تست اضطراب مرگ (FOD)




نمره کل اضطراب مرگ شما

شما در این آزمون نمره 33.6 درصد را کسب کرده اید که نشان می دهد توانایی خوبی در جهت کنترل افکار نگران کننده درباره مرگ دارید. این ویژگی سبب افزایش نگاه مثبتتان به زندگی شده و مسیر خودشکوفایی شما را هموارتر می کند.

شما با اینکه می دانید مرگ فرصت دستیابی به آرزوها و اهدافتان را خواهد گرفت و به واسطه آن مجبور هستید از ریتم معمول زندگی تان جدا شوید، ولی به نظر می رسد به خوبی با این موارد کنار آمده و آن را به عنوان جزئی از روند زندگی پذیرفته اید.

شما اغلب سعی تان بر این است که نگذارید افکار مربوط به مرگ باعث کاهش عملکردتان شده و تاثیر منفی بر شما بگذارد. در عوض تلاش می کنید که این گونه افکار را از ذهنتان دور کرده و با استفاده از امکان و شرایطی که زندگی در حال حاضر در اختیارتان قرار داده، استفاده کرده و به اهداف خود دست یابید.

گرچه گاهی پیش می آید که با فکر کردن به مرگ، تصور می کنید فرصت هایی را از دست داده اید یا می توانستید بهتر عمل کنید، اما هنگامی که محدودیت هایی که با آن مواجه بوده اید را در نظر می گیرد، نگاه مثبت تری به خودتان و دستاوردهایتان پیدا می کنید.

شما با وجود اینکه دغدغه هایی بابت دوران کهنسالی و از کار افتادگی دارید ولی به نظر می رسد که تا حد زیادی آن را به عنوان یکی از مراحل زندگی پذیرفته اید. در نتیجه، فکر کردن به پیری و افزایش سن و یا مشاهده نشانه هایی از آن، مانند سفید شدن موها یا کاهش انرژی بدنی، به ندرت باعث آشفته شدن شما و مشغول شدن افکارتان می شود. در واقع می توان گفت که سعی تان بر این است به جای مضطرب شدن، آن را پذیرفته و اقداماتی در جهت بهتر سپری کردن این دوران انجام دهید.

اگرچه ممکن است گاهی نگران این موضوع شوید که کاهش توانایی ذهنی و قدرت جسمانی در دوران کهنسالی، باعث ازکارافتادگی شما بشود و یا مجبور باشید این دوران را به تنهایی سپری کنید. با این وجود سعی می کنید نسبت به این گونه مسائل خوش بین بوده و فکر مشکلات این دوران را به زمان خودش موکول کنید.

به طور کلی مرگ جزء آن دسته موضوعاتی است که ابهام و عدم آگاهی زیادی درباره آن وجود دارد. با این حال این امر باعث ترس و تنش بسیار کمی در شما می شود. عدم آگاهی درباره نحوه مرگ، اتفاقات قبل و بعد از آن و یا حسی که در حین مردن تجربه خواهد شد، مواردی است که اغلب افراد را دچار ترس و ناامنی می کند، ولی به نظر می رسد که شما نگاه مثبتی به این موارد دارید و احتمالاً بر این باورید که فرایند مردن و حس های تجربه شده در آن لحظه، مثبت و رضایت بخش خواهد بود.

همچنین به نظر می رسد که در مواجهه با این گونه افکار قادرید که کنترل ذهنتان را در دست گرفته و به خودتان یادآوری کنید که این فرایند را همه انسان ها تجربه کرده اند و در آینده نیز تجربه خواهند کرد، بدون اینکه کنترلی بر روی آن داشته باشند. در نتیجه غرق کردن خود در این احساس ناامنی و اضطراب را کار اشتباهی می دانید. به همین خاطر اغلب مواقع ذهن خود را از این گونه افکار دور کرده و توجه خود را روی جنبه هایی از زندگی که تحت کنترلتان هستند، مانند استفاده از زمان حال، متمرکز می کنید.

شما به سبب احتمالی که به وجود عذاب دنیای پس از مرگ  می دهید، تصور می کنید به خاطر اشتباهاتی مرتکب شده اید، مستحق مجازات هستید و این تصور، استرس شما درباره ی مرگ را به حد زیادی افزایش می دهد. 

به نظر می رسد شما سعی می کنید نگرانی هایی که درباره با تغییرات فیزیکی جسمتان پس از مرگ دارید را نادیده بگیرید. این  کار شما بسیار آسیب زا می باشد زیرا سبب می شود تا به جای حل آن ها، انکارشان کرده و در آینده با مشکلات جدی تری مواجه شوید. 

احتمالاً شما سعی می کنید اضطراب خود در رابطه با تاثیری که مرگ تان روی اطرافیان دارد و نگرانی تان بابت با فکر به این حقیقت که روزی شما در این دنیا نیستید و آن ها به خاطر این اتفاق سوگواری می کنند، نادیده بگیرید. اما لازم است از قبول این اتفاق فرار نکرده و با آن مواجه شوید.

 به نظر می رسد گرچه به خانواده ی خود علاقمند بوده و برایتان مهم هستند اما شما سعی می کنید تا حد زیادی اضطرابی که درباره ی  مرگ آن ها احساس می کنید را کنترل کرده و قدردان لحظاتی که در کنارشان هستید، باشید.

شما به خوبی نسبت به این موضوع که مرگ خود و آن ها اجتناب ناپذیر است، آگاه می باشید اما سعی می کنید تا زمانی که آن ها در کنارتان  هستند به آن ها توجه کرده و خوش حالی خود از حضور آن ها در زندگی تان را ابراز کنید. 

احتمالاً هنگامی که مشاهده می کنید افراد سالمندی که به آن ها علاقه دارید، مانند پدر بزرگ و مادر بزرگتان، مانند چند سال قبل از سلامتی کافی برخوردار نیستند، مضطرب و غمگین می شوید.

در صحبت هایی که با خانواده و دوستان خود دارید، هیچ گاه تمایلی به صحبت از مرگ به خصوص مرگ آن ها ندارید؛ و هنگامی که درباره ی چنین موضوعاتی صحبت می کنند، سعی می کنید به سرعت بحث را عوض کنید.

به نظر می رسد اغلب اوقات هنگامی که اطرافیان خود را در حال درد کشیدن و  بیماری مشاهده می کنید، از جهت اینکه خود آن درد و رنج را تجربه نمی کنید، عذاب وجدان نسبتاً زیادی را احساس می کنید. حتی ممکن است خیلی وقت ها برای روز هایی که آن ها از قوای جسمانی مناسبی برخوردار بوده اند، تاسف خورده و احساس کنید که کاش به شیوه ی بهتری آن دوران را با کنار آن ها سپری می کردید.




راهکارها و پیشنهادات

 

  • نامه ای به مرگ بنویسید و سعی کنید با تمام جزئیات توضیح دهید که به چه دلایلی از مردن می ترسید. آگاهی از دلیل این ترس کمک بسیاری به شما می کند.
  • از فکر کردن به مرگ فرار نکنید؛ مرگ آگاهی و پذیرش این اتفاق سبب می شود که هر لحظه هوشیار تر باشید؛ زنده بودن را ارج گذاشته و قدردان این اتفاق باشید.
  • ریشه های اصلی ترس از مرگ خود را یافته  به آن توجه کنید.
  • سعی کنید معنایی برای زندگی خود و لحظاتی که سپری می کنید بیابید؛ این کار سبب می شود تا زیستن شما عمق بیشتری داشته باشد و زمانی که کیفیت زندگی زیسته ی شما افزایش می یابد، اضطراب مرگ مدیریت می شود.
  • به رابطه های از دست داده خود فکر کنید. اگر احساس می کنید فردی برایتان مهم است اما به عمد تلاشی برای بهبود رابطه تان نکرده  و منتظر اقدام او هستید، همین حالا فکر کردن را رها کرده و با او از  احساساتتان صحبت کنید.
  • لیستی از اهداف خود تهیه کنید و پس از اولویت بندی آن ها سعی کنید برای رسیدن به آن ها تلاش کنید.
  • روابط صمیمانه و با دوام ایجاد کنید. این اتفاق سبب می شود شما از "من" بودن به "ما" بودن برسید و اضطراب شما از مرگ را تا حدی بسیاری کاهش می دهد.
  • سعی کنید از زمان حال استفاده ی بیشتری ببرید. عدم استفاده از موقعیت ها و شرایطی که در این زمان در اختیارتان است، سبب می شود تا اضطراب مرگ افزایش یابد.
  • اپیکور با طرح دلیلی به نام استدلال تقارن بیان می کند که ترس از مرگ بی فایده است؛ چرا که ما با مرگ به شرایطی برمی گردیم که پیش از مرگ آن را تجربه می کردیم و این اتفاق ترسناک نیست.