تست استعدادیابی کلیفتون منتشر شد

تست استعدادیابی کلیفتون منتشر شد

کارل راجرز

کارل راجرز یک روانشناس مشهور است که علت این شهرت را می توان به موارد زیر دانست:

درمان فرد محور

توجه مثبت نامشروط

توسعه خود

خود واقعی سازی

شخص کاملا عملکردی

 

 

کارل راجرز

carl rogers

بیوگرافی

  • تولد: ۸ ژانویهٔ ۱۹۰۲ اوک پارک، ایلینوی، آمریکا
  • درگذشت: ۴ فوریهٔ ۱۹۸۷ (در 85 سالگی)
  • ملیت: آمریکایی
  • محل تحصیل: دانشگاه ویسکانسین-مدیسن انستیتو علوم رفتاری غربی
  • علت مشهوریت: آموزش کودک محور، آموزش انسان‌گرایانه، درمان فرد مدار
  • رشته تخصصی: روانشناسی
  • محل کار: دانشگاه ایالتی اوهایو دانشگاه شیکاگو دانشگاه ویسکانسین-مدیسن انستیتو علوم رفتاری غربی
  • جوایز: انجمن روان‌شناسی آمریکا (۱۹۵۶ و ۱۹۷۲) انجمن انسان‌گرای آمریکایی (۱۹۶۴)
  • تاثیر گرفته از: اتو رنک، کورت گلدشتاین، مارتین بوبر، سورن کی‌ یرکگور، کارل مارکس، چارلز داروین، زیگموند فروید، فریدریش نیچه، آلفرد آدلر

کارل راجرز یکی از مشهورترین روانشناسان بود که در حوزه روانشناسی انسان گرایانه و درمان فردمدار تاثیر زیادی بر افراد و علم روانشناسی گذاشته است. در این مقاله به به شرح کامل زندگینامه او می پردازیم.

کارل راجرز کیست؟

کارل رانسوم راجرز (8 ژانویه 1902- 4 فوریه 1987) روانشناس آمریکایی و از بنیانگذاران رویکرد انسان گرایی (و رویکرد فرد مداری) در روانشناسی بود. راجرز که به عنوان یکی از بنیانگذاران تحقیقات روان درمانی شناخته می شود، در سال 1956 به دلیل تحقیقات پیشگام خود، جایزه علمی برجسته انجمن روانشناسی آمریکا (APA) را دریافت کرد.

رویکرد فرد محور، رویکرد منحصر به فرد راجرز در درک شخصیت و روابط انسانی، کاربرد گسترده ای در زمینه های مختلف پیدا کرده است مانند: روان درمانی و مشاوره (درمان فرد مدار)، آموزش (یادگیری دانشجو محور)، سازمان ها و ... وی به دلیل کار حرفه ای خود، در سال 1972 از APA جایزه کمک های برجسته حرفه ای به روانشناسی را دریافت کرد. در مطالعه ای که توسط استیون جی هاگلوم و همکارانش با استفاده از شش معیار مانند استناد و شناسایی انجام شد، مشخص شد که راجرز ششمین روانشناس برجسته از قرن بیستم و دوم، در میان روانشناسان است.

زندگینامه کودکی راجرز

راجرز در 8 ژانویه 1902 در اوک پارک، ایلینوی، در حومه شیکاگو متولد شد. پدرش، والتر A. راجرز، یک مهندس عمران بود. مادر او، جولیا ام. کوشینگ، یک خانه دار بود. کارل چهارمین فرزند از شش فرزند آنها بود. راجرز باهوش بود و قبل از مهد کودک می توانست خوب بخواند. وی پس از آموزش در یک محیط کاملاً مذهبی و اخلاقی فردی نسبتاً منزوی، مستقل و با نظم شد.

زندگینامه تحصیلی و شغلی کارل راجرز

اولین انتخاب شغلی وی کشاورزی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون بود، جایی که او عضوی از اخوان آلفا کاپا لامبدا بود و سپس تاریخ و سپس دین را دنبال کرد. در سن 20 سالگی، پس از مسافرت به پکن چین در سال 1922، برای شرکت در یک کنفرانس بین المللی مسیحی، راجرز در اعتقادات مذهبی خود شک کرد. او برای کمک به او در انتخاب شغل خود در سمیناری با عنوان "چرا من به وزارت می روم؟" شرکت کرد. پس از آن، او تصمیم گرفت که شغل خود را تغییر دهد. در سال 1924 وی از دانشگاه ویسکانسین فارغ التحصیل شد و در حوزه علمیه اتحادیه (نیویورک) ثبت نام کرد. مدتی بعد او ملحد (بی دین) شد. راجرز علی رغم اینکه در اوایل کار خود را ملحد می نامید، به عنوان یک اگنوسیست توصیف می شود. با این حال گفته می شود در سال های آخر زندگی وی از معنویت صحبت کرده است.

تورن، که راجرز را می شناخت و طی یک دهه گذشته چندین بار با او کار کرده است، می نویسد: "در سال های بعد، تجربه او را مجبور به تشخیص وجود ابعادی کرد که صفت هایی از جمله عرفانی، معنوی و متعالی به آن پیوست. راجرز به این نتیجه رسید که یک رشته "فراتر" از روانشناسی علمی وجود دارد که وی آن را "معنوی وصف ناپذیر" می داند. پس از دو سال او سمینار را ترک کرد و در سال 1928 کالج معلمان در دانشگاه کلمبیا شرکت کرد. در سال 1931 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد و دکترا شد. بعد از فارغ‌التحصیلی، راجرز با دوست دوران کودکی خود، هلن الیوت ازدواج کرد، هر چند که والدینش با این کار بسیار مخالف بودند. آن‌ها دو فرزند به دنیا آوردند (دیوید، ۱۹۲۶، و ناتالی، ۱۹۲۸). جالب این است که وقتی دیوید به دنیا آمد، راجرز می‌خواست او را طبق اصول رفتارگرایی واتسونی بزرگ کند.

