ریموند کتل

ریموند کتل یک روانشناس مشهور است که علت این شهرت را می توان به موارد زیر دانست:

تدوین مدل شخصیت 16 عاملی

تحلیل عاملی در تحقیقات روان سنجی

ارایه تست هوش ناوابسته به فرهنگ 

Raymond Cattell

نظریه شخصیت 16 عاملی

  • در نظریه شخصیت کتل سه مدل اصلی معرفی می گردد.
  • نظریه کتل جزء نظریه صفات است. از نظریه پردازان این حوزه می توان به آلپورت، آیزنک و کاستا و مک کری اشاره نمود.
  • کتل رشد شخصیت را مرحله ای دانسته و از طفولیت تا پیری آن را مورد بحث قرار می دهد.
  • نظریه کتل به نظریه 16 عاملی معروف است.
  • در نظریه کتل علاوه بر 16 عامل 8 بعد نیز به عنوان عوامل مرتبه دوم در نظر گرفته می شوند.

در این بخش از نظریه شخصیت کتل می خواهیم در رابطه با مدل شخصیت او که بسیار معروف نیز می باشد صحبت کنیم. کتل دیدگاه منحصر به فردی داشته و از طریق این دیدگاه نیز شخصیت را به 16 عامل تقسیم نموده است. می توان گفت شخصیت 16 عاملی کتل و عوامل زیربنایی آن توصیف قابل قبولی از این نظریه می باشد. در ادامه با ما همراه باشید تا دیدگاه وی به شخصیت را با هم مرور کنیم:

رویکرد کتل به صفات شخصیت

کتل صفات را به صورت گرایش های نسبتا دایمی واکنش نشان دادن که واحدهای ساختاری بنیادی شخصیت هستند، تعریف کرد و آن ها را در مدل های مختلف دسته بندی کرد.

مدل اول

او گفت که ما دو نوع صفت داریم: صفات مشترک و صفات منحصر به فرد

صفت مشترک یعنی هرکسی تا اندازه ای از آن برخوردار است مانند درون گرایی، هوش، معاشرتی بودن و...

صفت متمایز یعنی آن جنبه های شخصیت که تعداد محدودی از افراد در آن سهیم هستند، مثلا یکی به موسیقی سنتی و دیگری به موسیقی مدرن علاقه دارد.

مدل دوم

او صفات را به توانشی، خلقی و پویشی تقسیم کرد.

صفات توانشی، تعیین می کنند که ما تا چه اندازه ای به صورت کارآمد برای رسیدن به یک هدف تلاش خواهیم کرد مانند: سطح هوش که بر نحوه ای که برای هدفمان تلاش می کنیم، تاثیر خواهد داشت.

صفات خلقی، سبک کلی حال و هوای هیجانی رفتار ما را توصیف می کنند مانند: ما چقدر فردی جسور، تحریک پذیر یا آسان گیر هستیم.

صفات پویشی، نیروهای برانگیزاننده رفتار هستند یعنی آنها انگیزه ها، تمایلات و آرزوهای ما را توصیف می کنند.

مدل سوم

او صفات را به دو دسته ی صفات سطحی و صفات عمقی دسته بندی کرد.

صفات سطحی، ویژگی های شخصیتی هستند که با یکدیگر همبستگی دارند ولی یک عامل را تشکیل نمی دهند، زیرا منبع واحدی آن ها را تعیین نمی کند، مثلا چند عنصر رفتاری مانند اضطراب، تردید، ترس باهم ترکیب می شوند و روان رنجورخویی را تشکیل می دهند.

صفات عمقی، که عوامل یک پارچه شخصیت بوده و پایدار تر و دایمی تر هستند و اهمیت بیشتری دارند. صفات عمقی آن دسته از عوامل فردی هستند که از تحلیل عاملی به دست می آیند و برای توجیح کردن صفات سطحی با هم ترکیب می شوند.

همچنین صفات عمقی بر اساس منشا آن ها به صورت صفات سرشتی یا صفات محیط ساخته طبقه بندی می شوند.

صفات سرشتی، از شرایط زیستی ناشی می شوند، ولی لزوما فطری نیستند، مثلا الکل موجب پرحرفی، بی احتیاطی و... می شود.

صفات محیط ساخته، از تاثیرات موجود در محیط اجتماعی و مادی حاصل می شوند. این صفات، ویژگی ها و رفتارهای آموخته شده ای هستند که به شخصیت حالت می دهند، مثلا رفتار کسی که در محله ی فقیر نشین بزرگ شده با کسی که در شهر بزرگ و طبقه ی مرفه پرورش یافته متفاوت است.

نظر کتل درباره تاثیرات وراثت و محیط

کتل به تاثیرات وراثت و محیط بر شکل دهی شخصیت بسیار اهمیت داد.

کتل با آزمایشی نتیجه گرفت که در مجموع، یک سوم شخصیت ما مبنای ژنتیکی دارد و دو سوم به وسیله تاثیرات اجتماعی و محیطی تعیین شده است.

مراحل رشد شخصیت از دیدگاه کتل

کتل شش مرحله را در رشد شخصیت مطرح کرد که کل عمر را در بر می گیرند.

طفولیت: تولد تا 6 سالگی- از شیر گرفتن، آموزش استفاده از توالت، شکل گیری خود، فراخود و نگرش های اجتماعی

کودک: 6 تا 14 سالگی - استقلال از والدین و همانند سازی با همسالان

نوجوانی: 14 تا 23 سالگی - تعارض هایی درباره استقلال، ابراز وجود و میل جنسی

پختگی: 23 تا 50 سالگی – احساس رضایت از شغل، زندگی زناشویی و خانوادگی

اواخر پختگی: 50 تا 65 سالگی- شخصیت در پاسخ به شرایط مادی و اجتماعی تغییر می کند.

پیری: 65 سالگی به بعد - سازگاری با فقدان دوستان، شغل و مقام

نظریه 16 عاملی شخصیت کتل

به اعتقاد کتل، شخصیت فقط یک رمز و راز غیر قابل شناخت و غیرقابل آزمایش نبود. بلکه قابل مطالعه و سازماندهی بود. با مطالعه علمی می توان ویژگی ها و رفتارهای انسانی را بر اساس ویژگی های اساسی شخصیت پیش بینی کرد.

کتل با چارلز اسپیرمن که او هم روانشناس بود و به دلیل کارهای پیشگام بودن در آمار معروف شده بود، کار می کرد. بعداً کتل از تکنیک های تحلیل عاملی که توسط اسپیرمن برای ایجاد طبقه بندی شخصیت خود استفاده کرد، استفاده کرد.

ریموند کتل لیست شخصیت شناسی آلپورت را تجزیه و تحلیل کرد و آن را با توجه به حذف عبارات بدون کاربرد به 171 ویژگی کاهش داد. وی سپس از یک روش آماری استفاده کرد که به عنوان تحلیل عاملی شناخته می شود و صفاتی را که به یکدیگر مرتبط هستند شناسایی می کند. با این روش، او توانست لیست خود را به 16 عامل اصلی شخصیت تبدیل کند.

از نظر کتل، در صفات شخصیتی یک پیوستگی خاصی دیده می شود. به عبارت دیگر، هر فرد تا حدی شامل همه این 16 ویژگی است، اما ممکن است در برخی صفات زیادتر و در برخی دیگر کمتر باشد.

لیست ویژگی های شخصیتی زیر برخی از اصطلاحات استفاده شده برای هر یک از 16 بعد شخصیت توصیف شده، توسط کتل را توصیف می کند.

عامل A : ادواری خویی-گسیخته خویی (مردم آمیزی، مردم گریزی)

عامل B : هوش عمومی- نارسایی عقلی (استدلال انتزاعی- استدلال عینی)

عامل C: نیرومندی من- نوروز گرایی عمومی (پایداری هیجانی- ناپایداری هیجانی

عامل E: سلطه استیلا، اطاعت، تسلیم (سلطه گری- سلطه پذیری)

عامل F: سرزندگی- دل مردگی

عامل G: خلق استوار- نارس و وابسته (باوجدان- مصلحت گرا)

عامل H: ادواری خویی متهورانه، گسیخته گویی اساسی (جسور- ترسو)

عامل I: حساسیت هیجانی- زمختی رشدیافتگی (حساس، نرم خو- غیر حساس، یک دنده)

عامل L: گسیخته خویی پارانویاگونه- در دسترس بودن اعتماد آمیز (شکاک- زود باور)

عامل M: کولی گری - رغبت های عملی (خیال پرداز - اهل عمل)

عامل N: ظرافت کاری- سادگی بی ظرافت (رک گویی و صراحت- حفظ حریم خصوصی)

عامل O: بی اعتمادی اضطرابی- اعتماد توام با آرامش (مستعد احساس گناه- اطمینان به خود)

عامل Q1: تجربه گرا- محافظه کار/ باز بودن نسبت به تغییر

عامل Q2: خودکفایی- ناتوانی در اخذ تصمیم (مسلط به خود- متکی به دیگران)

عامل Q3: مهار کردن اراده و پایداری خلق و خو (کمال گرا- اختلال مدارا)

عامل Q4: تنش عصبی (مضطرب- آرام)

در نظریه شخصیت کتل علاوه بر 16 بعد اصلی 8 بعد نیز به عنوان عوامل مرتبه دوم شخصیت وجود دارند. مرتبه دوم در زیر آمده است.

برون گرایی: برون گرایی در برابر درون گرایی

اضطراب: اضطراب پایین در برابر اضطراب بالا

انعطاف پذیری: یک دندگی در برابر پذیرندگی

استقلال: استقلال در برابر وابستگی

کنترل غرایز: کنترل بالا در برابر کنترل پایین

سازگاری: سازگاری بالا در برابر عدم سازگاری

قدرت رهبری: قدرت رهبری بالا در برابر قدرت رهبری پایین

خلاقیت: خلاقیت بالا در برابر خلاقیت پایین

جمع بندی ای سنج

همانطور که دیدیم نظریه شخصیت کتل دیدگاه گسترده ای است که در آن سعی شده است بر اساس صفات مشترک افراد و دسته بندی های آن نظریه جامعه ای را در این حوزه ارائه دهد. می توان گفت توانایی کتل در تحلیل عاملی کمک شایانی به شکل گیری و جهت دهی به نظریه او کرده است. ابزار و تست شخصیت کتل که برای سنجش این ویژگی ها تدوین شده است، قدرت بالایی در غربال گری افراد داشته و توسط روانشناسان، مشاوران و پژوهشگران زیادی مورد استفاده قرار گرفته است.

 

جهت مطالعه تئوری های روانشناسی سایر نظریه پردازان کلیک کنید.

 

 

اصطلاحات مهم این مقاله

جهت نمایش بیشتر اصطلاحات کلیک نمایید

01 دی 1400 19:20

خوب ولی خلاصه است توضیح بیشتر لطفا