هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل
هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل
پست وبلاگی
درمان افسردگی مدت مطالعه: 2 دقیقه
فاطمه جوهری فرد 19 خرداد 1398 مدت مطالعه: 2 دقیقه

درمان افسردگی

هر فردی احتمال این را دارد که در طول روز  دچار بی حالی و پریشانی و دلتنگی خاصی شود. در بعضی از افراد بنا به دلایلی گاهی اوقات این حالت طولانی تر می شود و دچار افسردگی می شوند . افسردگی می تواند زندگی روزمره فرد را دچار اختلال کند به طوری که در اغلب اوقات احساس خشنودی، رغبت و لذت نداشته باشند. برای چنین افرادی شروع کردن انجام کارها بسیار سخت و مشکل بوده و خیلی زود خسته می شوند. گرفتن تصمیم در امور مختلف زندگی غالباً مشکل می باشد و همچنین تمرکز بر روی تحصیل و خواندن یک امر محال و فوق العاده سخت می باشد.

افسردگی غالباً زمانی شروع می شود که یک مرتبه تغییرات و حوادث پیش بینی نشده ای در زندگی انسان اتفاق بیافتد. مثلاً یک مرتبه فرد عزیزترین و نزدیکترینش را از دست دهد یا این که فرد بخاطر مسائل مالی مجبور به سفر شود و مدت ها نتواند خانواده ی خود را ببیند. به عبارت دیگر وضعیت قبل از افسردگی وضعیتی است که شخص ناگزیر می گردد از افرادی مهم یا از مسائلی مهم و مربوط به زندگی خودش از قبیل محل کار و کاشانه صرف نظر کند. در بعضی اوقات افسردگی از وضعیتی آغاز می شود که در آن فرد باید از عهده انجام مسائل و یادگیری موضوعاتی سنگین برآید و فرد هم توانایی مبارزه با این مسائل جدید را ندارد مثل نقل مکان به جایی تازه، سازگاری و وفق یابی  به فرهنگ جدید یا یادگیری زبان جدید می باشد.

همچنین باید افزود که بعضی از افراد نسبت به سایرین خیلی زودتر دچار افسردگی می شوند. این تفاوت ها می تواند ناشی از عواملی مرتبط با ارث یا خصوصیات مربوط به طبیعت انسانی باشد. به هر حال میزان درجه افسردگی در بین افراد مختلف متفاوت می باشد ولی نکته ای که اینجا مهم است این است که علائم افسردگی از هر درجه آن باید جدی گرفته شود و با روش های موثر درمان شود. برای درمان افسردگی رویکردهای مختلفی وجود دارد که در ادامه رویکرد شناختی درمان توضیح داده می شود.

درمان افسردگی

درمان افسردگی

براساس این رویکرد باید اذعان کرد که طرز فکر و باورهای فرد باعث افسردگی می شود. بنابراین تغییر در اندیشه و باور نسبت به شکست، حوادث دردناک و احساس درماندگی افراد باعث بهبود افسردگی می شود.

با توجه به این رویکرد ابتدا باید به افکار ناخود آگاهی که در دشواری ها و شرایط سخت و دردناک به ذهن هجوم می آورند توجه شود. این افکار ناخودآگاه همان جملات کوتاهی هستند که بلافاصله و فوری در شرایط سخت به ذهن خطور می کند. مثلا وقتی در حین رانندگی تصادف می کنیم و یا در دانشگاه نمره پایینی را کسب می کنیم با خود می گوییم: “من بی عرضه ام”. این جملات در واقع توضیحاتی هستند که با آنها همه چیز را به خود نسبت می دهیم. بنابراین در مرحله اول درمان شناختی فرد نسبت به افکار ناخودآگاه خود آگاهی پیدا می کند بعد از شناخت این افکار با شواهد خلاف افکار خود روبرو می شود. مثلاً بعد از کم کاری ها و یا اشتباهاتی که انجام می دهیم به جای اینکه جمله همیشگی را به کار ببریم خود را بی عرضه خطاب کنیم کارهایی که در گذشته به خوبی انجام داده ایم ونمره های خوبی که در گذشته کسب کرده ایم را به یاد می آوریم و متوجه می شودیم که بی عرضه بودن را به اشتباه به خود نسبت داده ایم.

بعد از این مرحله   علت اشتباهات خود را مرور می کنیم ،مثلا می گوییم “من در این امتحان چون به اندازه کافی تلاش نکردم موفق نشدم ولی هروقت تلاش کرده ام نمره خوبی گرفته ام” یا “علت تصادف کردن من خواب آلودگی یا لغزندگی جاده  و …” بوده است.

برای درمان افسردگی در رویکرد شناختی سعی می شود حواس فرد رو از افکار افسرده کننده دور شود. بنابراین باید تلاش کنیم دست از نشخوار کردن افکار افسرده کننده و اندیشیدن منفی برداریم، یعنی افکار منفی را مهار کنیم و زمان فکر کردن خودمان را محدود و مشخص کنیم. در انتها سعی کنیم به جای استفاده از جملات منفی از جملات مثبت استفاده کنیم.

[kkstarratings]

لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید