معنی بیمار

Patience (ˈpāSHənt)

شخصی که تحت مراقبت پزشکی است یا در صورت لزوم توسط پزشک خاص تحت مراقبت قرار می گیرد.

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

شخصی که از یک متخصص بهداشت مجاز مراقبت های بهداشتی دریافت می کند.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

شخصی که تحت معالجه پزشکی است، خصوصاً در بیمارستان

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

شخصی که تحت مراقبت پزشکی است یا در صورت لزوم توسط پزشک خاص تحت مراقبت قرار می گیرد.

فرهنگ دهخدا

بیمار. (ص) ناتوان و خسته. (برهان). ناتوان ومریض. (انجمن آرا). مریض. (شرفنامه ٔ منیری). ناتندرست. دردمند. ناتوان. ناخوش . رنجور. (ناظم الاطباء). این لفظ مرکب است از بی (کلمه ٔ نفی) به اضافه ٔ مار، بمعنی صحت و شفا. (از فرهنگ نظام). آرنده ٔ بیم. بیم آر. (شرفنامه ٔ منیری ). مرکب از «بیم » و «آر» کلمه ٔ نسبت و معنای ترکیبی آن، منسوب به بیم و اطلاق آن بر مرض مجاز است چرا که در مرض بیم مرگ می باشد. (از بهار عجم) (از آنندراج). رنجور. علیل. علیله. معلول. ناتندرست. سقیم. ناخوش. مقابل درست و تندرست. نالان. رنجه. آزرده. نالنده. معتل. مریضه. معتلة. نصب. وصب. ضمن. ضمنی. مارض. مدئی. مرض. معلول. معل. (منتهی الارب). مکمود. کاید. ناتندرست.

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

بیمار به هر دریافت کننده خدمات مراقبت های بهداشتی گویند که توسط متخصصان مراقبت های بهداشتی درمان می شود. بیمار اغلب فردی آسیب دیده است و نیاز به معالجه توسط پزشک، پرستار، روانشناس، دندانپزشک، دامپزشک یا سایر مراکز درمانی دارد.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

-فردی که برای یک بیماری یا صدمه شناخته شده تحت درمان قرار می گیرد. -هرکسی که مراقبت طبی دریافت می کند.

واژه های مترادف در فارسی

آهمند، بستری، دردمند، رنجور، سقیم، علیل، علیلالمزاج، مریض، معلول، منهوک، ناتندرست، ناخوش، ناسالم

واژه های مترادف لاتین

affected, ailing, diseased, ill, patient, morbid, pathological, sick, sickly, unhealthy, unsound, unwell, unwholesome

واژه های متضاد در فارسی

سالم

واژه های متضاد لاتین

Healthy, well

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات