معنی درونی ساختن
internalization (ɪnˌtɜːrnələˈzeɪʃn)
پذیرش و برداشت باورها، ارزش، نگرش ها، آداب، معیارها و غیره برای خود.
انجمن روانشناسی آمریکا(APA)
-فرآیند ذهنی ناخودآگاه که به وسیله آن ویژگی ها، باورها، احساسات یا نگرش های افراد یا گروه های دیگر در خود یکسان شده و به عنوان مال خود پذیرفته می شود.
-در نظریه روانکاوی، فرآیند ادغام یک رابطه ابژه در روان، که رابطه خارجی را به عنوان یک پدیده درون روانی بازتولید می کند. برای مثال، از طریق درونی سازی است که رابطه بین پدر و فرزند در رابطه سوپرایگو-من یا در نظریه رابطه خود-دیگری بازتولید می شود. درونی سازی اغلب به اشتباه به عنوان مترادف برای introjection استفاده می شود.
فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)
ادغام یک احساس، نگرش یا باور در طرز فکر و رفتار خود
فرهنگ لغت کمبریج(CALD)
عملی که اجازه نمی دهید عواطف یا احساسات خود را نشان دهند، اگرچه شما به آنها فکر می کنید.
فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)
پذیرش و برداشت باورها، ارزش، نگرش ها، آداب، معیارها و غیره برای خود. در نظریه روانکاوی سنتی چنین فرض می شود که فراخود از طریق فرآیند درونی سازی معیارها و ارزش های والدین رشد می کند.
ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)
درونی سازی (یا درونی سازی) فرآیند ساختن چیزی درونی است که معانی خاص تری در حوزه های مختلف دارد. برعکس بیرونی سازی است. در روانشناسی، درونی سازی نتیجه تأمل آگاهانه در مورد یک موضوع خاص است. موضوع درونی شده و تعمق موضوع درونی است. درونیسازی آرمانها میتواند پس از تغییر دین یا به طور کلی در فرآیند تبدیل اخلاقی صورت گیرد. درونی سازی به طور مستقیم با یادگیری در یک سازمان (یا شرکت) و یادآوری آموخته ها مرتبط است.