقلاب جنسی آمریکا تبدیل شده بود. وی خصوصاً در شغل اوليه خود به دليل كار به عنوان يك سکسولوژیست و به دليل ديدگاه های انسان دوستانه ليبرال و به دلیل حضور  و سخنرانی در برخی اردوگاه های بحث برانگيز در مورد جنسيت انسان شناخته شده بود. وی همچنین با جانورشناس و محقق جنسی آلفرد کینزی کار کرده و در تعدادی از کتاب ها و مقالات به موضوع جنسی و عشق انسان پرداخته است. روابط جنسی و عاشقانه از ابتدای کار حرفه ای او مورد علاقه وی بوده است. نورمن هیر، در پیشگفتار كتاب الیس در سال 1952، كتاب اعتقادات جنسی و آداب و رسوم، فعالیت انجمن پیشگیری از بیماری های مقاربتی را تحسین كرد.

در سال 1958، الیس کتاب کلاسیک خود را "جنسیت بدون گناه" منتشر کرد، که به دلیل حمایت از نگرش لیبرال نسبت به رابطه جنسی شناخته شده است. او در مجله Paul Krassner به نام Realist همکاری کرد. در سال 1965 الیس کتابی منتشر کرد تحت عنوان همجنس گرایی: علل آن و درمان آن، که در آن از همجنس گرایی تا حدی به عنوان یک آسیب شناسی قلمداد می شد و بنابراین شرایطی برای درمان بود. در سال 1973، انجمن روانپزشکی آمریکا با بیان اینکه این یک اختلال روانی نیست و بنابراین به درستی درمان نمی شود، موضع خود را در مورد همجنسگرایی تغییر داد.

در سال 1976، الیس نظرات قبلی خود را در مورد جنسیت و انسان رهایی یافته روشن کرد و بیان داشت که برخی رفتارهای بی نظم همجنسگرایی ممکن است رخ دهد، اما در بیشتر موارد نباید چنین اقدامی انجام شود زیرا همجنسگرایی ذاتاً فقط از دیدگاه مذهبی خوب یا بد است. در اواخر عمر خود، او رابطه جنسی بدون گناه را در سال 2001 به روز و بازنویسی کرد و آن را به عنوان رابطه جنسی بدون گناه در قرن بیست و یکم منتشر کرد. وی در این کتاب، دیدگاه انسان گرایانه خود را در مورد اخلاق و اخلاق جنسی آشکار و بهبود بخشید و فصلی را در رابطه با همجنس گرایی اختصاص داد تا به همجنسگرایی توصیه و پیشنهاداتی در مورد چگونگی لذت بردن و بهبود بیشتر زندگی عاشقانه جنسی آنها بدهد. با حفظ برخی از ایده ها در مورد جنسیت انسان از اصل، این مرور عقاید انسانی گرایانه و ایده های اخلاقی بعدی وی را همانطور که در کار و عمل دانشگاهی او شکل گرفت، توصیف کرد.

الیس تا پایان زندگی خود یک برنامه کاری دقیق را رعایت می کرد. وی همچنین با وجود داشتن چندین مشکل سلامتی به کار خود ادامه داد، در اواخر دهه 1980 با 70 بیمار در هفته و در سال های آخر زندگی خود با 10 بیمار در هفته سرو کار داشت.

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید