معنی تفرد
individuation (in-duh-vij-oo-ey-shuhn)
فرآیند تکوین و تخصص یابی ماهیت فردی، مخصوصا رشد فرد روانشناختی به عنوان موجود تمایز یافته از کل
انجمن روانشناسی آمریکا(APA)
-به طور کلی، فرآیندهای فیزیولوژیکی، روانشناختی و فرهنگی- اجتماعی که فرد به وسیله آن به جایگاه فردی دست می یابد و در جهان به همین ترتیب عمل می کند.
-در نظریه روانکاوی کارل یونگ، رشد تدریجی یک شخصیت یکپارچه و مقادیر بیشتری از ناخودآگاه، اعم از شخصی و جمعی را شامل می شود و تعارضات موجود را حل می کند، به عنوان مثال حل اختلاف بین گرایش های درونگرا و برون گرا.
فرهنگ دهخدا
تفرد. [ت َ ف َرْ رُ] (ع مص ) یگانه شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). یگانه شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)
اصل تفکیک یا اصول گرایی شخصی که توضیح می دهد چگونه یک چیز از چیزهای دیگر متمایز است. این مفهوم در زمینه های بی شماری ظاهر می شود و در آثار لیبنیز، کارل گوستاو یونگ، گونتر اندرس، گیلبرت سیموندون، برنارد استیگلر، فردریش نیچه، آرتور شوپنهاور، دیوید بوم، هانری برگسون، ژیل دلوز و مانوئل د لاندا وجود دارد.
فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)
فرآیند تکوین و تخصص یابی ماهیت فردی، مخصوصا رشد فرد روانشناختی به عنوان موجود تمایز یافته از کل، از روانشناسی جمعی. بنابر این، تفرد یک فرآیند افتراق است و هدف آن رشد شخصیت فردی است.