ویلیام جیمز

ویلیام جیمز یک فیلسوف، روانشناس و پزشک مشهور است که علت این شهرت را می توان به موارد زیر دانست:

ابداع مکتب پراگماتیسم یا عمل گرایی

کارکرد گرایی

نظریه احساسات جیمز لنگ

William James

بیوگرافی

  • تولد: 11 ژانویه 1842 آمریکا، نیویورک
  • درگذشت: 14 ژانویه ۱۹۴۹ پاریس، فرانسه
  • محل تحصیل: دانشگاه هاروارد
  • نظریه: پراگماتیسم، روانشناسی دین، فلسفه، معرفت شناسی
  • افراد تاثیر گرفته از ویلیام جیمز: هنری برگسون، جیمی کارتر، موریس رافائل کوهن، جان دیویی، ویلیام شلدون
  • افراد تاثیر گذار بر ویلیام جیمز: دیوید هارتلی، هرمان هلمهولتز، دیوید هیوم، پیر ژانت، جان استوارت میل، امانوئل سوئدبورگ

در این مقاله قصد داریم تا شما را با ویلیام جیمز، روانشناس، فیلسوف و پزشک مشهور آشنا کنیم. این روانشناس معروف نظریه های مهم زیادی را ارائه داده است. با ما همراه باشید. همچنین شما می توانید فهرست مطالب را از باکس زیر مشاهده نمایید.

ویلیام جیمز کیست؟

ویلیام جیمز فیلسوف، مورخ و روانشناس آمریکایی و اولین مربی ارائه دهنده دوره روانشناسی در ایالات متحده بود. جیمز یکی از متفکران برجسته اواخر قرن نوزدهم، یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه در ایالات متحده و "پدر روانشناسی آمریکا" شناخته می شود. جیمز به همراه چارلز ساندرز پیرس، مکتب فلسفی موسوم به عمل گرایی را بنیان نهاد و همچنین از وی به عنوان یکی از بنیانگذاران روانشناسی عملکردی یاد می شود.  نظرسنجی سال 1991 که در روانشناس آمریکایی منتشر شد، اعتبار جیمز را در جایگاه دوم قرار داد، پس از ویلهلم وونت، که به عنوان بنیانگذار روانشناسی تجربی شناخته می شود.

جیمز همچنین دیدگاه فلسفی را توسعه داد که به تجربه گرایی رادیکال معروف است. کارهای جیمز بر فیلسوفان و دانشگاهیانی چون امیل دورکیم، دبلیو ای. دو بوی، ادموند هوسرل، برتراند راسل، لودویگ ویتگنشتاین، هیلاری پاتنام، ریچارد رورتی و مریلین رابینسون تأثیر گذاشته است. جیمز در بسیاری از موضوعات از جمله معرفت شناسی، تعلیم و تربیت، متافیزیک، روانشناسی، دین و عرفان نوشته های زیادی داشته است. از تأثیرگذارترین کتاب های وی می توان به اصول روانشناسی، متنی اساسی در زمینه روانشناسی اشاره کرد. مقاله های تجربه گرایی رادیکال، متن مهمی در فلسفه و انواع تجربه های دینی، بررسی انواع مختلف تجربه دینی، نظریه های مربوط به روان درمانی مال او می باشد.

زندگینامه کودکی و تحصیلی ویلیام جیمز

ویلیام جیمز در 11 ژانویه 1842 در آستور هاوس، نیویورک متولد شد. وی فرزند هنری جیمز پدر، یک سخنران مشهور و مستقل ثروتمند سوئدی بورگ سوئدی بود که با نخبگان ادبی و فکری زمان خود آشنایی داشت. درخشش فکری محیط خانوادگی جیمز و مهارت قابل توجه در نوشتن بسیاری از اعضای آن، این امر را به نگرانی مستمر مورخان، زندگینامه نویسان و منتقدان تبدیل کرده است.

ویلیام جیمز تحصیلات الكترونیك فرا آتلانتیكی را فرا گرفت و به زبان های آلمانی و فرانسوی مسلط شد. هنگامی که ویلیام جیمز کودک بود، خانواده وی دو سفر به اروپا انجام دادند و الگویی را ایجاد کردند که منجر به سیزده سفر دیگر به اروپا در طول زندگی وی شد. جیمز می خواست نقاشی را دنبال کند، اولین گرایش هنری او را به سمت شاگردی در استودیوی ویلیام موریس هانت در نیوپورت، رود آیلند سوق داد، اما پدرش از او خواست که به جای آن پزشک شود. از آنجا که این مورد علاقه جیمز نبود، او گفت که می خواهد در رشته فیزیولوژی تحصیل کند. وقتی فهمید که این چیزی نیست که او می خواهد انجام دهد، اعلام کرد که در رشته سیستم عصبی و روانشناسی تحصیل خواهد کرد. سپس جیمز در سال 1861 به تحصیلات علمی در دانشکده علمی لارنس کالج هاروارد روی آورد.

بیشتر بدانیم

در یک بررسی روانشناسی عمومی در سال 2002، ویلیام جیمز در رتبه چهاردهمین روانشناس قرن 20 قرار گرفت.

جیمز در اوایل بزرگسالی خود از انواع بیماری های جسمی از جمله چشم، کمر، معده و پوست رنج می برد. ناشنوا هم بود. او از انواع علائم روانشناختی رنج می برد که سپس به عنوان نورآستنی تشخیص داده شد و شامل دوره های افسردگی بود که باعث شد ماه ها به فکر خودکشی باشد. دو برادر کوچکترش، گارت ویلکینسون (ویلکی) و رابرتسون (باب)، در جنگ داخلی جنگیدند. جیمز خودش طرفدار صلح بود. وی پیشنهاد داد که جوانانی که در حال خدمت سربازی نیستند، در طول یک دوره وظیفه به مردم خدمت می کنند "تا کودکانه بودن را از آنها دور کنند". سه خواهر و برادر دیگر (ویلیام، هنری و آلیس جیمز) همگی دارای معلولیت بودند.

وی در سال 1864 تحصیل پزشکی را در دانشکده پزشکی هاروارد آغاز کرد (به گفته برادرش هنری جیمز، نویسنده). در بهار سال 1865 او برای پیوستن به طبیعت شناس لویی آگاسیز در یک سفر علمی در آمازون استراحت کرد، اما پس از هشت ماه سفر خود را قطع کرد زیرا از بیماری دریایی شدید و آبله خفیف رنج می برد. تحصیلات او در آوریل 1867 به دلیل بیماری دوباره قطع شد. وی در جستجوی درمان به آلمان سفر كرد و تا نوامبر 1868 در آنجا ماند. او سپس 26 ساله بود. در این مدت او شروع به انتشار کرد. نقد و بررسی آثار وی در مجلات ادبی مانند North American Review منتشر شده است.

جیمز سرانجام در ژوئن 1869 دکترای خود را دریافت کرد، اما هرگز طبابت نکرد. آنچه وی "بیماری روح" خود نامید تنها در سال 1872 پس از تحقیقات طولانی فلسفی برطرف شد. وی در سال 1878 با آلیس گیبنز ازدواج کرد. در سال 1882 به انجمن تئوسوفیک پیوست. زمان جیمز در آلمان از نظر فکری مثمر ثمر بود و به او کمک کرد تا کشف کند که علایق واقعی او نه در پزشکی بلکه در فلسفه و روانشناسی است. بعداً، در سال 1902، وی نوشت: "من برای اولین بار در رشته پزشکی تحصیل کردم تا یک فیزیولوژیست شوم، اما به دست سرنوشت، به سمت روانشناسی و فلسفه حرکت کردم. من هرگز تحصیلات فلسفی نداشتم، اولین سخنرانی در مورد روانشناسی که شنیدم اولین سخنرانی من بود. "

در سال 1875-1876، جیمز، هنری پیکرینگ بوودیچ (1840-1911)، چارلز پیکرینگ پوتنام (1844-1914) و جیمز جکسون پوتنام (1846-1918) اردوگاه پوتنام را در سن هوبرتز، شهرستان اسکس، نیویورک تاسیس کردند.

زندگینامه شغلی ویلیام جیمز

جیمز بیشتر دوران تحصیل خود را در دانشگاه را در هاروارد گذراند. در ترم بهار 1873 استاد فیزیولوژی شد، 1873 استاد آناتومی و فیزیولوژی، 1876 استادیار روانشناسی، 1881 استادیار فلسفه، 1885 استاد کامل، 1889 استاد روانشناسی، در 1897 به فلسفه بازگشت و در 1889 1907 استاد برجسته فلسفه  شد. جیمز در رشته های پزشکی، فیزیولوژی و زیست شناسی تحصیل کرد و تدریس را در این مباحث آغاز کرد، اما در زمانی که روانشناسی به عنوان یک علم در حال ظهور بود، وی به سمت مطالعه علمی ذهن انسان جلب شد. آشنایی جیمز با کار شخصیت هایی مانند هرمان هلمهمتز در آلمان و پیر ژانت در فرانسه آشنایی وی با دوره های روانشناسی علمی در دانشگاه هاروارد را تسهیل کرد. وی اولین دوره خود را در روانشناسی تجربی در سال تحصیلی 1875-1876 در هاروارد تدریس کرد. شاگردانش نبوغ او را بسیار ارزشمند می دانستند و سبک تدریس وی عاری از استکبار شخصی بود. همه او را به خاطر مهربانی و رفتار فروتنانه خود به یاد می آورند. نگرش احترام آمیز او نسبت به آنها، گویای شخصیت اوست.

بیشتر بدانیم

ویلیام جیمز همچنین یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان در زمینه های دین، ​​تحقیقات فیزیکی و خودیاری است.

جیمز در طول زندگی خود با طیف گسترده ای از نویسندگان و دانشمندان از جمله پدرخوانده خود رالف والدو امرسون، پدرخوانده ویلیام جیمز سیدیس و همچنین چارلز سندرز پیرس، برتراند راسل، جوشیا رویس، ارنست ماخ، جان دیویی، مقدونیو فرناندز، والتر تعامل داشته است. لیپمن، مارک تواین، هوراسیو الجر، جی استنلی هال، هنری برگسون، کارل یونگ، جین آدامز و زیگموند فروید سر و کار داشت.

پس از بازنشستگی از هاروارد در ژانویه 1907، جیمز به نوشتن و سخنرانی ادامه داد و پراگماتیسم، جهانی کثرت گرایانه و معنای حقیقت را منتشر کرد. جیمز در سال های بعد بیشتر و بیشتر درد قلبی داشت. این در سال 1909 هنگامی که وی در حال کار بر روی متن فلسفه بود (که ناتمام ماند اما پس از مرگ تحت عنوان برخی از مشکلات فلسفه منتشر شد) بدتر شد. وی در بهار سال 1910 برای گذراندن دوره های درمانی آزمایشی راهی اروپا شد، که همچنان ناموفق بود و در 18 آگوست به خانه بازگشت. قلب وی در خانه اش در چوکوروا، نیوهمپشایر در 26 آگوست 1910 از کار افتاد. وی در گورستان کمبریج، ماساچوست به خاک سپرده شد.

جیمز یکی از قوی ترین طرفداران مکتب کارکردگرایی در روانشناسی و عمل گرایی در فلسفه بود. وی یکی از بنیانگذاران انجمن تحقیقات روانشناختی آمریکا و طرفدار روش های درمانی جایگزین بود. در سال 1884 و 1885 او رئیس انجمن تحقیقات روانی انگلیس شد، و برای آن مقاله در ذهن و بررسی روانشناسی نوشت. وی از همكاران حرفه ای خود خواست كه اجازه ندهند تفكر كوتاه باعث شود آنها از ارزیابی صادقانه این اعتقادات جلوگیری كنند. جیمز نماینده اندیشمندان، روانشناسان و فیلسوفان آمریکایی قلمداد می شود.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید