هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل
هدر تبلیغاتی شخصیت شناسی آنلاین با تست MBTI و تفسیر کامل

نهاد

id (ɪd)

در نظریه روانکاوی، مولفه شخصیتی که شامل محرک های غریزی و بیولوژیکی است که انرژی اساسی یا میل جنسی را به روان می رسانند.

انجمن روانشناسی آمریکا(APA)

در نظریه روانکاوی، مولفه شخصیتی که شامل محرک های غریزی و بیولوژیکی است که انرژی اساسی یا میل جنسی را به روان می رسانند. زیگموند فروید آن را به عنوان ابتدایی ترین مولفه شخصیت که در عمیق ترین سطح ناخودآگاه که پیرو اصل لذت است، تشبیه کرده است.

فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)

قسمتی از ذهن ناخودآگاه که نشان دهنده بسیاری از نیازها، احساسات و خواسته های اساسی فرد است.

فرهنگ لغت کمبریج(CALD)

در روانکاوی، عمیق ترین قسمت ذهن ناخودآگاه است که نشان دهنده اساسی ترین نیازها و احساسات طبیعی انسان مانند گرسنگی، عصبانیت و لذت است.

فرهنگ دهخدا

نهاد. [ ن ِ / ن َ ] (مص مرخم، اِمص ) مصدر مرخم و اسم مصدر و ریشه ٔ فعل نهادن است. گذاشت. گذاشتن. مقابل برداشتن. وچون بر سفره نشینند خاموش نباشند و ابتدا به نام خدا کنند و چیزی نکنند از نهاد و برداشت که اصحاب را از آن کراهتی باشد. (کشف المحجوب ). || ادا. پرداخت. (فرهنگ فارسی معین ). زنهار ای پسر که در نهاد زکوة و حج دل شک نداری. (قابوسنامه ) (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) سرشت. خلقت. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ).خلقت. (غیاث اللغات ). طینت. (برهان قاطع). آفرینش. (فرهنگ فارسی معین ). طویت. جبلت. گوهر. فطرت. خلقت. خمیره. ذات. خوی. طبع. طبیعت. (یادداشت مؤلف ). مزاج. (ناظم الاطباء). بنیه. ترکیب.

ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)

جزو مولفه های شخصیت است که از بدو تولد وجود دارد و منبع نیازها و خواسته های جسمی، انگیزه ها و تمایلات عاطفی، به ویژه پرخاشگری و میل جنسی است و مطابق اصل لذت عمل می کند.

فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)

فروید روان را به یه سیستم پویایی: نهاد، خود و فراخود تقسیم نمود. فروید نهاد را یم منبع انرژی کاملا بی سازمان ابتدایی فرض می کرد که از غرایز مشتق شده و تحت سلطه فرآیند اولیه است. به عقیده فروید کودک در زمان تولد فقط دارای نهاد است که با سائق های غریزی مدام در تلاش برای اقناع شدن است. نوزاد توانایی به تاخیر انداختن، کنترل یا تعدیل این سائق ها را ندارد. در مدارا با زندگی برونی، نوزاد کاملا به ایگو افراد دیگر در محیط خود متکی است.

واژه های مترادف در فارسی

باطن، درون، ذات، ضمیر، سرشت، طبع

واژه های مترادف لاتین

Inner, essence, conscience, nature

جدیدترین مقالات

لیست تمامی مقالات