معنی همنوایی
conformity (kənˈfôrmədē)
همنوایی فرآیند همسویی نگرش ها، اعتقادات و رفتارها را با هنجارهای گروه، سیاست یا همفکری است.
انجمن روانشناسی آمریکا(APA)
تنظیم نظرات، قضاوت ها یا اقدامات فرد به گونه ای که با (الف) نظرات، قضاوت ها، یا اقدامات افراد دیگر سازگارتر باشد یا (ب) استانداردهای هنجاری یک گروه یا وضعیت اجتماعی.
فرهنگ لغت آکسفورد(ODE)
رفتار یا اعمالی که از قوانین پذیرفته شده جامعه پیروی می کنند.
فرهنگ لغت کمبریج(CALD)
رفتاری که از استانداردهای معمول پیروی از یک گروه یا جامعه پیروی می کند.
ویکی پدیا انگلیسی (wikipedia)
همنوایی فرآیند همسویی نگرش ها، اعتقادات و رفتارها را با هنجارهای گروه، سیاست یا همفکری است. هنجارها قوانینی خاص و ضمنی هستند که توسط گروهی از افراد به اشتراک گذاشته می شود و تعاملات آنها با دیگران را هدایت می کند. مردم معمولاً به جای پیگیری خواسته های شخصی خود، سازگاری با جامعه را انتخاب می کنند، زیرا دنبال کردن راهی که دیگران قبلاً طی کرده اند، اغلب آسان تر است تا ایجاد یک مسیر جدید. این تمایل به همنوایی در گروه های کوچک و یا به طور کلی جامعه اتفاق می افتد و ممکن است ناشی از تأثیرات ناخودآگاه ناآگاهانه (حالت روحی مستعد) یا فشار اجتماعی مستقیم و آشکار باشد.
فرهنگ جامع روانپزشکی(CDP)
سازشکاری، همنوا شدن با دیگران. بطور کلی یعنی تمایل به اینکه شخص اجازه دهد افکار، گرایش ها، اعمال و حتی ادراکاتش تحت تاثیر افکار، گرایش ها، اعمال و ادراکات مسلط بر جامعه قرار بگیرد.
واژه های مترادف در فارسی
انطباق، توافق، هماهنگی، همخوانی
واژه های مترادف لاتین
accord, accordance, agreement, conformance, congruence, congruency, congruity, consonance, harmony, tune
واژه های متضاد در فارسی
تعارض، اختلاف، ناسازگاری، ناهماهنگی
واژه های متضاد لاتین
conflict, disagreement, incongruence, incongruity, incongruousness