مایرز و بریگز

کاترین بریگز و ایزابل مایر مادر و دختری هستند که آزمون شخصیت 16 عاملی MBTI را ساختند و علت شهرتشان را می توان به دلیل موارد زیر دانست:

توسعه نظریه 16 عامل شخصیت

طراحی تست شخصیت MBTI

توسعه و پژوهش های کاربردی شخصیت

Isabel Myers and Katharine Briggs-Myers

بیوگرافی

  • سازندگان آزمون MBTI مادر و دختری به نام کاترین بریگز و ایزابل مایر بودند.
  • ایزابل مایرز و کاترین بریگز بدون داشتن هیچ گونه علمی در زمینه آمار، روانشناسی و آمار توانستند به این موفقیت بزرگ دست یابند.
  • شاخص MBTI تبدیل به یکی از پر فروش ترین محصولات CPP شد.

کاترین بریگز و ایزابل مایر دو فرد مهم در حیطه ی آزمون شخصیت شناسی هستند. این مادر و دختر توانستند آزمون شخصیتی 16 عاملی MBTI را بسازند، در ادامه به زندگینامه آنها و شکل گیری این آزمون خواهیم پرداخت.

MBTI توسط چه کسانی به وجود آمد؟

چگونه محبوب ترین آزمون شخصیت جهان توسط دو زن ایجاد شده است که هیچ آموزش رسمی در روانشناسی، آمار و روان سنجی نداشته اند؟! کاترین و ایزابل در دورانی زندگی می کردند که زنان برای رشد ذهن خود ترغیب نمی شدند و مسیر شغلی سنتی برای یک زن تقریباً غیرممکن بود. آنها همسران و مادرانی فداکار بودند، اما در عین حال زنان بسیار باهوش، مستقل و کنجکاوی بودند که به یک رویکرد فکری احتیاج داشتند. آنها هنگام مراقبت از خانه و خانواده خود، موضوعات مختلفی را می خواندند، می نوشتند و مطالعه می کردند، از جمله موضوعی که در نهایت باعث شهرت آنها می شود: نظریه تیپ های شخصیتی. اگرچه کاترین و ایزابل گاهی تلاش می کردند کارشان را جدی بگیرند، چه به دلیل تفاوت های جنسیتی و چه به دلیل عدم نداشتن مدرک رسمی؛ اما تئوری های تیپ شخصیتی آنها نحوه تفکر ما را نسبت به مردم و تفاوت بین آنها تعریف کرده است.

زندگینامه کاترین بریگز

علاقه خانواده به تیپ شخصیتی با کاترین بریگز، زنی تحصیل کرده و روشنفکر که با علم رابطه ای تنگاتنگ داشت، آغاز شد. کاترین در دوران ویکتوریا می زیست و در آن زمان اعتقاد بر این بود که تحصیلات بیش از حد می تواند بر باروری زن تأثیر مخرب بگذارد. وی از خانواده ای دانشگاهی بود که به ارزش آموزش برای زنان و مردان اعتقاد داشتند. وی در رشته کشاورزی تحصیل کرد و به عنوان معلم کار کرد. پس از دانشگاه، با یک فیزیکدان به نام لیمن بریگز ازدواج کرد. کاترین بسیار کتاب خوان و نویسنده ای مشتاق بود. او در خانه اش اتاقی را برای مطالعه قرار داد که در آن مقاله هایی درباره تربیت و آموزش کودک می نوشت. وی در حالی که از تنها دخترش ایزابل مراقبت می کرد، در مورد روش های مناسب تربیت فرزندان نظرات قاطعی ارائه داد. کاترین معتقد است که کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند و آموزش باید غریزه طبیعی آنها را به یادگیری ترغیب کند. وی پس از یک برخورد کوتاه و نامطبوع با مدرسه سنتی، ایزابل را به خانه آورد تا خودش به دخترش آموزش دهد و او را تشویق کرد که ساعت های طولانی را برای خواندن و نوشتن در مورد هر موضوعی که مورد علاقه خودش است، بگذراند.

کاترین همچنین به داستان نویسی علاقه زیادی داشت و همین موضوع منجر به علاقه او به تیپ های شخصیتی شد. او می خواست اصول شخصیت و رفتار را کشف کند تا شخصیت های بهتری برای داستان های خود بسازد. کاترین کوک بریگز تحقیقات خود را در مورد شخصیت در سال 1917 آغاز کرد. علاقه کاترین به تیپ های شخصیتی با ورود ایزابل به کالج و ملاقات با مردی که قرار بود با او ازدواج کند، کلارنس "شف" مایرز، بیشتر شد. رفتار شف با بقیه اعضای خانواده اش متفاوت بود، کاترین به تلاش خود برای تعیین تفاوت کمیت شخصیت اشاره کرد و به مطالعه تیپ های شخصیتی خود پرداخت. این یک تلاش حیاتی برای کاترین بود، چرا که او معتقد بود که توانایی او برای قدردانی از شف مایرز برای ادامه نزدیکی با دخترش ضروری است. او به جای قضاوت یا رد دامادش، سعی کرد او را درک کند.

بریگز پروژه خواندن زندگینامه ها را آغاز کرد و متعاقباً گونه ای ساخت که در آن چهار خلق و خوی را ارائه داد: مراقبه (یا متفکر)، خودجوش، اجرایی و اجتماعی. جستجوی کاترین برای یافتن یک نظریه قطعی درباره تیپ شخصیتی سالها به طول انجامید و او را وادار به مطالعه آثار فیلسوفان، روانشناسان و دانشمندان کرد. او در مطالعات خود نظریه جامع و واحدی از این نوع پیدا نکرد و سرانجام شروع به تدوین نظریه خود کرد. با این حال در سال 1923، وی انواع تیپ روانشناختی یونگ را مطالعه کرد و سیستمی را که به دنبال آن بود پیدا کرد. متن آن، تیپ های شخصیت را به گونه ای توصیف می کرد که به نظر او قطعی و کامل بود و او تلاش های خود در ایجاد نظریه شخصیت برای مطالعه کارهای یونگ را کنار گذاشت.

کاترین شخصاً با دکتر یونگ تماس گرفت، چندین سال با او مکاتبه کرد و حتی در سفری به ایالات متحده با او ملاقات کرد. او یادداشت های دیگری در مورد کارهایش در این زمینه به او داد و وی در مورد کاربرد نظریه هایش با او مشورت کرد. در همان زمان، کاترین شروع به استفاده از نظریه های یونگ در نوشته های خود کرد. او رمانی درباره مفاهیم تیپ شخصیتی نوشت و مقاله ای برای مجله New Republic نوشت که به خوانندگان کتاب توضیح می داد که چگونه می توانند خود و افراد اطرافشان را طبقه بندی کنند.

برای انجام تست MBTI رایگان کلیک نمایید

زندگینامه ایزابل مایرز

در حالی که کاترین به تحصیلات خود ادامه می داد، ایزابل به عنوان یک همسر و مادر شده بود. او و شوهرش دو فرزند داشتند و ایزابل با اشتیاق به تربیت آنها می پرداخت. به دلیل علاقه به نویسندگی زمان باقیمانده خود را به نوشتن اختصاص می داد. مایرز در سال 1919 برای اولین بار از کالج Swarthmore فارغ التحصیل شد  و با استفاده از ایده های نوی شناختی در سال 1929 رمانی مرموز با عنوان "Murder Yet to Come" نوشت، که در آن سال در یک مسابقه نوول، به عنوان نویسنده رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه به موفقیت هایی دست یافت. با این حال، نه مایرز و نه بریگز به طور رسمی در رشته روانشناسی تحصیل نکرده بودند و هر دو در زمینه آزمایش های روان سنجی خودآموخته بودند.

از اوایل دهه 1940 با بزرگتر شدن فرزندان ایزابل، اوضاع تغییر کرد. او احساس می کرد که باید در امورات جنگی کمک کند، بریگز و مایرز شروع به ایجاد شاخص در طول جنگ جهانی دوم کردند با این اعتقاد که این شاخص در مورد ترجیحات شخصیتی به زنانی که برای اولین بار وارد نیروی کار صنعتی می شوند کمک می کند تا نوع مشاغل زمان جنگ را شناسایی کنند. برای آنها کتاب راهنمای نوع بریگز مایرز در سال 1944 منتشر شد. جستجوی او برای یافتن چیزی معنادار با خواندن مقاله ای از مجله که به توضیح مقیاس خلق و خوی هام وودورث، که نوعی آزمایش روانشناختی بود و برای قرار دادن افراد در کار مناسب با توجه به تیپ شخصیتشان بود، بیشتر شد، سپس مشتاقانه به مادرش نامه نوشت و ابراز تمایل نسبت به تطبیق تیپ شخصیت کارگران با جایگاه کاری شان کرد. ایزابل در یک بخش، موقعیت پرسنل را جستجو می کرد که قبلاً هام وودورث برای کارکنان خود استفاده می کرد. او نمره گذاری آنان را یاد گرفت و داده های تجربی درباره اثربخشی آن جمع آوری کرد، اما وقتی داده های او نشان داد که این ابزار شاخص مفیدی برای عملکرد شغلی نیست، نا امید شد. او این موضوع را با مادرش کاترین در میان گذاشت و گزینه دیگری را پیدا کرد: ارزیابی جدید براساس نظریه های تیپ شخصیتی که او سال ها مطالعه کرده بود.

ایزابل با بچه هایش در دانشگاه، پروژه ایجاد ابزار "طبقه بندی افراد" را آغاز کرد. مادرش با ارائه دانش عظیمی را که طی دهه های تحصیل در دانشگاه جمع آوری کرده بود به او کمک کرد و کار خود را برای ساخت یک پرسشنامه آغاز کرد و هدف او از این کار این بود که افراد را از نظر تیپ شخصیتی به طور مرتب، طبقه بندی کند. ایزابل صدها سوال را نوشت، آنها را آزمایش کرد و سپس با افرادی که می شناخت دوباره آزمایش کرد و با دقت اطلاعات را جمع آوری کرد. سرانجام، او 172 سوال را برگزید که به نظر او بیشترین تأثیر را در طبقه بندی افراد به انواع شخصیت داشتند؛ این سوال ها فرم A از شاخص Myers Briggs را تشکیل می دهد.

ایزابل در سال 1945 با یک مدیر قراردادی امضا کرد تا از شاخص خود برای کارکنان و مشتریان وی استفاده کند. او با کمک پدرش به این موفقیت ها دست یافت. از طریق تماس های خود در دانشگاه، ترتیبی داد که MBTI در کلاس های ورودی دانشکده پزشکی در دانشگاه جورج واشنگتن اداره شود. ایزابل از این کار به عنوان سکوی پرتابی برای امضای سایر دانشکده های پزشکی استفاده کرد و در سال های بعد توانست این شاخص را به چندین هزار دانشجوی پزشکی ارائه دهد. این شاخص در سال 1956 نام خود را به "شاخص نوع مایرز-بریگز" تغییر داد. تحت این سرپرستی، اولین کتابچه راهنمای MBTI در سال 1962 منتشر شد. انتشار MBTI در سال 1975 به مطبوعات مشاوران روانشناسی منتقل شد و مرکز کاربردهای روانشناختی به عنوان یک آزمایشگاه تحقیقاتی تاسیس شد.

وقتی ایزابل مشغول تهیه شاخص بود، کاترین زیاد درگیر آن نبود چرا که او از روش های آماری ایزابل که برای تأیید اعتبار ابزار استفاده می کرد، سر در نمی آورد و حتی پیشنهاد داد نام او از عنوان حذف شود اما ایزابل از این کار امتناع کرد، زیرا کارهای کاترین مبانی نظری این سازه را فراهم کرده بود، اما MBTI ساخته ایزابل بود. کاترین در هر کجا که می توانست کمک کند، کمک می کرد، مثلا در حالی که ایزابل به تحقیقات خود ادامه می داد، با تامین بودجه مورد نیاز، او را همراهی می کرد.

چگونگی نشر MBTI

مقدار گسترده ای از داده های ایزابل که از کار خود در دانشکده های پزشکی جمع آوری کرده بود، او را قادر به اصلاح بیشتر ابزارش کرد. همچنین این فرصت را به او داد تا ابزارش را معرفی و به رسمیت شناخته شود.

در سال 1956، رئیس یکی از دانشکده های پزشکی که با او کار می کرد با رئیس سیستم آموزشی (ناشر رتبه بندی روان سنجی)، ملاقات کرد و بیان کرد که شرکتشان به شاخص ایزابل علاقه مند شده است.. محققان ETS از ایزابل برای ارائه سازه اش دعوت کردند و تحت تأثیر کار وی قرار گرفتند. سرانجام در سال 1957، ETS قراردادی را برای انتشار MBTI با ایزابل امضا کرد. اگرچه قرارداد با ETS منابع بیشتری به ایزابل داد، اما باعث سرخوردگی ایزابل شد. او استخدام شد تا با تیمی از محققان آماری کار کند اما به دلیل استفاده از روش های غیر متعارف آماری ایزابل مورد تمسخر اعضا واقع می شد. گرچه ایزابل پیشرفت چشمگیری در جمع آوری اطلاعات خود در ETS داشت، اما این شرکت هرگز این ابزار را تبلیغ نکرد و ایزابل از نحوه کار با انان احساس نارضایتی زیادی پیدا کرد.

در سال 1975، ایزابل قرارداد جدیدی را با مشاوران روانشناسی مطبوعات (cpp) امضا کرد، که یک تجارت کوچک بسیار معتبر در کالیفرنیا بود. cpp شاخص MBTI را به بخشی اصلی از فهرست خود تبدیل کرد و به پرفروش ترین محصول آنان تبدیل شد.

 

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید