دیوید مک کللند

دیوید مک کللند یک نظریه پرداز و روانشناس مشهور آمریکایی است که علت این شهرت را می توان به موارد زیر دانست:

نظریه چهار عاملی مک کللند

 

David Clarence McClelland

بیوگرافی

  • تولد: 20 مه 1917، مونت ورنون، نیویورک
  • درگذشت: 27 مارس 1998، لکسینگتون (در 80 سالگی)
  • جوایز: بورس تحصیلی گوگنهایم برای علوم اجتماعی، ایالات متحده و کانادا
  • همسر: ماریان آدامز مک کللند، مری شارپلس مک کللند
  • جوایز: بورس تحصیلی گوگنهایم برای علوم اجتماعی، ایالات متحده و کانادا
  • رشته تخصصی: روانشناسی، نظریه پردازی

در این مقاله قصد داریم درباره زندگی دیوید مک کللند صحبت کنیم. او یک نظریه پرداز آمریکایی است. در این بخش به زندگینامه کامل وی و پیرامون نظریه او خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید. همچنین شما می توانید فهرست مطالب را از باکس زیر مشاهده نمایید.

دیوید مک کللند کیست؟

دیوید کلارنس مک کللند (20 مه 1917 - درگذشته 27 مارس 1998) یک روانشناس آمریکایی بود که بیشتر بخاطر کار در تئوری نیازهای انگیزشی شهرت داشت. او بین سال های 1950 و 1990 تعدادی کتاب منتشر کرد و سیستم های جدیدی را برای نمره دهی آزمون موضوعی (TAT) و فرزندان آن ایجاد کرد. مک کللند با توسعه نظریه انگیزه موفقیت، که معمولاً به عنوان "نیاز به موفقیت" یا نظریه موفقیت شناخته می شود، اعتبار دارد. مطالعه ای که در سال 2002 با عنوان "بررسی روانشناسی عمومی" منتشر شد، مک کللند را به عنوان پانزدهمین روانشناس پر استناد در قرن بیستم معرفی کرد.

زندگینامه تحصیلی و شغلی وی

مک کللند، متولد مونت ورنون، نیویورک، است. لیسانس خود را از دانشگاه وسلیان در سال 1938، کارشناسی ارشد را از دانشگاه میسوری در سال 1939 دریافت کرد و دکترای روانشناسی تجربی را از دانشگاه ییل در سال 1941 دریافت کرد. وی در کالج کانتیکت و دانشگاه وسلیان تدریس کرده است. قبل از پیوستن به دانشکده دانشگاه هاروارد در سال 1956، جایی که وی به مدت 30 سال به عنوان رئیس گروه روانشناسی و روابط اجتماعی خدمت کرد. در سال 1987 او به دانشگاه بوستون نقل مکان کرد و در آنجا جایزه انجمن روانشناسی آمریکا را به دلیل کمک های برجسته علمی دریافت کرد.

مک کللند، متولد مونت ورنون، نیویورک، است. لیسانس خود را از دانشگاه وسلیان در سال 1938، کارشناسی ارشد را از دانشگاه میسوری در سال 1939 دریافت کرد و دکترای روانشناسی تجربی را از دانشگاه ییل در سال 1941 دریافت کرد. وی در کالج کانتیکت و دانشگاه وسلیان تدریس کرده است. قبل از پیوستن به دانشکده دانشگاه هاروارد در سال 1956، جایی که وی به مدت 30 سال به عنوان رئیس گروه روانشناسی و روابط اجتماعی خدمت کرد. در سال 1987 او به دانشگاه بوستون نقل مکان کرد و در آنجا جایزه انجمن روانشناسی آمریکا را به دلیل کمک های برجسته علمی دریافت کرد.