در دوره دكتری شروع به مطالعه كودكان كرد.در سال 1930 راجرز مدیر انجمن جلوگیری از ظلم به کودکان در روچستر، نیویورک بود. وی از سال 1935 تا 1940 در دانشگاه روچستر به تدریس پرداخت و درمان بالینی کودکان مشکل (1939) را بر اساس تجربه کار با کودکان مشکل نوشت. راجرز در ساخت رویکرد فرد مداری خود، تحت تأثیر عمل روان درمانی اوتو رنك پس از فروید قرار گرفت. در سال 1940 راجرز استاد روانشناسی بالینی در دانشگاه ایالتی اوهایو شد و در آنجا کتاب دوم خود را با عنوان مشاوره و روان درمانی نوشت (1942). در این مقاله، راجرز پیشنهاد کرد که با ایجاد یک رابطه حاوی درک و پذیرش با درمانگر، درمانجو می تواند مشکلات را حل کند و دانش لازم را برای تغییر ساختار زندگی خود بدست آورد.

بیشتر بدانیم

بر اساس نظرسنجی سال 1982 در میان 422 روانشناس آمریکایی و کانادایی، وی اولین روان درمانگر تأثیرگذار در تاریخ شناخته شد (زیگموند فروید در رتبه سوم قرار گرفت).

در سال 1945 از راجرز دعوت شد تا در دانشگاه شیکاگو خدمات مشاوره ای ایجاد کند. در سال 1947 به عنوان رئیس انجمن روانشناسی آمریکا انتخاب شد. راجرز به عنوان استاد روانشناسی در دانشگاه شیکاگو (1957-1945) به ایجاد یک مرکز مشاوره وابسته به دانشگاه کمک کرد و مطالعاتی را برای تعیین اثربخشی روش های خود انجام داد. نتایج و نظریه های وی در درمان فرد مداری (1951) و روان درمانی و تغییر شخصیت (1954) منتشر شده است. توماس گوردون، یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه شیکاگو، جنبش آموزش اثر بخشی والدین (P.E.T.) را بنیان نهاد. یوجین ت. گندلین، دانشجوی دیگری که تازه دکترای خود را می گرفت در فلسفه عمل تمرکز بر اساس شنوایی راجرزی را توسعه داده است. در سال 1956، راجرز اولین رئیس آکادمی روان درمانگران آمریکا شد. وی در دانشگاه ویسکانسین، مدیسون (1957-1963) روانشناسی تدریس کرد. در این مدت وی یکی از مشهورترین کتاب های خود را با عنوان "در مورد تبدیل شدن به شخص" (1961) نوشت. یکی از دانشجویان وی در آنجا، مارشال روزنبرگ، ارتباطات بدون خشونت خود را توسعه می داد.

کارل راجرز و آبراهام مازلو (70-1990) جنبشی را بنیان نهادند که روانشناسی اومانیستی بود و در دهه 1960 به اوج خود رسید. در سال 1961 وی به عنوان عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا انتخاب شد. کارل راجرز نیز یکی از افرادی بود که ظهور مک کارتیسم را در دهه 1950 زیر سوال برد. وی در تمام مقالات از جامعه به دلیل عقب ماندگی اش انتقاد کرد. راجرز به تدریس در دانشگاه ویسکانسین ادامه داد تا اینکه در سال 1963 ساکن انستیتوی علوم رفتاری غرب (WBSI) در لا ژولا، کالیفرنیا شد. راجرز WBSI را ترک کرد و مرکز مطالعات انسانی را در سال 1968 تأسیس کرد. کتاب های بعدی او مورد قدرت شخصی (1977) و آزادی یادگیری برای دهه 80 (1983) است. او تا آخر عمر در لا ژولا اقامت داشت و به انجام درمان، سخنرانی و نوشتن پرداخت.

سال های بعدی راجرز صرف استفاده از نظریه های او در موقعیت های ستم سیاسی و درگیری های اجتماعی ملی و سفر به دنیا برای انجام این کار شد. در بلفاست، ایرلند شمالی، پروتستان ها و کاتولیک های تأثیرگذار را گرد هم آورد. آخرین سفر وی در سن 85 سالگی به اتحاد جماهیر شوروی بود، جایی که او سخنرانی می کرد و کارگاه های فشرده تجربی را برای پرورش ارتباطات و خلاقیت رهبری می کرد. او تعجب كرد كه چند روس از كار او اطلاع دارند. بین سال های 1974 و 1984، راجرز به همراه دخترش ناتالی راجرز و روانشناسان ماریا بوون، مورین اوهارا و جان کی وود، تعدادی از برنامه های مسکونی را در ایالات متحده آمریکا، اروپا، برزیل و ژاپن ترتیب داد، کارگاه های رویکرد فرد محور که با تأکید بر ارتباطات بین فرهنگی، رشد شخصی، توانمند سازی و یادگیری برای تغییرات اجتماعی تمرکز داشت.

در سال 1987، راجرز دچار سقوط شد که منجر به شکستگی لگن شد: وی در حالت آماده باش بود و توانست با امدادگران تماس بگیرد. وی یک عمل موفقیت آمیز انجام داد، اما شب بعد لوزالمعده او از کار افتاد و چند روز بعد بر اثر سکته قلبی درگذشت.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید