معنی هم توانی
equipotentiality (ˌē-kwə-pə-ˈten(t)-ility)
در نظریه یادگیری، این اصل که هر جفت محرک را می توان به آسانی بدون در نظر گرفتن نوع یا منشاء آنها به هم متصل کرد. همچنین قانون تساوی نامیده می شود.
انجمن روانشناسی آمریکا(APA)
-فرضیه کارل اس. لشلی مبنی بر اینکه مناطق وسیعی از قشر مخ دارای پتانسیل مشابهی برای انجام برخی از عملکردها هستند، از جمله یادگیری و سایر فرایندهای پیچیده (به عنوان مثال، ناوبری پیچ و خم) است. با این حال، انعطاف پذیری مغز (تغییر عملکرد تطبیقی) اغلب پس از آسیب موضعی قشر مشاهده می شود.
-در نظریه یادگیری، این اصل که هر جفت محرک را می توان به آسانی بدون در نظر گرفتن نوع یا منشاء آنها به هم متصل کرد. همچنین قانون تساوی نامیده می شود.
فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)
-در رویان شناسی، اصل کلی مبنی بر اینکه هر بخشی از نسج رویانی می تواند هر قسمتی از رگانیسم کامل را بوجود آورد.
-در نوروفیزیولوژی، این فرض که تمام نورون علاوه بر اعمال اختصاصی خود از توان برابر برای شرکت در یک رویداد حسی برخوردار است.
-این مفهوم، که تا حدودی معین قسمتی از قشر مغر مغز می تواند اعمال سایر قسمت های آن را انجام دهد.
ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)
برابری توانمندی به یک نظریه روانشناسی در روانشناسی عصبی و رفتارگرایی اشاره دارد. کارل اسپنسر لشلی تعادل پذیری را اینگونه تعریف می کند: "توانایی ظاهری یک قسمت دست نخورده از مغز.