معنی اطاعت

obediece (əˈbēdēəns)

اطاعت در رفتار انسان، نوعی "نفوذ اجتماعی است که در آن فرد تسلیم دستورات یا دستورات صریح یک شخص مقتدر می شود".

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

انجام رفتار در مقابل یک دستور مستقیم که اغلب آن را شخصی صادر می کند که در موقعیت اقتدار است. به عنوان مثال می توان به کودکی اشاره کرد که وقتی والدین دستور به او بدهد، اتاق خود را تمیز می کند. اما در مطالعه رفتاری آمده است که اطاعت می تواند بسیار مخرب و از لحاظ اخلاقی سوال برانگیز باشد.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

انجام کاری که به شما گفته می شود را انجام دهید یا تمایل به اطاعت کردن داشته باشد.

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

هنگامی که مردم یا حیوانات آنچه را که به آنها گفته شده است، انجام دهند. به این عمل اطاعت گفته می شود.

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

اطاعت در رفتار انسان، نوعی "نفوذ اجتماعی است که در آن فرد تسلیم دستورات یا دستورات صریح یک شخص مقتدر می شود". اطاعت به طور کلی از انطباق رفتاری متاثر از همسالان است. بسته به زمینه، اطاعت را می توان اخلاقی، غیراخلاقی یا غیراخلاقی دانست.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

رفتار کردن به گونه ای که سازگار با اصول یا دستورات باشد. این مفهوم در روانشناسی با این مفهوم ضمنی که شخص لازم نیست به آنچه عمل می کند، معتقد باشد بلکه حالت اجبار برای اطاعت احساس می کند.

واژه های مترادف در فارسی

بندگی، پیروی، تابعیت، طاعت، فرمانبرداری، فرمانبری، متابعت، مطاوعت

واژه های مترادف لاتین

abidance, compliance, dependence, discipline, meekness, obedience, pliancy, subjection, submission, submissiveness, subordination

واژه های متضاد در فارسی

رفتار بد، نافرمانی، عدم اطاعت، عدم پیروی، عدم مطاوعت، مبارزه، مخالفت

 

واژه های متضاد لاتین

Disagreement, disregard, fight, bad behavior, disobedience, misbehavior, mutiny

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات