پست وبلاگی
خیانت و روابط خارج زناشویی مدت مطالعه: 2 دقیقه
ای سنج 20 فروردین 1399 مدت مطالعه: 2 دقیقه

خیانت و روابط خارج زناشویی

امروزه مسئله ی خیانت و روابط عاشقانه ی موازی به یکی از معضلات جامعه تبدیل شده است.
در ابتدا لازم است تا رابطه ی خارج از زناشویی را تعریف کنیم؛ هنگامی که از این مفهوم صحبت می کنیم، اکثر افراد تصور می کنند خیانت تنها داشتن رابطه ی جنسی با شخصی به جز همسر خود است. در حالی که بسیاری از روانشناسان روابط خارج از زناشویی را هر نوع رابطه ای با فرد غیر هم جنس که از همسر و اعضای خانواده پنهان شود، تعریف می کنند.
ما قصد داریم در این مقاله و در مقالات آینده، این مسئله را از جنبه های زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی تبیین کنیم؛ چرا که انسان موجودی چند جانبه بوده و نگرش، تعاملات فردی وغیر فردی، فرآیند های شیمیایی و هورمونی همه در رفتار های وی تاثیرگذار هستند.

خیانت زناشویی
خیانت از منظر روانی:
در این جنبه ما نگرش ها، طرحواره ها، عقده ها و پیش نویس فرد را بررسی می کنیم(هر کدام از این مفاهیم در رویکرد مناسب خود تحلیل می شود)؛
-با نگاهی روان کاوانه، می توان دلیل این اتفاق را مرتبط با دوران نوجوانی و هنگامی که فرد در پی اثبات خود می باشد، توضیح داد؛ اگر این نیاز در سنین نوجوانی ارضا نشود، در فرد تثبیت شده و هنگام بزرگسالی او دائماً به دنبال اثبات برتری خود است؛ یکی از موقعیت هایی که او برای ارضای این نیاز خود از آن استفاده می کند، روابط متعدد است؛ چنین شخصی در پی این روابط حس پیروزی و قدرت فراوانی خواهد داشت.

خیانت

ممکن است فرد درگیر سندروم شکارچی شود؛ در این حالت او با جذب و برقراری رابطه با افرادی که جایگاه اجتماعی خوبی دارند یا جذاب هستند، احساس کفایت می کنند؛ از چنین شخصی نمی توان انتظار رابطه ی طولانی مدت و تعهد داشت؛ چرا که هیچ فردی به تنهایی توان راضی نگه داشتن او را ندارد.
-اگر بخواهیم از دیدگاه آرکتایپی این مسئله را بررسی کنیم، می توانیم ادعا کنیم که معمولاً مردانی با آرکتایپ زئوس و زنانی با آرکتایپ آفرودیت، تمایل بیشتری به داشتن روابط متعدد دارند؛ توجه داشته باشید که جمله ی قبل ابداً به این معنا نیست که هر فردی زئوس یا آفرودیت تایپی لزوماً خیانتکار است.
-در نگاهی دیگر، اگر مردی دچار عقده ی مادر یا مادوناکمپلکس باشد، رابطه ی جنسی با همسر خود را کار ناشایستی تصور می کند؛ در این حالت برای اینکه از نظر خود کار ناپاکی را انجام ندهد، نیاز خود را با فردی به جز همسر خویش ارضا خواهد کرد.
گاهی اوقات فردی که مبتلا به این عقده است، گرچه با همسر خود رابطه ی جنسی دارد، اما از بیان نیاز خود احساس شرم کرده و گویی رابطه ای سرشار از خجالت را تجربه می کند؛ در حالت به دلیل آن که نیاز وی برآورده نمی شود، آن را در جایی دیگر جستجو خواهد کرد.
گاهی خانوم ها نیز به خاطر عقده ی پدر درگیر چنین شرایطی می شوند؛ هر چند میزان آن در آقایان بسیار بیشتر است.
-مسئله ی دیگری که در تبین منظر روانی خیانت می توان آن را بررسی کرد، سبک فرد هنگام مواجه با مسائل استرس زا است؛ در بیانی ساده تر، افراد هنگامی که استرس زیادی دارند، دست به کار های متعددی برای آرام کردن خود می زنند، یکی از این فعالیت ها روابط خارج از زناشویی است.
خیانت در چنین شرایطی شباهت بسیاری به استفاده از مواد و اعتیاد دارد؛ در این حالت ممکن است فرد با تجربه ی مسائلی جدید مثل روابط جنسی متعدد، تصوری موقتی از آرام شدن داشته باشد.

خیانت
خیانت از منظر زیستی:
اگر بخواهیم خیلی ساده این جنبه را تحلیل کنیم، می توان به تاثیر تکانه ها و قدرت فرد در کنترل آن ها پرداخت.
تحریک سیستم های نورآدنرژیک و دوپامنژیک باعث برانگیختگی فرد خواهد شد؛ در مقابل تحریک سیستم سروتونرژیک و کولینرژیک باعث مهار تکانه های جنسی می شوند.
هر چقدر میزان تستوسترون در مردان و استروژن در خانوم ها بیشتر باشد، فرد تکانه های جنسی شدید تری را احساس کرده و توانایی کم تری در کنترل آن ها دارد.

در پست آینده به تبیین جنبه های دیگر خیانت، خواهیم پرداخت.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید
لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید