ماری اینسورث

ماری اینسورث یک روانشناس مشهور است که از جمله فعالیت های او در زمینه روانشناسی به شرح زیر است:

ارائه مفهوم موقعیت نا آشنا (SSC)

 توسعه مفهوم دلبستگی

mary anisworth

بیوگرافی

  • تولد: 1 دسامبر 1913 در گلندیل، اوهایو، ایالات متحده
  • درگذشت: 21 مارس 1999 در سن 85 سالگی
  • ملیت: آمریکایی، کانادایی
  • محل تحصیل: دانشگاه تورنتو
  • علت مشهوریت: موقعیت نا آشنا (SSC)
  • همسر: لئونارد اینسورث
  • رشته تخصصی: روانشناسی
  • مشاوره دکترا: ویلیام ای. بلاتز
  • افراد تاثیر گذار بر ماری اینسورث: ویلیام مک دوگال و جان بالبی

در این مقاله قصد داریم تا شما را با ماری اینسورث آشنا کنیم. ماری اینسورث یکی از افراد برجسسته در حوزه روانشناسی رشد است. فعالیت های او در زمینه روانشناسی رشد بسیار ارزشمند است. در این مقاله ابتدا به زندگینامه و فعالیت های او و در بخش های بعدی به نظریه های او که آنان را به طور مجزا برای شما قرار داده ایم، خواهیم پرداخت.

ماری اینسورث کیست؟

ماری دینزمور سالتر یک روانشناس رشد آمریکایی- کانادایی بود که به خاطر کار در توسعه تئوری دلبستگی شهرت داشت. او یک روش به خصوص به نام موقعیت نا آشنا (SSC) را برای مشاهده پیوند عاطفی و دلبستگی اولیه بین کودک و مراقب اصلی آن مانند مادر طراحی کرد.

زندگینامه شخصی ماری اینسورث

ماری دینزمور سالتر در اول دسامبر سال 1913 در گلندیل اوهایو، بزرگترین فرزند از سه دختر مری و چارلز سالتر به دنیا آمد. پدرش که فوق لیسانس تاریخ داشت، در یک شرکت تولیدی در سین سیناتی کار می کرد و مادرش که به عنوان پرستار آموزش دیده بود، یک خانه دار بود. هر دو والدین فارغ التحصیلان کالج دیکینسون بودند که "برای تحصیلات خوب هنرهای لیبرال" ارزش زیادی قائل بودند و انتظار داشتند فرزندانشان موفقیت های تحصیلی عالی داشته باشند. در سال 1918، شرکت تولیدی پدرش او را منتقل کرد که خانواده سالتر مجبور شدند به تورنتو، انتاریو، کانادا نقل مکان کنند، جایی که ماری بقیه دوران کودکی خود را می گذراند.

کودکی ماری اینسورث

ماری کودکی جسور بود، او دوست داشت نسبت به فراتر برود چرا که بسیار عطش دانش داشت. وی از سه سالگی شروع به مطالعه کرد و هفته ای یک بار به کتابخانه محلی می رفتند، که مادرش کتاب های متناسب با سطح سنی خود را انتخاب کند. او به پدرش بسیار نزدیک بود، پدرش وظیفه داشت شب ها از او مراقبت کند و برای او آواز می خواند اما رابطه گرمی با مادرش نداشت. ماری بعدا گفت رابطه آنها با حسادت و دخالت مادرش در پیوندی که ماری با پدرش داشت، اینطور شده بود.

زندگینامه تحصیلی ماری اینسورث

ماری در مدرسه ممتاز بود، پس از خواندن کتاب شخصیت ویلیام مک دوگال (1926)، در سن 15 سالگی تصمیم گرفت روانشناس شود. وی از 16 سالگی تدریس در دانشگاه تورنتو را آغاز کرد؛ همچنین ماری در آنجا به عنوان یکی از تنها 5 دانشجوی افتخاری پذیرفته شده در دوره روانشناسی بود. او دوره لیسانس خود را در سال 1935 به پایان رساند؛ سپس تصمیم گرفت تحصیلات خود را در دانشگاه تورنتو برای دکترای روانشناسی ادامه دهد. پس از آن کارشناسی ارشد خود را در سال 1936 دریافت کرد و در سال 1939 دکترای خود را دریافت کرد. پایان نامه او تحت عنوان "ارزیابی سازگاری براساس مفهوم امنیت" بود.

ماری اینسورث

"در جایی که امنیت خانواده وجود نداشته باشد، فرد به دلیل نبود یک مکان امن دچار ناتوانی در انجام کار می شود."

زندگینامه شغلی ماری اینسورث

پس از فارغ التحصیلی، در سال 1939 چندین سال در دانشگاه تورنتو تدریس کرد، سپس در سال 1942 به گروه زنان ارتش کانادا رفت. او در حالی که در ارتش بود، به عنوان یک بازرس ارتش در كیتچنر، انتاریو شروع به کار کرد. وظایف وی شامل مدیریت ارزیابی های بالینی و آزمون های ارزیابی کارکنان بود. خیلی زود او به سمت مشاور مدیر انتخاب پرسنل سپاه زنان ارتش کانادا ارتقا یافت و در سال 1945 به درجه سرگردی رسید. پس از پیروزی در جنگ، مری برای ادامه آموزش روانشناسی شخصیت به تورنتو بازگشت، تحقیقاتی را انجام داد، همچنین با كلوپفر در مورد تجدید نظر در تست رورشاخ كار كرد.

