تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان تست MBTI - شخصیت شناسی - رایگان

معنی بلوغ

Maturity (məˈCHo͝orədē)

وضعیتی که فرد از نظر ذهنی و احساسی کاملاً رشد یافته و در نتیجه مسئولیت پذیر است.

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

-وضعیت رشد یا توسعه کامل، مانند بزرگسالی

-رشد (بیولوژیکی، اجتماعی، شناختی) فرد

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

-کیفیت تفکر و رفتار به روشی معقول و بزرگسال

-وضعیت رشد کامل

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

-کیفیت رفتار ذهنی و عاطفی مانند یک بزرگسال
-حالت کامل رشد جسمی

-وضعیتی که از نظر ذهنی و احساسی کاملاً رشد یافته و در نتیجه مسئولیت پذیر است.

فرهنگ دهخدا

بلوغ. [ ب ُ] (ع اِ) رسیدگی. (منتهی الارب). || رسیدگی به سن رشد. (فرهنگ فارسی معین). هنگام رسیدگی و بالغشدگی پسر یا دختر، و هنگام بلوغ دختر را شله گاه گویند که سال نهم عمر وی باشد و در پسر سال چهاردهم است. (ناظم الاطباء) : و پس از بلوغ ، غم مال و فرزند... در میان آید. (کلیله و دمنه ).

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

در روانشناسی، بلوغ توانایی پاسخگویی به محیط از طریق آگاهی از زمان و مکان مناسب و با توجه به شرایط و فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کند، می داند چه زمانی باید عمل کند. در مفهوم زندگی، بلوغ بر درک صحیح از هدف، جهت و قصد زندگی تأکید دارد که به احساس معنی دار بودن زندگی کمک می کند.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

این اصطلاح از ریشه لاتین و به معنی رسیدگی یا پختگی است. بطور کلی به معنی کمال رشد یا انتهای فرآیند بالیدگی است. این اصطلاح بصورت مرکب مثل بالیدگی جنسی، بالیدگی هوشی، و بالیدگی هیجانی کاربرد وسیعی دارد و باید توجه کرد که برخی از این اصطلاحات قابل تعریف دقیق نیستند. چیزی که در یک اجتماع بالیدگی هیجانی تلقی می شود ممکن است در اجتماع دیگر حالت هیجانی کودکانه محسوب شود.

واژه های مترادف در فارسی

بزرگسالی، رشد، رسش

واژه های مترادف لاتین

adulthood, adultness, adolescence

واژه های متضاد در فارسی

عدم بلوغ، عدم رشد

واژه های متضاد لاتین

immaturity

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات