معنی هم جوشی
fusion (ˈfjuː.ʒən)
در روانکاوی، این اصطلاح به معنی اتحاد غرایز است، بطور طبیعی در ماه های اول زندگی دو غریزه ابتدایی، مرگ و زندگی، از هم جدا شده و بطور مستقل عمل می کنند.
انجمن روانشناسی آمریکا(APA)
ترکیب شدن در یک کل واحد از دو یا چند جزء یا عنصر. این معنای کلی در زمینه های مختلف روانشناختی مختلف به کار می رود. برای مثال، در ادراک، ممکن است به ترکیبی از صداهای دریافت شده توسط دو گوش (همجوشی دو گوش) یا تصاویری که بر روی دو شبکیه می افتند (همجوشی دو چشمی) باشد، در حالی که در نظریه روانکاوی، نشان دهنده آمیختگی غریزی، ادغام غرایز مختلف است.، همانطور که در اتحاد انگیزه های جنسی و پرخاشگرانه در سادیسم. این اصطلاح همچنین گاهی به حالتی اطلاق می شود که در آن به نظر می رسد تمایز عادی بین خود و محیط از بین می رود، به طوری که فرد احساس یگانگی با افراد دیگر یا طبیعت را تجربه می کند.
فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)
در روانکاوی، این اصطلاح به معنی اتحاد غرایز است، بطور طبیعی در ماه های اول زندگی دو غریزه ابتدایی، مرگ و زندگی، از هم جدا شده و بطور مستقل عمل می کنند. بعدا کم و بیش باهم می آمیزند.
فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)
فرآیند یا نتیجه پیوستن دو یا چند چیز به یکدیگر برای تشکیل یکی.
فرهنگ لغت کمبریج(CALD)
موقعیتی که دو یا چند چیز با هم می آیند یا با هم ترکیب می شوند.