مضامین اصلی کار دیوید مک کللند شخصیت و کاربرد این دانش برای کمک به مردم در بهبود زندگی بوده است. [نیاز به استناد] یک از موضواعات ارزشی آن درباره انتظار برای انگیزه انسان بود. مبحث دوم توسعه آزمونها و روش های کار، مانند آزمون درک موضوعی، مصاحبه رویداد رفتاری و آزمون تحلیل موضوعی بود. مبحث سوم توسعه مطالعات مهارت های حرفه ای و موضوع چهارم استفاده از این تحقیق برای کمک به مردم و سیستم های اجتماعی آنها بود، از طریق رشد انگیزه و مهارتها، رشد سازمانی و جامعه و تغییر رفتار با فشار. دیوید مک کللند معتقد بود که از نتایج تحقیقات و آزمایشات استفاده می کند تا ببیند آیا آنها به مردم کمک می کنند یا خیر. وی در تأسیس 14 شرکت تحقیقاتی و مشاوره ای نقش مهمی داشت، بزرگترین شرکت McBer and Company (1919-1965) بود که بعدا به Yankelovich Skelly & White فروخته شد. 

بیشتر بدانیم

مطالعه ای که در سال 2002 با عنوان "بررسی روانشناسی عمومی" منتشر شد، مک کللند را به عنوان پانزدهمین روانشناس پر استناد در قرن بیستم معرفی کرد.

نظریه ارزش مورد انتظار تئوری انگیزه

مک کللند استدلال کرد که انگیزه "یک نگرانی مکرر در مورد یک وضعیت یا شرایط عینی است که با تخیلاتی که رفتار افراد را هدایت و انتخاب می کند اندازه گیری می شود". بر اساس انگیزه هنری موری، او بر سه انگیزه خاص تمرکز کرد:

نیاز به موفقیت (N-Oh)

نیاز به وابستگی (N-Aff)

نیاز به قدرت (N-Pow)

نیاز به موفقیت، تمایل به ایستادگی در برابر طیف وسیعی از استانداردها است. این اراده برای موفقیت است.

نیاز به وابستگی، میل به نفوذ و تأثیرگذاری بر یک سازمان است.

نیاز به قدرت، میل به روابط نزدیک شخصی است. سه نیاز مک کللند متوالی نیستند بلکه در رابطه با یکدیگر استفاده می شوند.

"طبق نظریه وی، اکثر مردم ترکیبی از این نیازها را دارند و آن ها را اینگونه توصیف می کنند: کسانی که به موفقیت بالایی نیاز دارند مسئولیت خود را بر عهده می گیرند. افراد با نیاز غالب به اقتدار و قدرت تمایل به تأثیرگذاری و افزایش منزلت و اعتبار شخصی خود را دارند. و سرانجام، کسانی که نیاز زیادی به وابستگی دارند برای ایجاد روابط قوی و تعلق به گروه ها یا سازمان ها ارزش قائل هستند.
کارهای مربوط به دهه 1940 تا اواخر دهه 1960 بر انگیزه موفقیت و پیامدهای آن در توسعه اقتصاد و کارآفرینی متمرکز بود. در دهه 1960 او کار خود را دوباره تنظیم کرد تا بر انگیزه قدرت تمرکز کند، ابتدا در مورد اعتیاد به مواد مخدر و الکل (مک کللند، دیویس، کالین و وانر، 1972) ، سپس بر رهبری موثر و بعداً در توسعه جامعه. کار در زمینه رهبری و مدیریت به ایجاد سطح رفتاری مهارت های شخص کمک کرده است که مک کللند آنها را "شایستگی ها" نامید. وی همچنین تلاش هایی را برای نشان دادن اهمیت مهارت ها در مقابل دانش سنتی و ویژگی های شخصیتی در منطقه مورد نظر انجام داد. نتایج آموزش عالی (Winter، McClelland & Stewart، 1981) کار او در زمینه انرژی به تحقیق در مورد روند بهبود طبیعی بدن گسترش یافته است. 
مک کللند، با دور شدن از تمرکز معمول یک روانشناس، تأثیرات فرهنگی و ملی الگوها را نیز مورد بررسی قرار داد و آنها را با روندهای اصلی اجتماعی مانند توسعه اقتصادی، ایجاد شغل، تحریک جنگ و بهداشت پیوند داد. در مطالعه توسط شرکت حسابداری سابق Touche Ross & Company، کار مک کللند در مورد انگیزه به عنوان مفیدترین رویکرد انگیزه نامگذاری شد (میلر، 1981).

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید