هدر تبلیغاتی برخی از مشکلات نگارشی و ساختاری مجله به دلیل بروز رسانی می باشد. از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
هدر تبلیغاتی برخی از مشکلات نگارشی و ساختاری مجله به دلیل بروز رسانی می باشد. از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
مقاله مروری
طرحواره چیست و چگونه ما را هدایت می کند؟ مدت مطالعه: 12 دقیقه
مهدی کلهر 22 مرداد 1398 مدت مطالعه: 12 دقیقه

طرحواره چیست و چگونه ما را هدایت می کند؟

در این مقاله سعی می کنیم تا در رابطه با یکی از مفاهیم عمیق و کاربردی  روانشناسی یعنی طرحواره صحبت کنیم.  به طور کلی می توان طرحواره را به عنوان یک الگوی ثابت در نظر گرفت که از طریق آن می توانیم دنیا را نظاره کنیم. این شاید ساده ترین تعریف برای طرحواره باشد. با ما در این مقاله همراه باشید تا به طورکلی این مفهوم را برای شما توضیح دهیم. در زیر فهرست مطالبی که ارائه می شود را می توانید ملاحظه کنید:

طرحواره چیست؟

طرحواره، قالب، چارچوب یا یک مفهوم شناختی می باشد که باعث افزایش سازماندهی و تفسیر اطلاعات می گردد. طرحواره ها مفید هستند چرا که به ما کمک می کنند تا بتوانیم با سرعت اطلاعات گسترده ای را در محیط زندگی مان تفسیر کنیم. این چارچوب های ذهنی باعث می شود تا اطلاعات اضافه را حذف نموده و فقط روی مواردی که عقاید و باورهای قبلی ما را تایید می کنند تمرکز نماییم. طرحواره ها باعث می شوند که ما بر اساس کلیشه های مشخصی رفتار نموده و اطلاعات جدید در مورد جهان را بر اساس آن  تنظیم و دسته بندی نماییم.

ژان پیاژه
تصور کنید طرحواره ها نبودند. یعنی هیچ الگوی ذهنی نداشتید. مطمئنا نمی توانستید تجارب خود را به کار برده و برای آینده برنامه ریزی کنید. 

تاریخچه مفهوم طرحواره 

پديد آيي اين واژه را در روانشناسي مي توان به گشتالتي ها و نظريه هاي پياژه نسبت داد. اما فیپس[1] معتقد است که استفاده از طرحواره ها به عنوان یک مفهوم اساسی برای اولین بار توسط یک روانشناس انگلیسی به نام فردریک بارتلت به عنوان بخشی از تئوری یادگیری استفاده شد. نظریه بارلت پیشنهاد کرد که درک ما از جهان توسط شبکه ای از ساختارهای ذهنی انتزاعی شکل گرفته است.

مرور پيشينه هاي موجود نشان مي دهد که قبل از بارتلت نيز اصطلاح طرحواره توسط آدلر در سال 1929 به کار رفت. آدلر معتقد بود که آسيب شناسي رواني بازتاب طرحوارههاي ناسالم و روان نژند است که زيربناي سبک زندگي است که به کار مي رود. پس از بارتلت مينسکي چهارچوب ها و شانک متن را که شبیه طرحواره هاي بارتلت بود را مورد استفاده قرار دادند. سپس هر کس بر اساس شاخه موضوعي خود  طرحواره را تعريف و آن را در چهارچوب ديدگاه نظريش به کار بست[2].

ژان پیاژه بارها در مباحث خود از اين اصطلاح استفاده کرده است. می توان گفت استفاده از این واژه پس از انتشار مطالعات وی رواج یافت. طبق نظریه رشد شناختی پیاژه، کودکان یک سری مراحل رشد فکری را طی می کنند.

در نظریه او، طرحواره هم مقوله دانش و هم فرآیند کسب آن دانش است. وی معتقد بود که افراد هنگام دریافت اطلاعات جدید و یادگیری چیزهای جدید، دائماً با محیط سازگار می شوند. تجارب اتفاق می افتد و اطلاعات جدید ارائه می شود، طرحواره های جدید ایجاد می شوند و طرحواره های قدیمی تغییر می کنند یا اصلاح می شوند. از نظر پیاژه طرحواره ها عناصر اصلی ساخت چنین مدلهای ذهنی هستند که ما را قادر می سازند تا جهان را بیشتر بشناسیم[3].

مطابق توضیحات اولیه روانپزشکی بک، هر یک از اختلالات روانپزشکی با الگوهای عادت بسیار کلی و فراگیر عادت همراه است که نوع آسیب پذیری ناشی از آن اختلال را تعیین می کند. بک استدلال می کند که در زمینه روانشناسی، طرحواره شمای ساختاری است که حاوی محتوای شخصی شده با خصوصیات فردی است که در اثر اختلالاتی مانند افسردگی ، اضطراب ، حملات هراس و رفتارهای اجباری ایجاد می شود.

از نظر یانگ ، طرحواره ها اعتقادات عمیقی در مورد خود و جهان دارند و محصول آموزه های سالهای اولیه زندگی هستند. طرحواره ها دانش ما از خود و جهان هستند و به ما می گویند در جهان چگونه هستیم و جهان چگونه است. از منظر طرحواره ، شیوه منحصر به فرد و متمرکز فرد در نگاه به خود یا دیگران است.

ماهیت طرحواره ها این است که آنها ویژگی های منحصر به فرد خود را دارند و ممکن است شامل همه راه های پایدار برای نگاه به خود یا دیگران باشد. اين طرحواره ها در طي کودکي شکل گرفته اند و پاسخ فرد به رخدادهاي محيطي را کنترل مي کند[4].

طرحواره چیست

شکل گیری طرحواره

بسیاری از طرحواره ها در اوایل زندگی شکل می گیرند، به حرکت خود ادامه می دهند و خود را بر تجربیات بعدی زندگی تحمیل می کنند، حتی اگر فایده ای نداشته باشند. طرحواره عمومی ترین سطح شناختی است که در برابر تغییر مقاوم است و تأثیر عمیق و قدرتمندی در شناخت و احساسات فرد دارد. طرحواره ها، فرضیات اساسی یا قوانینی که افکار و رفتارهای فرد را کنترل می کند و در طول زندگی تکامل می یابد. محتوای طرحواره ها شامل تمام جنبه های آگاهانه و ناخودآگاه زندگی شخص می شود و منجر به شکل گیری معنا و ساختار ذهنی فرد در اطراف خود می شود.

مثال کاربردی

به عنوان مثال، یک کودک خردسال ممکن است ابتدا وقتی اسب را می بیند یک طرحواره برای او در ذهن خود ایجاد کند. او می داند که یک اسب بزرگ است، دارای مو، چهار پا و دم است. هنگامی که دختر کوچک برای اولین بار با یک گاو روبرو می شود، ممکن است ابتدا آن را اسب بخواند. ظاهر گاو برای ویژگی های یک اسب در ذهن او همخوانی دارد.

گاو نیز یک حیوان بزرگ است که دارای مو، چهار پا و دم است. به محض اینکه به او گفته شود این حیوان متفاوتی به نام گاو است، او طرحواره موجود خود را برای یک اسب اصلاح کرده و یک طرحواره جدید برای یک گاو ایجاد می کند. بنابراین از طریق تجربیات جدید، طرح های موجود اصلاح می شود و اطلاعات جدید آموخته می شود.

انواع طرحواره

در حالی که پیاژه بر رشد کودکی متمرکز بود، طرحواره ها چیزی است که بزرگسالان نیز از آن برخوردارند و همچنان شکل می گیرند و در طول زندگی تغییر می کنند. طرحواره های اشیا فقط یکی از انواع طرحواره ها هستند که بر روی اینکه یک چیز بی جان چیست و چگونه کار می کند تمرکز می کنند. به عنوان مثال، بیشتر مردم در کشورهای صنعتی برای اینکه یک ماشین چیست، طرح و برنامه دارند. طرح کلی شما برای یک ماشین ممکن است شامل زیرمجموعه هایی برای انواع مختلف اتومبیل مانند ماشین جمع و جور، سدان یا اسپرت باشد. انواع دیگر طرحواره هایی که افراد اغلب در اختیار دارند عبارتند از:

طرحواره های شخصی در مورد افراد خاص متمرکز شده است. به عنوان مثال، طرحواره شما در مورد دوستتان ممکن است اطلاعاتی در مورد ظاهر، رفتارها، شخصیت، ترجیحات و علائق او باشد.

طرحواره های اجتماعی شامل دانش عمومی در مورد نحوه رفتار افراد در موقعیت های خاص اجتماعی است.

طرحواره های خود بر دانش شما در مورد خود متمرکز هستند. این می تواند هم شامل مواردی باشد که در مورد خود فعلی و هم ایده هایی در مورد خود ایده آل یا آینده شما باشد.

طرحواره های رویدادی بر الگوهای رفتاری متمرکز شده اند که باید برای برخی از حوادث دنبال شوند. این عمل دقیقاً مانند چارچوبی است که به شما اطلاع می دهد که باید در موقعیت های مختلف چه کار کنید، چگونه بپوشید، چگونه رفتار کنید و همچنین در چه شرایطی چه سخنی را بگویید[5].

انواع طرحواره

چگونه طرحواره ها تغییر می کنند؟

فرایندهایی که از طریق آنها برنامه ها تنظیم یا تغییر می کنند به عنوان جذب (assimilation) و انطباق (accommodation) شناخته می شوند. در جذب، اطلاعات جدید در طرح های قبلی موجود گنجانده می شود. این فرایند می تواند مثبت و یا منفی باشد. زمانی اثر مثبت دارد که اطلاعات جدید با قبلی همخوانی داشته و باعث غنی شدن ساختارهای قبلی می شود. اثرات منفی زمانی است که فرد می خواهد یک تجریه ناهمخوان را جذب کند. در این حالت تجربه تحریف شده و به شکل همخوان جذب می گردد[6].

در انطباق یا سازگاری، ممکن است با آموختن اطلاعات جدید و تجربه های جدید، برنامه های موجود تغییر کند یا برنامه های جدیدی شکل بگیرد. در این حالت یا طرحواره های قدیم اصلاح و تعدیل می یابند و یا یک طرحوراه جدید شکل می گیرد[7].

تغییر طرحواره ها در دوران کودکی آسان تر است اما با بزرگتر شدن افراد سفت و سخت می شود و اصلاح آنها دشوار است. این طرح ها اغلب حتی در صورت ارائه مدارکی که با عقاید آنها مغایرت داشته باشد، پابرجا خواهند بود. در بسیاری از موارد، افراد فقط در صورت تکرار مداوم شواهد متفاوت با تجارب قبلی، برنامه های خود را به آرامی تغییر می دهند.

چگونه طرحواره ها بر یادگیری تأثیر می گذارند؟

طرحواره ها نیز در روند یادگیری نقش دارند. طرحواره ها بر آنچه که ما به آن توجه می کنیم تأثیر می گذارند. مردم بیشتر تمایل دارند به مواردی که با برنامه های فعلی آنها متناسب است توجه کنند. طرحواره ها همچنین بر سرعت یادگیری افراد تأثیر می گذارند. مردم همچنین وقتی اطلاعات با برنامه های موجود جور در می آیند، با سهولت بیشتری یاد می گیرند.

طرحواره ها به ساده سازی جهان کمک می کنند. طرحواره ها اغلب یادگیری در مورد دنیای اطراف را برای افراد آسان می کند. اطلاعات جدید را می توان با مقایسه تجربیات جدید با طرح های موجود طبقه بندی و دسته بندی کرد.

طرحواره ها به ما اجازه می دهد سریع فکر کنیم. حتی در شرایطی که همه چیز به سرعت در حال تغییر است و اطلاعات جدید به سرعت وارد می شود، مردم معمولاً مجبور نیستند زمان زیادی را برای تفسیر آن صرف کنند. به دلیل طرح های موجود، افراد قادر به جذب سریع و خودکار این اطلاعات جدید هستند.

طرحواره ها همچنین می توانند نحوه تفسیر اطلاعات ورودی را تغییر دهند. هنگام یادگیری اطلاعات جدیدی که با طرحواره های موجود جور در نمی آید، افراد گاهی اوقات اطلاعات جدید را تحریف یا تغییر می دهند تا با آنچه قبلاً می دانند متناسب شود. تغییر طرحواره ها نیز می تواند بسیار دشوار باشد. مردم اغلب حتی در مواجهه با اطلاعات متناقض به طرح های موجود خود می چسبند.

چگونه طرحواره ها مانع  یادگیری می شوند؟

در حالی که استفاده از طرحواره ها برای یادگیری، در بیشتر شرایط، به طور خودکار یا با تلاش کم اتفاق می افتد، اما گاهی اوقات یک طرحواره موجود می تواند مانع یادگیری اطلاعات جدید شود. تعصب یکی از نمونه های طرحواره است که مانع از دیدن دنیا به همان شکل موجود در جهان می شود و آنها را از گرفتن اطلاعات جدید باز می دارد.

با داشتن اعتقادات خاص در مورد گروه خاصی از افراد، طرحواره ها ممکن است باعث شود مردم شرایط را به اشتباه تفسیر کنند. وقتی اتفاقی می افتد که اعتقادات موجود فرد را به چالش می کشد، ممکن است افراد به جای تطبیق یا تغییر باورهایشان، توضیحات جایگزینی ارائه دهند که طرح موجود آنها را حفظ و پشتیبانی کند.

طرحواره ها و کلیشه های ذهنی

طرحواره ها می توانند باو ها و ساختارهایی را ایجاد کنند که نسبت به تغییر نیز مقاوم هستند. در نظر بگیرید که چگونه طرحواره ها ممکن است برای انتظارات و کلیشه های جنسیتی کار کنند. هرکسی متناسب با فرهنگ خود طرح و برنامه ای برای آنچه مردانه و زنانه تلقی می شود، دارد. چنین طرح هایی همچنین می تواند به کلیشه ها در مورد چگونگی انتظار ما از رفتار زنان و مردان و نقش هایی که انتظار داریم منجر شود.

در یک مطالعه جالب، محققان به عده ای از کودکان تصاویری را مطابق با انتظارات جنسیتی نشان دادند (مانند مردی که روی ماشین کار می کند و زنی که در حال شستن ظروف است) در حالی که به عده ای دیگر تصاویری را نشان دادند که با کلیشه های جنسیتی متناقض است (مردی در حال شستن ظرف و زنی در حال تعمیر ماشین). وقتی بعداً از آنها خواسته شد آنچه را در تصاویر دیده اند به یاد بیاورند ، كودكانی كه دارای دیدگاههای بسیار كلیشه ای در مورد جنسیت بودند، به احتمال زیاد جنسیت افرادی را كه در تصاویر متناقض جنسیت می دیدند تغییر می دادند. به عنوان مثال، اگر آنها تصویری از مردی را می دیدند كه در حال شستن ظرف است، به احتمال زیاد آن را به عنوان تصویری از زنی كه در حال شستن ظرف است، به یاد می آورند.

صدای مشاور

طرحواره ها می توانند به صورت الگوهای تکرار شونده یا تله های زندگی ظاهر شوند. آن ها ممکن است به صورت ناسازگار ایجاد شده و باعث شوند تا ما به اختلالات و مشکلات روانی مبتلا شویم. بسیاری از افرادی که اختلالات شخصیتی دارند طرحواره های ناسازگار زیادی در آن ها شکل گرفته است. به همین دلیل توصیه مشاور ای سنج این است که در صورت بروز علائم اختلالات شخصیت حتما به یک طرحواره درمانگر مراجعه نمایید.

طرحواره های ناسازگار

این اصطلاح واژه ای است که توسط یانگ در حوزه طرحواره درمانی به کار رفته است. یانگ آن دسته از طرحواره هایی را که منجر به مشکلات روانشناختی می شوند ، طرحواره های ناسازگار اولیه می نامد و معتقد است که طرحواره ها به الگوی مداوم از خاطرات ، احساسات ، شناختها ، حواس و ادراکات که راهنمایی کننده رفتارها هستند اشاره دارد. این طرحواره ها موضوعات طولانی مدت و ثابت هستند که در دوران کودکی بوجود می آیند و منجر به طرز تلقی در زندگی بزرگسالان می شوند و تا حد زیادی آسیب زا هستند.

طرحواره های ناسازگار اولیه، آسیب پذیری خاصی را برای انواع اختلالات روانشناختی و آسیب شناسی شخصیت ایجاد می کند. محتوای این طرحواره های ناسازگار نیز مربوط به شکل گیری هویت فرد در ارتباط با دیگران است و در دوران کودکی شکل گرفته و شکل می گیرد و در طول زندگی فرد ، بصورت گسترده و کاملاً پیوندی ، یکپارچه و درونی در ارتباط هستند. مجموعه ای از تجربیات نارسای اولیه در ارتباط با دیگران و در محیط اولیه کودک که می توانند عمیقا مشکل زا بوده و طرز تفکر غلط و اشتباه و همچنین رفتار ناکارآمد و ناصحیح را در آینده بوجود بیاورند[8].

جمع بندی ای سنج

در این مقاله سعی کردیم تا در رابطه با مفهوم طرحواره ها توضیح دهیم. همانطور که دیدیم نظریه رشد شناختی پیاژه بعد مهمی در درک ما از چگونگی رشد و یادگیری فراهم می کند. ما به طور مداوم طرحواره های جدید ایجاد می کنیم، طرحواره های قدیم را تغییر می دهیم یا واقعیت ها را بر اساس طرحواره هایمان تحریف می کنیم. این فرایندی پویا است که باعث می شود تا ما چارچوبی برای درک جهان مان داشته باشیم. برخی از این طرحواره ممکن است باعث بیماری و مشکلات روانشناختی شوند. شناخت طرحواره ها به ما کمک می کند تا بهتر بتوانیم نحوه ادراک خود را تجزیه و تحلیل کنیم.

با کامنت های خود می توانید در مورد طرحواره هایی که دارید با ما صحبت کنید. به نظر شما چه طرحواره هایی می توانند آسیب ایجاد کنند؟ یا اینکه چه طرحواره هایی در جامعه می تواند به اختلافات مردم دامن زند؟

 

[1] Phipps, C., & Davis, K. C. (2002). Automating data warehouse conceptual schema design and evaluation. In DMDW (Vol. 2, pp. 23-32).

[2] Sperry, L. (2013). Handbook of diagnosis and treatment of DSM-IV personality disorders. Routledge.

[3] McLeod, S. (2018). Jean Piaget’s theory of cognitive development. Simply psychology, 1-9.

[4] Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema therapy. New York: Guilford, 254.

[5] Ravan, F. (2018). Undergraduate Women of Color Majoring in STEM Fields: Sharing Their Stories (Doctoral dissertation, California State University Channel Islands).

[6] Dorko, A. (2019). Generalization, Assimilation, and Accommodation. The Mathematics Educator, 28(2).

[7] Zhiqing, Z. (2015). Assimilation, accommodation, and equilibration: A schema-based perspective on translation as process and as product. In International Forum of Teaching and Studies (Vol. 11, No. 1/2, p. 84). American Scholars Press, Inc.

[8] Young, J. E. (1999). Cognitive therapy for personality disorders: A schema-focused approach. Professional Resource Press/Professional Resource Exchange.

لطفا امتیاز خود را برای این محتوا ثبت کنید