در سال 1950 با لئونارد اینسورث، دانشجوی تحصیلات تکمیلی گروه روانشناسی دانشگاه تورنتو، ازدواج کرد، سپس با او به لندن رفت تا بتواند دکترای خود را در دانشگاه کالج لندن انجام دهد. اگرچه آنها در سال 1960 طلاق گرفتند، اما در این ده سال با لئونارد به مکان های مختلفی رفته بود که با بسیاری از روانشناسان برجسته ملاقات کرده بود مانند جان بالبی. پس از رسیدن به سمت های علمی بعد از یک دوره طولانی مدت تدریس در دانشگاه جان هاپکینز، در سال 1975 به دانشگاه ویرجینیا نقل مکان کرد و در آنجا تا سال 1984 ادامه ی دوره حرفه آکادمیک خود را سپری کرد، در آنجا استاد برجسته شد و تا سال 1992 به فعالیتش ادامه داد.

ماری اینسورث در 21 مارس 1999 در سن هشتاد و پنج سالگی بر اثر سکته درگذشت.

بیشتر بدانیم

در یک نظرسنجی روانشناسی عمومی در سال 2002، اینسورث رتبه 97 در بین روانشناسان قرن 20 قرار گرفت.

بسیاری از مطالعات اینسورث "سنگ بنای" تئوری دلبستگی امروزی است.

در طول تحصیل، ماری تحت نظر ویلیام ای. بلاتز تحصیل کرد. ویلیام ای. بلاتز بر مطالعه آنچه وی "تئوری امنیت" نامید متمرکز شد. این نظریه، ایده بلاتز را مبنی بر اینکه سطوح مختلف وابستگی به والدین به معنای کیفیت های مختلف روابط با این والدین و همچنین کیفیت روابط با شریک های زندگی در آینده است، مورد تأکید قرار داد. سطوح وابستگی به عنوان وابستگی ایمن، استقلال ایمن، وابستگی ایمن رشد یافته و وابستگی ایمن رشد نیافته شناخته شد. بلاتز این فرضیه را مطرح کرد که هرچه تعامل بین افراد ایمن و بالغ باشد، احتمال رابطه سالم و امن بیشتر است.

هنگامی که برای تحصیل به همراه همسرش به لندن رفته بود و در آنجا جان بالبی را دیده بود، این ملاقات منجر به پیوستن اینسورث به پروژه تحقیقاتی جان بالبی در کلینیک Tavistock شد. بالبی نسخه ای از مقاله جدیدش با عنوان "مطالعات پیوند مادر و کودک" را به اینسورث داد و اثرات جدایی مادر بر رشد کودک را مطالعه کردند. اینسورث توانست اطلاعاتی را درباره مطالعات دلبستگی مادر و کودک در اوگاندا به بالبی ارائه دهد.مقایسه رابطه آشفته مادر و کودک با رابطه عادی مادر و کودک نشان داده است که کمبود چهره مادر در کودک منجر به "اثرات سویی بر رشد کودک" می شود.

در سال 1954، او کلینیک Tavistock را ترک کرد تا در آفریقا تحقیق کند و در آنجا مطالعه میدانی طولی را در مورد تعامل مادر و نوزاد انجام داد. وی تصمیم گرفت یک روش معمول از شیر گرفتن را در منطقه بررسی کند، که در آن کودک برای چند روز برای زندگی در کنار اقوام و "فراموش کردن پستان" فرستاده می شود. اینسورث مصاحبه های مفصلی با خانواده های 6 روستای کامپالا، اوگاندا انجام داد، اما در ابتدا با مشکل زبان روبرو شد. برای غلبه بر این مشکل، او بسیار تلاش کرد که زبان آن منطقه را یاد بگیرد تا هنگامی که بتواند یک مکالمه ساده داشته باشد و سرانجام آن را آموخت و از پژوهشگران دیگری در نقاط دیگر دنیا خواست تا این کارهای میدانی را انجام دهند. سرانجام پس از مطالعات فراوان، کتاب اینسورث چاپ شد که راجع به تلاش های وی در مورد توسعه مفهوم دلسبتگی بود.

اینسورث پس از طلاق از همسرش در سال 1960، سختی های زیادی را متحمل شد اما با این وجود مطالعات زیادی کرد و اولین نتایج مطالعات دلبستگی مادر و کودک که با همکاری جان بالبی بود را علنی کرد اما مورد استقبال قرار نگرفت. سوال اصلی روانشناسان رشد، تعریف دقیق او از دلسبتگی بود که این باعث بوجود آمدن انگیزه ای در اینسورث شد که "گریه کردن هنگام بیرون آمدن مادر از اتاق، دنبال کردن وی، استقبال از او در هنگام بازگشت با لبخند و... را مورد مطالعه قرار دهد.

افتخارات برجسته ماری اینسورث

اینسورث جوایز زیادی را دریافت کرده است، از جمله:

جایزه جی استنلی هال موسسه بین المللی آمریکا برای روانشناسی رشد در سال 1984

جایزه برای سهم برجسته در رشد کودک در سال 1985

جایزه علمی برجسته 1989 از انجمن روانشناسی آمریکا

در سال 1992 به عنوان عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا انتخاب شد

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید