تکرار داستان خلقت مرغ و تخم مرغ در دو مفهوم زبان و فرهنگ مدت مطالعه: 7 دقیقه
سروناز چنگیزی 05 تیر 1399 مدت مطالعه: 7 دقیقه

تکرار داستان خلقت مرغ و تخم مرغ در دو مفهوم زبان و فرهنگ

قطعا داستان مرغ و تخم مرغ را بارها شنیده اید. دو روایت وجود دارد و برای رد یا تایید هر روایت نیز شواهد بسیاری موجود است. دو سوژه ی دیگری که داستان پیدایششان بسیار شبیه به این قضیه می باشد، فرهنگ و زبان هستند. سال هاست که متخصصان بسیاری بر سر این موضوع در حال بحث هستند و هر کدام عقاید مخصوص به خودشان را دارند که غلط هم نیست. زبان شناسان معتقدند که در ابتدا، زبان شکل گرفته و بعد از آن، فرهنگ. جامعه شناسان اما اذعان می دارند که این فرهنگ بوده که زبان را شکل داده. گفتگوهای زیادی در این باره صورت گرفته و نظریات بسیاری نیز مطرح شده؛ اما تا کنون، نظریه ای نبوده که همگان بر سر آن توافق داشته باشند.

اخیرا، پس از مطالعات فراوانی که صورت گرفت، محققان به این نتیجه رسیده اند که نمی توان دقیقا گفت که در ابتدا، فرهنگ شکل گرفته یا زبان و حتی نمی توان تاریخ مشخصی برای به وجود آمدن آن ها در نظر گرفت. چیزی که تا حد زیادی به اثبات رسیده و بیشتر افراد موافق آن بوده اند، این است که زبان و فرهنگ، هر دو باعث به وجود آمدن هم می شوند و بر هم تاثیر گذارند. زبان، فرهنگ را به وجود می آورد و فرهنگ، زبان را. شاید کمی عجیب و گیج کننده به نظر برسد اما دقیقا رابطه شان به همین صورت است. این دو مقوله، مدام بر هم تاثیر می گذارند و از هم تاثیر می پذیرند و در طی زمان، همدیگر را کامل می دهند. با این وجود، همچنان سخت است که بیان کنیم کدام یک از آنها، اول بر دیگری تاثیر می گذارد. محققان می گویند که این دو، به طور هم زمان بر هم تاثیر می گذارند و از هم تاثیر می پذیرند و باز هم نمی توان تقدم و تاخر خاصی را در این خصوص، مشخص کرد. می دانیم که این موضوع، ممکن است شما را گیج کرده باشد، پس بگذارید در این خصوص یک مثال بزنیم :

زبان و فرهنگ

قطعا بسیاری از شما، جمله ی «فازت چیه ؟» را شنیده اید، جمله ای که این روزها، میان قشر جوان و نوجوان جامعه، بسیار رایج است و طی سال های اخیر وارد زبان ما شده. این جمله (در فرهنگ ما)، هنگامی استفاده می شود که کسی تکلیفش با خودش مشخص نیست و با این جمله، به نوعی از او می خواهیم که موضع اش را مشخص کند و بیان کند که چه قصد و نیتی دارد. شاید این جمله، برای بسیاری از ما، در ابتدا بسیار بیگانه و نا آشنا بود؛ اما به تدریج، جایش را در ادبیات ما باز کرد و جزوی از فرهنگ مان شد (تاثیر زبان بر فرهنگ). در عین حال، فرهنگ نیز بر این جمله تاثیر داشته است. اگر شما این جمله را به یک فرد ایرانی بگویید، به احتمال بسیار زیاد متوجه منظور و هدف شما خواهد شد؛ اما اگر این جمله را به یک فرد آلمانی، اسپانیایی، ایتالیایی و ... بگویید (به زبان خودشان)، آیا باز هم همین برداشتی را دارند که ما داریم ؟ مسلما خیر ! چون این جمله، برای هر فرهنگ و کشوری معنای خودش را دارد و حتی ممکن است برای برخی، هیچ معنایی نداشته باشد ! 

بگذارید مثال دیگری بزنیم. افراد انگلیسی زبان، برای آنکه برای یکدیگر آرزوی خوش شانسی و موفقیت کنند، از عبارت «Break a leg» استفاده می کنند که در فارسی، به معنای «یک پا رو بشکن» است !!! و همانطور که می دانید، این عبارات در زبان ما، اصلا به معنای آرزوی موفقیت برای کسی نیست ! حال به احتمال بسیار زیاد، متوجه اثری شده اید که فرهنگ بر زبان می گذارد.

به دلیل همین رابطه ی تنگاتنگ زبان و فرهنگ، بهتر است اگر قصد یادگیری زبان جدیدی را دارید، فرهنگ آن کشور را نیز یاد بگیرید؛ چرا که این دو بدون هم، معنی و مفهوم ندارند و ناقص اند. به همین دلیل است که همیشه برای یادگیری زبان های خارجی، توصیه می شود که کتاب هایی به آن زبان بخوانید؛ درباره با ادبیات و تاریخ کشور مقصد، مطالعه کنید؛ فیلم هایی به آن زبان تماشا کنید و با افرادی که زبان مد نظر شما، زبان مادری شان است، گفتگو کنید. این کارها به شما کمک می کنند تا زبان را فرای معنی لغات بفهمید و مفاهیمش را عمیقا متوجه شوید و درک کنید؛ چرا که در این صورت، هم بهتر و آسان تر یاد می گیرید و هم می دانید که از هر لغت و عبارتی کجا باید استفاده کنید.

زبان

علاوه بر تمام مطالبی که تا کنون بیان کردیم، باید به این نکته هم اشاره کنیم که همیشه اینگونه نیست که معنای همه ی جملات و لغات، در فرهنگ های گوناگون، متفاوت باشد؛ بلکه مفاهیمی هم وجود دارند که در بین دو یا چند کشور، مشترک هستند. این کشورها، معمولا یا ریشه ی زبان شان یکی است و نزدیک به هم است یا فرهنگ شان بسیار شبیه به هم می باشد؛ همانند کشور ما و کشور ترکیه (فرهنگ های نسبتا شبیه). حتی برخی کلمات فارسی، دقیقا به همین معنایی که در زبان ما وجود دارند، در زبان آلمانی نیز یافت می شوند؛ همانند کلمه ی «دختر» که حتی علاوه بر معنی، نحوه ی تلفظ اش به آلمانی نیز بسیار شبیه به گونه ای است که ما این کلمه را ادا می کنیم (ریشه ی زبانی یکسان) ! همین استثنائات هستند که زبان و فرهنگ را به مقوله هایی نسبتا ناشناخته و در عین حال، جذاب و شیرین تبدیل می کنند.

در سال های اخیر و با پیشرفت تکنولوژی، روش هایی ابداع شده اند که بتوانند مفاهیم مشترک بین زبان های گوناگون را به صورتی درآورند که حتی اگر زبان آن کشور را بلد نبودید، متوجه معنی مورد نظر بشوید. یکی از معروف ترین، رایج ترین و پر استفاده ترین این روش ها، «ایموجی ها» یا همان «شکلک ها» هستند و این امکان را به شما می دهند تا با یک نگاه، متوجه منظور و زبان طرف مقابل شوید. در حال حاضر، انواع گوناگونی از ایموجی ها وجود دارند؛ به شدت پر طرفدار هستند و در تمامی فرهنگ ها نیز به خوبی، نفوذ کرده اند. گفته می شود که این شکلک ها، ممکن است سطح ارتباطات را به طور کلی دگرگون کرده و ما را به وضعیتی مشابه انسان های نخستین برگردانند؛ چرا که آنان نیز به دلیل نبود زبان مشترک، مفاهیم مورد نظرشان را از طریق نقاشی، انتقال می دادند !

 

لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید