هانس آیزنک

هانس آیزنک یک روانشناس معروف انگلیسی است که به دلیل نظریه های مختلفش در حوزه شخصیت معروف شده است. مهم ترین نظریه او به شرح زیر می باشد:

نظریه شخصیت پنج عاملی

hans eyesenck

بیوگرافی


در این مقاله می خواهیم راجع به روانشناس معروف انگلیسی هانس آیزنک صحبت کنیم. او بحث های زیادی راجع به شخصیت و شناخت درمانی کرده است. در ادامه به زندگینامه کامل وی خواهم پرداخت. همچنین می توانید فهرست مطالب را از باکس زیر مشاهده نمایید.

هانس آیزنک کیست؟

هانس یورگن آیزنک، روانشناسی انگلیسی با اصالت آلمانی بود که حرفه خود را در بریتانیا گذراند. او بیشتر به خاطر کارش در زمینه هوش و شخصیت شهرت دارد، اگرچه در زمینه های دیگر روانشناسی نیز کار کرده است. در زمان مرگ، آیزنک بیشترین مراجعه کننده به روانشناس زنده در ادبیات علمی مورد ارزیابی همتایان بود. یک مطالعه در سال 2019 نشان داد که او در بین 55 محقق اطلاعاتی سومین محقق  بحث برانگیز است.
تحقیقات آیزنک ادعا کرد نشان می دهد که برخی از شخصیت های خاص در معرض خطر بالای سرطان و بیماری های قلبی هستند. تحقیقات انجام شده توسط کالج کینگ لندن نشان داد که مقالات آیزنک "با علم بالینی مدرن" مغایرت دارد.

در سال 2019، 26 مقاله وی (که همگی با رونالد گروسارت-ماتیک همکاری داشته اند) با تحقیق به سفارش کالج کینگ لندن "نا امن" تلقی شده اند. چهارده مقاله وی در سال 2020 پس گرفته شد و روزنامه ها 64 اظهارنظر نگران کننده درباره انتشارات وی صادر کردند. رود بوکانان، زندگینامه نویس آیزنک، استدلال کرد که 87 نشریه آیزنک باید پس گرفته شود. وی همچنین با استناد به یک تحقیق آمریکایی که به نظر می رسد ضریب هوشی کودکان سیاه پوست به طور متوسط ​​12 امتیاز کمتر از کودکان سفیدپوست است، معتقد بود که هوش ژنتیکی است.

زندگینامه کودکی و تحصیلی آیزنک

آیزنک در برلین متولد شد. مادر او ستاره فیلم هلگا مولاندر بود که در سیلسیا متولد شد و پدرش ادوارد آنتون آیزنک بازیگر و مجری کلوپ شبانه بود که پیش از این "زیباترین مرد ساحل بالتیک" انتخاب شده بود. مادرش لوتری و پدرش کاتولیک بود. آیزنک نزد مادربزرگ مادری خود از نژاد یهودی بزرگ شد. طبق قوانین نورنبرگ، وی تبعید شد و در اردوگاه کار اجباری درگذشت. اولین حرکت به انگلیس در دهه 1930 به دلیل مخالفت وی با نازی ها و آزار و اذیت آن دائمی بود. او در جایی گفته است: نفرت من از هیتلر و نازی ها و همه چیزهایی که آنها برای آن ایستادگی کردند چنان طاقت فرسا بود که هیچ بحثی نمی توانست با آن مقابله کند. وی دکترای خود را در سال 1940 از دانشگاه کالج لندن (UCL) در گروه روانشناسی به مدیریت پروفسور سر سیریل برت دریافت کرد، که در طول زندگی حرفه ای خود با او رابطه حرفه ای پر سر و صدایی داشت.

زندگینامه شغلی آیزنک

آیزنک از سال 1955 تا 1983 استاد روانشناسی در انستیتوی روانپزشکی در کالج کینگ لندن بود. آیزنک همچنین یک مدل ابعادی متمایز از ساختار شخصیت را بر اساس تحقیقات تجزیه و تحلیل عامل تجربی ایجاد کرد و سعی کرد این عوامل را در تنوع بیوژنتیکی جای دهد. در سال 1981 آیزنک به عضو بنیانگذار شورای فرهنگ جهانی درآمد. وی ویراستار بنیانگذار مجله بین المللی شخصیت و تفاوت های فردی بود و حدود 80 کتاب و بیش از 1600 مقاله مجله تالیف کرده است.  هانس آیزنک و همسر اول وی دارای یک پسر به نام مایکل آیزنک بودند که وی نیز استاد روانشناسی است. وی با همسر دوم خود، سیبیل آیزنک صاحب چهار فرزند شد: گری، کانی، کوین و دارین. هانس و سیبیل آیزنک سالهاست که به عنوان همکار و محقق به عنوان روانشناس در انستیتوی روانپزشکی در دانشگاه لندن همکاری می کنند. سیبیل آیزنک در مارس 2020 و هانس آیزنک در سال 1997 در بیمارستان لندن بر اثر تومور مغزی درگذشت  او فردی بی دین بود و نژاد یهودی خود را پنهان کرد.

آثار آیزنک و انتقادات به آنان

روانشناسی سیاست

در این کتاب، آیزنک پیشنهاد می کند که رفتار سیاسی را می توان از نظر دو بعد مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار داد: تمایز سنتی چپ و راست و میزان "حساسیت" یا "مقاومت" شخص. آیزنک گمان می کند که مورد دوم نتیجه درونگرایی یا برون گرایی فرد است.

همکاران به دلایلی از جمله موارد زیر، تحقیقات پشت این کتاب را مورد انتقاد قرار داده اند:
-آیزنک ادعا می کند یافته های وی می تواند در کل طبقه متوسط ​​انگلستان قرار گیرد، اما افراد نمونه وی بسیار جوان تر و دارای تحصیلات بالاتر از کل طبقه متوسط ​​انگلستان بودند.
-پیروان احزاب مختلف به روش های مختلف جذب می شدند: کمونیستها از طریق شاخه های حزب، فاشیستها به روشهای نامشخص و پیروان احزاب دیگر با دادن نسخه هایی از پرسشنامه به دانشجویان و آنها و آشنایان جذب می شدند.
-رتبه بندی ها با اعمال همان وزن در گروه های با اندازه های مختلف به دست آمد. پاسخ 250 هوادار حزب میانه رو طبقه متوسط ​​همان پاسخ 27 لیبرال طبقه کارگر داده شد.
-نمرات بدون توضیحی در جهتی که نظریه های آیزنک را پشتیبانی می کند گرد شدند.

ژنتیک و هوش

آیزنک طرفدار تأثیر شدید ژنتیک و نژاد بر تفاوت ضریب هوشی بود. آیزنک از سوال آرتور جنسن مبنی بر اینکه آیا تفاوت ضریب هوشی بین گروه های نژادی منحصراً محیطی است، حمایت کرد. بر خلاف این موضع، در جریان یک سخنرانی آیزنک در دانشکده اقتصاد لندن، یاو توسط یک معترض سیلی خورد. آیزنک همچنین تهدید به بمب و تهدید به کشتن فرزندان خردسال خود را دریافت کرده است.

آیزنک ادعا كرد كه رسانه ها این تصور گمراه كننده را در مردم ایجاد می كنند كه نظرات وی خارج از اجماع اصلی علمی است. آیزنک جنجال ضریب هوشی، رسانه ها و نظم عمومی را به عنوان شواهدی مبنی بر اینکه همه ادعاهای اصلی وی با اکثریت آرا حمایت شده است، عنوان کرد و ادامه داد که هیچ بحث واقعی در این مورد در میان محققان مربوطه وجود ندارد.

در رابطه با این جنجال، بارنت در سال 1988 از آیزنك به عنوان یك "محبوب ساز" یاد كرد و نوشته های آیزنك را در این باره با دو قسمت از كتاب های اوایل دهه 1970 به تصویر كشید: تمام شواهد تاکنون نقش عمده عوامل ژنتیکی را در ایجاد تنوع گسترده ای از تفاوت های فکری که در فرهنگ خود می بینیم و بسیاری از تفاوت های مشاهده شده بین گروه های نژادی خاص را نشان می دهد. کل روند رشد توانایی های فکری کودک عمدتا ژنتیکی است و حتی تغییرات شدید محیطی، قدرت کمی برای تغییر این رشد دارند. 

ژنتیک شخصیت

در سال 1951 اولین مطالعه تجربی آیزنک در مورد ژنتیک شخصیت منتشر شد. این یک نظرسنجی بود که با دانش آموز و همکارش دونالد پرل از سال 1948 تا 1951 انجام شد و دوقلوهای یکسان و ناهمسان از 11 و 12 سال را از نظر روان رنجوری آزمایش کرد. در مقاله ای که در مجله علوم ذهنی منتشر شده است، به طور مفصل شرح داده شده است. آیزنک و پرل نتیجه گیری کردند: "عامل روان رنجوری یک مصنوعات آماری نیست، بلکه نمایانگر یک واحد بیولوژیکی است که به طور کلی به ارث می رسد. گرایش روان رنجوری تا حد زیادی ارثی است.

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید