تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید

تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید

تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید تست هوش IQ ریون را هم اکنون انجام دهید

معنی ناسازگاری

maladjustment (ˌmæləˈdʒʌstmənt)

ناتوانی در برقراری روابط موثر، عملکرد موفقیت آمیز در مناطق مختلف یا کنار آمدن با مشکلات و استرس.

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

-ناتوانی در برقراری روابط موثر، عملکرد موفقیت آمیز در مناطق مختلف یا کنار آمدن با مشکلات و استرس.
-هرگونه اختلال عاطفی نسبتاً جزئی.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

مشکلات روحی و عاطفی که منجر به یک رفتار غیرقابل قبول می شود.

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

آماده نبودن برای خواسته های زندگی، که اغلب منجر به مشکلات رفتاری می شود.

فرهنگ دهخدا

ناسازگاری. (حامص مرکب) ناسازواری. بدسلوکی. بدرفتاری. سازگاری نکردن. نساختن. سازگاری نداشتن

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

اساسا رابطه ای است که ارگانیسم با محیط خود برقرار می سازد. مفهوم ضمنی در اینجا این است که وقتی رابطه انطباقی است حالت سازگاری وجود دارد، وقتی انطباقی نیست، حالت ناسازگاری درکار است. بطور کلی، این اصطلاح در ارتباط با معیارها و ارزش های اجتماعی و فرهنگی به کار می رود.

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

-ناسازگاری ذاتی، اختلاف بین نیازها، انگیزه ها و ارزیابی های یک فرد، با پاداش واقعی حاصل از تجربیات است.

-از طرف دیگر، ناسازگاری بیرونی، هنگامی گفته می شود که رفتار فردی انتظار فرهنگی یا اجتماعی جامعه را برآورده نکند.

واژه های مترادف در فارسی

اختلاف، تباین، نفاق، مغایرت، منافات، عدم تفاهم، ناهمگونی

واژه های مترادف لاتین

clash, conflict, discord, dissonance, friction, incompatibility, incongruity, maladjustment, misunderstanding, temper, variance

واژه های متضاد در فارسی

سازگاری، سازش

واژه های متضاد لاتین

adjustment

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات